نور الزهرا

گروه عقیدتی مذهبی نور الزهرا

نور الزهرا

گروه نور الزهرا
نور الزهرا گروه عقیدتی مذهبی نور الزهرا

گروه نورالزهرا

گروه نورالزهرا ,گروه نوکران وغلامان حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها


موضوعات مرتبط: گروه نورالزهرا
برچسب‌ها: گروه نور الزهرا , گروه , نورالزهرا

تاريخ : جمعه چهاردهم شهریور 1393 | 17:57 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

شهادت امام رضا علیه السلام تسلیت باد

شهادت امام رضا علیه السلام تسلیت باد

 

 

 



تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 18:41 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

شهادت حضرت رسول اکرم صل الله علیه و آله و سلم تسلیت باد

شهادت حضرت رسول اکرم صل الله علیه و آله و سلم تسلیت باد

 



تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 18:37 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

درس ولایت فقیه استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)

درس ولایت فقیه استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)

چرا مرحوم ايت الله العظمي خميني رضوان الله تعالي عليه انقلاب كرد به خاطر اينكه ولي فقيه بود . ديد كه دين داره توسط شاه به يه جايي مي رسه كه اگر سكوت كنه ديگه چيزي از تشيع باقي نمي مونه . به عنوان اينكه ولي فقيه بود اقدام كرد و مسائل رو اعلام كرد و با توجه به بيعت مردم و پيروي مردم الحمدالله تمام نظرات ايشون به جنبه ي حكومتي هم به بار نشست .

 ولذا حفظ نظام اسلامي جمهوري در اين مملكت در اوجب واجبات است . واجب ترين واجبات يك شيعه اينه كه چهار چوب نظام رو حفظ كنه .

اگر كسي خللي ايجاد كنه ، اگر كسي نظام رو از بين ببره نسبت به تمام خون اين شهدا مديونه .

 توجه داشته باشيد كه حالا كه ولي فقيه ساليان دراز در پرده ي خاصي قرار داشتن و نمي تونستن از مسائل اجرائي حكومت كنند ، حالا كه اومدن ، هر كس كه يه كاري بكنه كه دوباره برگرده به اون مسئله تمام گناه هايي كه از اين به بعد مي شه به گردن او هم هست .

و لذا حفظ نظام براي ما در مكتب ما ، به قول مرحوم حضرت علامه از اوجب واجباته

 

 ان شاالله اين در سها رو داشته باشيم و نظراتمون رو در اين مسئله تطبيق بديم كه خدايي نكرده دچار اعوجاج ديني و سلوكي نشيم . ان شا الله .

 

 

 

                        والسلام عليكم ورحمة الله و بركاته

 


موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)

تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 17:55 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

متن و صوت درس ولایت فقیه استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)جلسه نهم

جلسه نهم:دانلود فايل

تفاوت ولی فقیه با مرجع تقلید - نصب خاص و عام

 

 

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

    بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

الصلوة  والسلام علي اشرف الانبياء و افضل السفراء المقربين ، العبد المؤيد و الرسول المسدد ، المصطفي الامجد ، المحمود الاحمد ابالقاسم محمد ، صلي الله عليه و علي عترة الطيبين الطاهرين والهداة المهديين و لعن الدائم علي اعدائهم و مخالفيهم و معانديهم و غاصبي حقوقهم و منكري فضائلهم من الان الي قيام يوم الدين .

 

براي تعجيل در فرج حضرت حجة بن الحسن روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفدا و براي اينكه خداوند عالم از سرچشمه ي فيوضات بي پايان اون حضرت همه ي ما رو مخصوصا در اين ماه مبارك رمضان با توفيقات بيش از پيش به طور كامل بهره مند بفرمايد همه با هم صلواتي ختم مي كنيم .

 

در مورد ولايت فقيه در مكتب عرفان بحث مي كرديم . امروز ده مورد تفاوتهاي مرجع تقليد با ولايت فقيه رو بحث مي كنيم . در خدمت شما هستيم .

 عرضم به حضور شما كه

 

- تفاوت ولي فقيه با مرجع تقليد

 

- ولي فقيه بناير اصل 5 و 107قانون اساسي از طرف مجلس خبرگان معرفي و اعلام مي شود . يعني ؛ در معرفي و تاييد ولي فقيه جمع كثيري دخالت دارند . مرجع تقليد با تاييد دو عادل كفايت مي كند .

 

 اولين فرقي كه داره ، شما وقتي مي خوايد از كسي تقليد كنيد طبق احكامي كه در دست ماست اگر دو فرد عادل و صالح \ اعلميت يك مرجع رو تاييد كنند به شرطي كه دو فرد عادل ديگه تكذيب نكنند اين فرد براي مرجعيت از طريق شرع مقدس اسلام شايستگي خودش رو پيدا مي كنه . ولي انتخاب ولي فقيه وابسته به دو نفر نيست . بايد به تعداد كثيري از اهل فن و خبره جمع شن و كسي رو براي اين منصب تاييد و اعلام كنند . ولذا شما ها مي ياييد يه سري افرادخبره اي رو كه بهشون اعتماد داريد و اطمينان داريد رو انتخاب مي كنيد اينا ميرن در يه جمعي تمام افراد واجد شرايط رو مورد بررسي قرار ميدن . برترينه اونها رو به ما معرفي مي كنن . ولذا در مرجعيت تاييد دو نفر كافي است . ولي در ولايت فقيه تاييد دو نفر كافي نيست . اين اوليش .

 

دوميش اينه كه ؛

 

2- ولي فقيه در راس نيروهاي اجرايي و قضايي قرار دارد و از اين بابت دستوراتش در مسائل حكومتي لازم الاجراست .

ولي فقيه كسي است كه در راس نيروهاي اجرايي و قضاي قرار داره. خوب رئيس قوه ي مجريه رو شيون ولايت مي گه كه از طريق خودش در مسائل قضا دخالت كنه . و نيروهاي اجرايي و دستوراتي هم كه مي ده دستوراتش در امور حكومتي است. اما مرجع تقليد در نيروهاي اجرايي حاكميت ندارد واز اين بابت نمي تواند اوامر حكومتي صادر كند .

اگر اين مسئله بشه الارشيسمي بوجود مي ايد يعني ؛ هرج ومرج به وجود مي اورد . الان يه فردي است كه بايد قصاص بشه ، قصاص شدن اين بايد تحت نظر ولي فقيه ، نيروهاي قضايي بررسي كنه و توسط ولي فقيه اين قصاص بشه . حالا هر مرجعي بياد برا خودش يه دادگاهي تشكيل بده ، مملكت چي مي شه؟‌هرج و مرج. يا نثلا دستور بده ، هر كه مثلا ، هر مرجعي براي خودش يه دستگاه عريض و طويل براي تعزيرات درست كنه بگه هر كه شراب خورد بگيرد صد تا تازيانه بزنيد اين مرجع مي خواد بزنه ، اون مرجع مي خواد بزنه ، يه حالت الارشيسم، يه حالت هرج و مرجي برا امت حاصل مي شه .

 

سومين تفاوت اينه كه

 

3- ولي فقيه را نمي توان به دلخواه تغيير داد چون پيماني است كه با ايجاب مردم و قبول او صورت مي گيرد . عقدي لازم الاجراست و تامادامي كه خلافي نباشد قابليت تغيير ندارد .

 

 ولي فقيه رو نمي تونيم تغيير بديم الان ولي فقيه توسط شوراي خبرگان معرفي شده و باهاش بيعت كرديم.حالا كه باهاش بيعت كرديم اين بيعت چون يه امر دو طرفه ست تا موارد بيعت به هم نخوره حق تغيير نداريم . يعني ولي فقيه به اين راحتي قابل تغيير نيست .

 

- ولي مرجع تقليد را در صورت تساوي با مراجع ديگر مي توان تغيير داد كه به ان عدول مي گويند .

 

اما مرجع تقليد رو مي شه تغيير داد الان از يه مرجعي تقليد ي تقليد مي كنيد ، مي بينيد كس ديگري از نظر علم از نظر بعضي صفات ديگر از اين مرجع كه داريد تقليد مي كنيد يا بالاتره يا يكسانه. مي تونيد از اين مرجع عدول كنيد به يه مرجع ديگه اي . تازه تو مكه يه چيزهاي ديگه است ،مثلا براي اينكه احرام ببنديد 5دقيقه مرجعتون رو عوض كنيد . البته ما كه اونو به اون صورت قبول نداريم .ولي به اين صورت قبول داريم كه هر كس اگر يه مرجع بالاتر يا تساوي وجود داره مي تونه تغيير بده .

تغيير در مرجعيت هست ولي تغيير در ولايت فقيه نيست . به اين صورت كه هست نيست .

 

4- ولي فقيه تعدد بردار نيست ، يعني دستورات حكومتي براي حفظ وحدت بايد از يك مركز صادر شود ،

 

ولي فقيه تعدد بردار نيست اونهايي هم كه شعار مي دن شوراي رهبري ؛ شوراي رهبري ، هر چه هست در مكتب ما جايگاه نداره . ما مي گيم ولي فقيه . اگر شوراي رهبري رو قبول داشته باشيم اون مي افته تو خط تسنن كه اون سقيفه مقيفه بود .

ما مي گيم ولي فقيه بايد يه نفر باشه تعدد در ولايت فقيه جايز نيست. يعني برا خاطر اينكه الارشيسمي نشه وحدت در جامعه پيدا بشه بايد حتما دستورات حكومتي از يك مصدر صادر بشه . اونم در امامت از امامه و در زمان غيبت از ولي فقيه.

 

- مرجعيت همواره تعدد پذير در زمان غيبت بوده و خواهد بود . اين امر براي استمرار باب مرجعيت مي باشد .

 

ولي مرجع تقليد هميشه تعداد افرادي كه مرجع چي بودن؟ زياد بودن . از زمان غيبت تا حالا همينطوري بوده . الان ما يه ولي فقيه داريم ، ده ها مرجع تقليد . اينم چرا مرجع تقليد تعدد پذير باشه به علت اينكه باب اجتهاد هميشه باز باشه . يعني تحقق در مسائل فقهي هيچ وقت نبايد انسداد پيدا كنه . اگر انسداد پيدا كنه ما به همون سرنوشت  شومي كه اهل تسنن مبتلا شدن ، مبتلا مي شيم . به جهتي در تشيع باب مرجعيت باز بوده . الان اهل تسنن مي خوان در مسائل جديد پيروي كنن ، مثل بيمه ، مثل تقليد .

 مسائل جديدي كه به وجود اومده چون در مرجعيت اهل تسنن در زمان هارون الرشيد بسته شده امكان داره اونا فتوي دادن تو اين مسائل از مراجع جعفري انتخاب كنند .

به خاطر اينكه اگه اين كار بشه باب مرجعيت بسته مي شه .

 

5- ولي فقيه بعد از فوت نمي تواند باز هم رهبر سياسي باشد  و اوامر حكومتي صادر كند .

 

ولي فقيه وقتي كه از دنيا رفت يا از ولايت ساقط شد دستورات حكومتي شم چي مي شه؟ ساقط مي شه. اما مرجع تقليد بنابر كاتبه ي مراجع بقا بر ميت را جايز مي دانند .

 در اوامر حكومتي بعد از وفات ولي فقيه ديگه اوامر ساقته ولي در مسائل تقليدي يه مقلد مي تونه از مرجع قديم پيروي كنه ؛ الان كساني هستند در حال حاضر كه مثلا از آيت الله بروجردي دارن تقليد مي كنند . آيت الله بروجردي قبل از انقلاب از دنيا رفته ولي بازهم الان عده اي هستند كه از ايشان تقليد مي كنن.

من همه ي سؤالات شما رو تو اين نوشتم نوشتم اگر نوشته نبودم توضيح مي دم .

 

6ـ پيروي از احكام حكومتي فقيه برتمام افراد امت حتي برمراجع هم واجب است.

 

وقتي يه ولي فقيه حكم حكومتي صادر مي كنه ، حكم حكومتي ولي فقيه بر همه ي افراد حتي مراجع تقليد هم واجبه ، مثل تحريم تنباكو ، در تحريم تنباكو مرحوم شيرازي وقتي كه حرام كرد مصرف تنباكو رو حتي مراجعي كه در ايران بودن و مرجع بودن و داراي كيا ، بيا ، بودن داراي رساله بودن ، هم لازم بود كه از اين حكم تنباكو استفاده كنن.

 

 مي نويسيم ؛

 

- مرجع حق تقليد از مرجع ديگر را ندارد . وپيروي احكام مراجع بر ولي فقيه واجب نيست .

 

چرا به من ميگن مرجع تقليد؟ براي خاطر اينكه ، من از خودم صاحب فتوي هستم ، حالا من  از نظر من اين شئ نجسه به اين مطلب صد در صد رسيدم ، حالا بگيم چون فلاني ميگه نجس نيست . پس اين علم خودم رو كنار بذارم و بگم اون شئ نجس نيست . مرجع از مرجع ديگه اي تبعيت نمي كنه .

 

7ـ در صورت پذيرش ولايت و بيعت مردم با ولي فقيه ولايت او محقق مي شود .

 

وقتي ميگه ولي فقيه ولايت  رو پذيرش كرد . خود ولي بايد چيكار كنه ؟ اميرالمؤمنين كه اومدن پيشش بيعت مردم رو پذيرفت اگر نمي پذيرفت ولايت او جاري نمي شد . وقتي بيعت مردم رو مي پذيره و قبول ميكنه ولايت او تحقق پيدا مي كنه . مي نويسيم ؛ زيرا ولايت محصول پيمان طرفين است در مرجع تقليد لازم نيست كه مرجع پيروي مقلد را بپذيرد يا نپذيرد . آگاه  باشد يا نباشد . ولي در مرجع تقليد لازم نيست ، من برم بگم حضرت آيت الله العظمي فلاني اجازه مي ديد من ازتون تقليد كنم ؟تو مرجعيت ديگه لازم نيست . چه اجازه بده چه اجازه نده ؟ من مي تونم ازش تقليد كنم . چه آگاه باشه من ازش تقليد مي كنم چه نباشه من ازش تقليد مي كنم اين تقليد چيه؟جاريه و نيازي به عقد دوطرف نيست.

 

8ـ ولي فقيه ميتواند در يك فرد جمع باشد يعني ولي فقيه ميتواند مرجع هم باشد هر مرجعي مي تواند ولي امروز مامدار نيست .

 

ولي فقيه ومرجعيت ميتونه درهم جمع باشه ميتونه مثل الان هم ولي فقيه باشه هم مرجع تقليد . البته مرجعيتش درراه خودش ولايتش هم درراه خودش ولي آياهمه ي مراجع هم ولي فقيه هستند؟ نه.اين هشت

 

9ـ ولي فقيه را  در صورت عدم شرايط و ناتواني در وظايف مي توان عزل كرد . اصل 5 و 109و 111 قانون اساسي در مورد عزل ولي فقيه صحبت كرده .

 

اگر يه ولي فقيه گناه كبيره كرد ، اگر يه ولي فقيه شرايطي رو كه قانون در نظر گرفته ازش سلب شد . اگر يه فقيه در انجام وظابفش اعلام ناتواني كرد  ميشه از ولي فقيهي عزلش كرد .

مرجع تقليد را نمي توان از مرجعيت عزل نمود . زيرا كسي او را به مرجعيت نصب نكرده است تا عزلش نمايد .

ممكنه كه مثلا در مورد حضرت ايت الله شريعت مداري ؛ در مورد ايت الله شريعتمداري او رو عزلش نكردند گفتند اين ديگه الان شرايط مرجعيت رو نداره . عده اي اعلام كردن كه شرايط مرجعيت رو نداره .ولي كسي عزلش نكرد . تا امروز هم كساني هستند كه بقا بر ميت از اقاي شريعت مداري دارن تقليد مي كنن .

 

10- در ولي فقيه علاوه بر اجتهاد در فقه لازم است علومي مانند اگاهي سياسي و مهارت در مديريت و در شرايط گفتيم ها، اطلاع از مسائل بين المللي و ...داشته باشد .

 

ولي فقيه علاوه بر اينكه بايد در فقه قوه ي اجتهاد داشته باشد مجتهد باشه . بايد در مسائل بين المللي هم اطلاع داشته باشه . از مسائل اقتصادي اگاهي داشته باشه ، مديرت داشته باشه ، يعني فقط جنبه ي اجتهاد نيست .

 

مي نويسيم ؛

 

- ولي مرجع وجود 8 شرط كفايت مي كند و نيازي به اطلاع از امور بين المللي ندارد .

 

خدا بيامرزه ، خدا رحمت كنه ، اقاي بهجت يه مرجع جامع الشرايط بود ولي به اقاي بهجت مي گفتي ؛ مثلا امريكاي جنوبي كجاست ؟ به اقاي بهجت مي گفتي الان رئيس جمهور امريكاي جنوبي مثلا با ما چه رابطه اي داره ؟ مي گفت ؛ من نمي شناسم . مي گفتي در انگلستان كدوم حزب الان حاكميت بر انگلستان داره ؟ اين اقاي ساركوزي كه مثلا رئيس جمهور فرانسه است رئيس كدوم حزبه ؟ مي دونست اقاي بهجت ؟‌من يقين دارم از اين چيزها اطلاع زيادي نداشت .

ندونستن اين امور بر مرجعيت اقاي بهجت هيچ منقصه اي رو حاصل نمي كرد . چون لازم نبود بدونه . مسائل بين المللي احتياج نداشت بدونه مثلا حالا ايران اقاي بهجت نه دنبال اين چيزها بود نه اطلاعي از اين امور داشت . نيازي هم نداشت . ولي ، ولي فقيه چي؟ بايد داشته باشه . اگر نداشته باشه مديريت جامعه رو به عهده نمي گرفت .

البته اگر مرجع تقليد هم از اين امور اگاهي داشه باشه براش ضرر نداره . ميگيم واجب نيست بدونه . اگر ندونست هم هيچ منقصه اي براي او نداره .

 

11- ولي فقيه بر مردم كشور خود ولايت دارد ، بر مسلمانان ساير كشورها ولايت ندارد . مرجع تقليد امري فرا مرزي است و مرز براي او حدي ايجاد نمي كند .

 

الان اقاي خامنه اي حفظ الله تعالي ولي فقيه كجاست ؟ ايرانه، بگه نه من بايد در عراق هم ولايت داشته باشم ، عراقيها ولايت او رو نمي پذيرند .

ولي نه ، ايت الله بهجت كه در ايران بود عراقيها هم ازش تقليد مي كردند . الان اقاي سيستاني تو عراقه ،ايرانيها هم ازش چي؟ تقليد مي كنند .

مرجعيت يك امر فرا مرزي است ، يعني مرز حدي براي او ايجاد نمي كنه. ولي ولايت امري مرزي است ، يعني مرزي براي ولايت او هست .

در زمان امير المؤمنين هم همين طور بود . براي فردي كه در شامي كه معاويه بر اونجا حاكم بود ولايت نداشت .

دوازدهمين فرق اينه كه بين ولايت و مرجع هست ؛

 

12- كار ولي فقيه در غيبت تداوم مسئوليت امامت است . يعني اجرا و پياده كردن قوانين اجتماعي اسلام است .

 

 كار ولي فقيه تداوم كار امامته . تداوم كار امامت يعني اون جنبه هاي وظايف اجتماعي كه بايد در زمان غيبت تعطيل نشه ، بايد اجرا بشه. چون در زمان غيبت در جلسه ي گذشته هم گفتم قوانين اجتماعي اسلام تعطيل بشه ، ولي فقيه عهده داره تداوم مسئوليتها ي امام است در هنگامي كه امام در جامعه حضور ندارد .

 

وظيفه ي مرجع تقليد در زمان غيبت تداوم نبوت است . يعني تبين و ابلاغ احكام شريعت مي باشد .

 

ولي كار مرجع تقليد مثل كار نبوته . پيغمبر مي ياد مي گه اينجا نماز نخونيد ، اينجا نماز بخونيد، اين نماز اين طوريه ، اون نماز رو اونطوري بخونيد ، روزه در اين شرايط بايد اين طوري گرفته بشه ، يعني امور فردي . كار مرجع دستور دادن در مسائل شرعي است . يعني كاري كه پيغمبر مي كنه تداوم مي ده . ولي، ولي فقيه كاري كه امام مي كنه تداوم مي ده.

سيزدهمين فرق بين ولي فقيه و مرجع كه داره ،

 

13- لازم نيست كه ولي فقيه اعلم باشد ، يعني از همه ي فقها ي زمان خود عالمتر باشد .

 

لازم نيست كه ولي فقيه اعلم باشه . يعني از همه ي فقهايي كه هستند علم فقهش بيشتر باشه . اين لزومي نداره .

 ولي مرجع بايد اعلم باشد يعني از علماي زمان خود عالمتر باشد.

ولي مرجع بايد حتما چي باشه؟ اعلم باشه .

البته يكي از مسائلي كه در قانون اساسي اوليه بود و بعد اصلاح شد ، همين بود . در قانون اوليه امده بود كه ولي فقيه بايد مرجع باشد و اعلم باشد . اگر اينطوري مي شد رهبري اقاي خامنه اي حفظ الله تعالي دچار مشكل مي شد . بعد عوض كردن گفتن ،ولي فقيه مجتهد باشه . يعني قوانين الهي اسلام رو به اون اندازه اي كه لازم است وارد باشد . ديگه اعلم باشه كار ماها ول مي شد .

حالا ممكنه الان يه ولي فقيه به علت در گيري در مسائل اجتماعي از تدريس عقب بيفته . يه مرجع ديگه بياد تحصيل كنه بره بالا حالا كه اين اعلم شد پس اين ولايت فقيه بايد ساقط بشه!!بره كنار. نه همچين چيزي الارشيسم ايجاد مي كنه ، بي نظمي ايجاد مي كنه .

و لذا بنابر اين دين و شريعت اينه كه ولي فقيه بايد مجتهد باشه .  اعلم بودنش ضرورتي نداره .

نه اينه اگر اعلم نبود فايده اي نداره، مي گيم اعلميت شرط نيست اگر هم باشه خيلي خوبه .

 

14- اگر بين حكم ولي فقيه و مراجع تقليد اختلاف باشد ، اگر بين حكم فقيه و مراجع تقليد اختلاف افتاد .

 

الان مثل اقاي خامنه اي مي گه مثلا فرضا اهل كتاب پاكند اقاي فلاني مي گه اهل كتاب نجسن شما بايد چكار كنيد ؟

مي نويسيم؛

 

- در اين صورت اگر فتواي شرعي باشد هر كدام از مقلدين بايد از مرجع خود پيروي كنند .

 

اگر اين حكمي كه در مورد اختلافه فتوي است ، يعني حكم شرعي ، مثل اين چيزي كه گفتم ، مقلدين هر كس بايد از كسي كه تقليد مي كنند بايد طرفداري كنند .

مثلا كساني كه مقلد اقاي خامنه اي هستند اهل كتاب رو پاك مي دونند . اوني كه پيرو كسي ديگه است پاك ندونه اين يه فتوي است .

 

- اگر حكم حكومتي باشد حتي بر مرجع هم اجراي ان لازم مي باشد .

 

يعني اگر يه امر حكومتي باشه ، ها، اگر مورد اخلاف باشه كه حكم است يا فتوي بنا بر منافع جامعه و حفظ وحدت امت نظر ولي فقيه لازم الاجراست .

حالا كه ندونستيم اين فتوي است يا حكم ، چي؟ اختلاف پيدا شد ، بعضي ها گفتند حكمه ، بعضي ها گفتند فتوي است به خاطر اينكه جامعه از اين مسئله حفظ بشه لازمه كه نظر كي رو اجرا كنن ؟ ولي فقيه.

البته اين مطالبي رو كه دارم مي گم در تاريخ اسلام بين ، مخصوصا در زمان ائمه هدي اتفاق افتاده و موارد اختلافي نظر ولي فقيه يعني كسي كه حاكمه جامعه است حاكمه . به خاطر حفظ وحدت . متوجه شديد .

مينويسيم

 

- تذكر اين كه ؛ ولايت فقيه مشروعيت خود را از امام مي گيرد كه رابطه ي طولي بين او و امام برقرار باشد .

 

يه رابطه ي طولي نگاه كنيد ، اين ولي فقيه بايد با امام چي باشه ؟ امام هم از خدا ، يعني بايد مشروعيتش رو از كي مي گيره ؟ از امام مي گيره . دقت كنيد . مشروعيتش رو از كي مي گيره ؟ از امام مي گيره .

 

ولايت مشروعيت خود را از امام مي گيرد كه ؛ با وجود شرايط خاص داراي اين مشروعيت مي شود .

 

امام گفته ، كسي بايد باشه كه اين شرايط رو داشته باشه . اگر كسي اين شرايط رو پيدا كرد يعني به اين مقام چيه ؟‌رسيده كه

 

- يعني نصب از سوي امام به دوگونه است ؛

 

- نصب خاص؛ يعني امام فرد معين و مشخصي را براي ولايت بر مي گزيند . مثل مالك اشتر ، مثل مسلم بن عقيل .

 

- نصب خاص ؛ يعني يه فرد معين و مشخصي رو با يه اسم مشخص و خصوصيات مشخص معين مي كند .

 

حضرت امير المؤمنين مالك اشتر رو بهش ولايت مي ده بره مصر از طرف من ولي فقيه اونجا باش . درست شد .

مثل حضرت مسلم بن عقيل ؛ حضرت مسلم بن عقيل از جانب حضرت امام حسين عليه السلام ماموريت يافت كه بياد كوفه تا زماني كه حضرت ابي عبدالله مي ياد كوفه در اونجا چي بشه؟ ولي فقيه بشه . درسته يا نه؟ اينو بهش مي گن نصب خاص .

 

- نصب عام ؛ نصب عام يعني اينكه امام افرادي با شرايط خاص براي اين امر معرفي مي فرمايد . ولي فقيه با احراز اين شرايط نصب عام از سوي امام دارد . درست شد .

 

ولي به خاطر اينكه مسائل امنيتي هست و مسائل بعدي هست ، مثلا امام ، حضرت حجة بن الحسن داره غيبت مي كنه نمي تونه افراد معيني رو با اسم انتخاب كنه . ميرن مي كشنشون . يكي از مسائل غيبت براي حفظ جانه ديگه . حالا چيكار كنه ؟ بعدم اسامي افراد رو كه معرفي كنه اين افراد ممكنه عصمت نداشته باشن برا اين كا مي ره چيكار مي كنه ؟ با شرايط .

حالا كسي كه شرايط اين امر رو پيدا كرد خود به خود از سوي امام چي مي شه ؟ نصب مي شه . نصب چي مي شه ؟ نصب عام پيدا مي كنه . فهميديد يا نه؟ متوجه شديد ؟

 

- مجلس خبرگان تطابق شرايط ولي فقيه را با ولي فقيه بررسي كرده و اعلام مي نمايد .

 

حالا مجلس خبرگان ولي فقيه انتخاب مي كنه؟ ها ؟ نه . مجلس خبرگان فقط تصديق مي كنه بر ما معين مي شه كه اين فرد نصب عام بر اين مسئله چي شده؟ ها؟

 كه مجلس خبرگان و مردم در نصب ولي فقيه دخالت مستقيم ندارند .  

ما نيستيم كه مشروعيت مي ديم . مجلس خبرگان نيست كه مشروعيت به ولي فقيه مي ده . چه چيزي به ولي فقيه مشروعيت مي ده؟ اين شرايط .

تا اون شرايط هست ولي فقيه در اين مسئله نصب عام شده و بر ما هم لازمه كه بريم به جهت اينكه احكام اجتماعي اسلام در اين دوران تعطيل نشه.

در زمان غيبت وظايف امامت در جامعه تعطيل نشه بريم تحت ولايت او قرار بگيريم . كه به اين مي گن ولايت مثبت كه مسائل ديني در جامعه پياده بشه .

ولي توجه داشته باشيد اين ما نيستيم ، فرق مي كنه با رئيس جمهور . رياست جمهوري شما راي مي ديد فلاني مي شه رئيس جمهور . رياست جمهوري ، رياست جمهور با راي شما قانوني مي شه . ولي در مسئله ي ولايت فقيه چه شما راي بديد چه شما راي نديد در نصب عام ولايت فقيه تاثيري نداره .

چه مردم با مالك اشتر بيعت كنند چه مردم با مالك اشتر بيعت نكنند ، مالك اشتر از طرف امام ولي فقيه است . منتهي فرق مالك اشتر با ولي فقيه اينه كه ولي فقيه رو با شرايط اعلام كردن. نصب عامه. نصب خاص رو با اسم معرفي كردن .

حالا توجه كنيد بله ما يه ولايت فقيه كرديم ! نخير . ولي فقيه رو كي كرده ،خدا ، امام، و اون شرايطي كه در اون هست . و لذا تا زماني كه اين شرايط هست ولي فقيه از جانب امام به صورت عام منصوب مي باشد .

من فكر مي كنم تمام چيزهايي كه لازم بود خدمتتون عرض كردم .

حضرت علي اون موقع كه بودن ، حضور جسميشون هم بود ، الان حجة بن الحسن نيست چطوري تعيين كنه؟ نمي توني ببيني كه ، اونم كه نمي تونه ببينه ، حالا بايد يه جوريم باشه كه هممون قبول كنيم

مثلا قبل از اينكه غيبت كنه شرايطش رو گفته . حالا كه شرايطشو گفته رفته . بايد افراد خبره بيان بشينن اين شرايط رو در يه فرد تطبيق بدن . فرداي قيامت همه مسئولند .

 خوب اين مجموعه ي چيزهايي بود كه در ولايت فقيه ما گفتيم . فقط يه مسئله ولايت فقيه دو تا بحثه ديگه مونده و اون عبارت است از اين كه ؛

ثابت كنيم ولايت فقيه رو كه علما اومدن براي اينكه ولايت فقيه رو ، نه اينكه شخص ولي فقيه رو چي رو؟ اصل ولايت فقيه رو لزومش رو در جامعه ثابت كنن به چند دليل متوسل شدند .

مثلا ؛ دلايل عقلي ، اومدن با دليل عقلي ، مثلا يكي از اينها « برهان لطفه» يعني اينكه حكومتي واجد شرايط در جامعه اگر از طرف خدا معرفي بشه ، خدا به اين افراد لطف كرده . لطف خدا بر جامعه واجبه . پس بر خدا واجبه كه يه افرادي رو كه واجد شرايط باشن در جامعه داشته باشيم .

بعدش يه سري احاديثه . مثل ، مقبوله ي عمر بن حنضله كه امام صادق به عمر بن حنضله مي گويد ؛ برو فلان جا من تو رو در اونجا حاكم قرار دادم و رضايت به حاكميت تو دادم.

احاديثي كه دال بر ولايت فقيه در زمان خود ائمه اطهاره ، مثلا مي گيم رابطه ي امام حسين و مسلم بن عقيل چه رابطه اي ؟ چه رابطه اي ؟‌ولايت فقيه . چون مسلم كه معصوم نيست . چون يه سري شرايط خاص داشته و اين شرايط رو ما امروز قبول مي كنيم ، ميگيم ؛ مثلا مسلم بن عقيل داراي چه شرايطي بوده كه از طرف امام حسين به عنوان ولايت كوفه براش انتخاب شده؟ همون شرايط رو مي ايم در اينجا در نظر مي گيريم و مجموع شرايطي كه اينجا عرض كردم ده تا شرطها رو علما در اوردن در طول تاريخ به همين مبنا حكم كردن . حالا يه زماني بوده كه ظاهرا در اون زمانها گذشته ولايت ديني تحت حاكميت ولي فقيه بوده .

مثل همين تحريم تنباكو ي اقاي شيرازي . شما به چه اجازه اي حكم تحريم تنباكو مي ديد ؟ ميگه به خاطر اينكه من ولي فقيهم . من كاري به ناصر الدين شاه ندارم .

قوانين اجتماعي رو ما بايد در زمان غيبت پاسداري كنيم .

وقتي در زمان شاه اسماعيل كه داشت چيز مي كرد ؛ شاه اسماعيل خودش رو موقعي شاه دونست كه صلاحيت او از طرف مراجع تقليد اون زمان صادر شده بود . و مي بينيم كه در طول تاريخ دست مراجع ما در چها چوبه ي نظام حكومتي نبودن ولي در همين جايگاه خودشون عهده دار وظايف اجتماعي بودن . و هر وقت كه لازم شده از حكم ولايت خودشون استفاده كردن .و در اين مسئله وارد شدن .

مثل زمان رضا شاه . چرا علما با بي حجابي در افتادن ؟‌به خاطر اينكه اون ولي فقيه كه لازمه مثل ف مرحوم ميرزا حسين قمي كه امد ايران بست نشست و كفن پوشيد به خاطر اينكه اينها عهده دارمسائل اجرايي بودند .

چرا مرحوم ايت الله العظمي خميني رضوان الله تعالي عليه انقلاب كرد به خاطر اينكه ولي فقيه بود . ديد كه دين داره توسط شاه به يه جايي مي رسه كه اگر سكوت كنه ديگه چيزي از تشيع باقي نمي مونه . به عنوان اينكه ولي فقيه بود اقدام كرد و مسائل رو اعلام كرد و با توجه به بيعت مردم و پيروي مردم الحمدالله تمام نظرات ايشون به جنبه ي حكومتي هم به بار نشست .

 ولذا حفظ نظام اسلامي جمهوري در اين مملكت در اوجب واجبات است . واجب ترين واجبات يك شيعه اينه كه چهار چوب نظام رو حفظ كنه .

اگر كسي خللي ايجاد كنه ، اگر كسي نظام رو از بين ببره نسبت به تمام خون اين شهدا مديونه .

 توجه داشته باشيد كه حالا كه ولي فقيه ساليان دراز در پرده ي خاصي قرار داشتن و نمي تونستن از مسائل اجرائي حكومت كنند ، حالا كه اومدن ، هر كس كه يه كاري بكنه كه دوباره برگرده به اون مسئله تمام گناه هايي كه از اين به بعد مي شه به گردن او هم هست .

و لذا حفظ نظام براي ما در مكتب ما ، به قول مرحوم حضرت علامه از اوجب واجباته

 

 ان شاالله اين در سها رو داشته باشيم و نظراتمون رو در اين مسئله تطبيق بديم كه خدايي نكرده دچار اعوجاج ديني و سلوكي نشيم . ان شا الله .

 

 

                        واسلام عليكم ورحمة الله و بركاته

     

 

 


موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)

تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 17:49 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

متن و صوت درس ولایت فقیه استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)جلسه هشتم

جلسه هشتم:دانلود فايل

 

 شرایط ولی فقیه - وجود شرایط ولی فقیه بطور کامل در وجود رهبر معظم انقلاب ( دام ظله )

 

تصویر اصلی 

      اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

    بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

الصلوة والسلام علي اشرف الانبياء و  المرسلين و افضل السفراء المقربين ،العبد المؤيد والرسول المسدد المحمود الاحمد ابا  لقاسم محمد صلي الله عليه و علي عترة الطيبين الطاهرين و الهداة المهديين و لعن الدائم علي اعدائهم و مخالفيهم و معانديهم و غاصبي حقوقهم و منكري فضائلهم من الان الي قيام يوم الدين .

 

براي تعجيل در فرج حضرت حجة بن الحسن روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء و براي اينكه خداوند عالم از سرچشمه ي فيوضات بي پايان اون حضرت ما رو به طور كامل بهره مند بفرمايد همه با هم صلواتي ختم مي كنيم .

 

داشتيم در مورد ولايت فقيه در مكتب عرفان بحث مي كرديم ،مي خواهيم ان شا الله ولي فقيه رو بحث كنيم . ولي فقيه بايد داراي چه شرايطي باشد ؟ در جلسه ي گذشته به محضر مبارك شما عرض كرديم كه تكليف در دوران غيبت ساقط نمي شه و بايد قوانين اجتماعي اسلام در دوران غيبت هم اجرا بشه . منتها مجريش بايد داراي شرايطي باشد . و اين فرد از طرف حضرت حق صلاحيتش مورد تاييد واقع باشد . منتها ولي رو با اسم انتخاب كرده اما ولي فقيه رو با صفت .

شرايط ولي فقيه يكي اين است كه

 

1- مجتهد جامع الشرايط ،مجتهد چي؟ جامع الشرايط .

 

مرجع با مجتهد فرق مي كنه. اصولا اصل فقاهت براي ولايت فقيه از اساس شرايط اين امر مي باشد . ما يه ولي فقيه داريم ، ولي ، فقيه، فقيه يعني چي؟ كسي كه مجتهد باشد داراي فقاهت باشد .

 

- اين شرايط عبارت است از؛

 

- مرد باشد .

 

ما معتقديم كه ولي فقيه نمي تونه زن باشه . چرا مرجع هم بايد مرد باشه ؟ چون مرد جزء اساس ولي فقيه است در مكتب عرفان.

 

- بالغ باشد .

- عاقل باشد

- حلال زاده باشد

- شيعه دوازده امامي باشد .

- عادل باشد

- زنده باشد .

 

  7تا شرط رو بايد داشته باشه . البته اعلميت ماله مرجعيته . اينو يادتون باشه . ولي اين 7تا رو بايد داشته باشه . يعني كسي مي تونه ولي فقيه باشه كه در اساس و اول امر اين 7 تا رو داشته باشه . البته فقاهت رو با اين شرايط ندارند ، البته 8 هم بايد مجتهد باشند ، يعني در مسئله ي فقه به درجه ي اجتهاد رسيده باشن اين شرايط جزو اموري است كه از نظر مكتب عرفان وجودش از اساس كاره.

دوم

 

2- صفات ويژه اي كه امام قرار داده است . چهار صفتي كه امام در اين امر شرط فرموده اند

1-حافظاً لدينه( حافظ دين)

2- صائنا لنفسه ( نگهدارنده ي نفس)

3- مخالفا علي هواه ( مخالف با هواي نفس)

4- مطيع لامر مولاه ( تسليم و اطاعت محض در برابر خداوند )

 

اينم شروطي است كه امام عليه السلام ،

حضرت امام حسن عسگري فرمودند « فمن كان من الفقها، حافظ لدينه ، صائنا لنفسه ، مخالفا علي الهواه ، مطيعا لامر مولاه ... »

 

سومين

 

3- ( شرط ولي فقيه)  ؛ قدرت رهبري و مديريت داشته باشه ،

 

مينويسيم ،

 

- اين شرط ، شرط عقلي است كه همه ي عقلاي عالم در انتخاب رهبر آن را قيد مي نمايند .

 

شرط عقلي است كه كسي قدرت رهبري و مديريت نداره ،قطعا نمي تونه در اجراي موازين الهي موفق باشه .

 اين شرط لازمه ي وجودي هر رهبري است كه اينكه مسلمان باشد يا غير مسلمان كه بتواند از عهده ي امور جامعه برايد .

يه شرط عقلي چه مسلمون باشه چه غير مسلمون ، قدرت رهبري و مديريت او بايد داشته باشه. شما مي بينيد كشور هاي غير مسلمون ، كشورهاي غير اروپايي هم اگر مي خوان يه رئيس جمهور انتخاب كنن اون رئيس جمهور بايد داراي قدرت رهبري و مديريت باشه .

 

4- مدبر بوده و داراي حسن تدبير باشد .

 

- بديهي است كه يك رهبر بايد عاقبت انديش و چاره جو باشد و در انجام تكاليف اجتماعي اسلام داراي برنامه و حسن تدبير باشه .

 

بديهي است كه يه رهبر بايد عاقبت انديش باشه . البته بازم هر كشوري كه رهبرش مدير و مدبر و برنامه ريز باشه اون امت و اون جامعه در برنامه ريزي او به كمال برسه و استفاده هاي لازم رو بكنه .

 

- ائمه ي هدي عليه السلام اين شرط رو از شرايط حتمي يك رهبر اسلامي دانسته اند .

 

- ائمه ي هدي هر جا سخن از رهبر و شرايط رهبري به ميان اورده اند ، مسئله ي حسن تدبير را به عنوان شرطي مهم قيد فرموده اند .

 

- ائمه ي هدي هر جا سخن از رهبري گفتن حسن تدبير رو از شرايط مهم قيد كردن.

 

من دو تا حديث براي شما نوشتم ؛ حضرت علي عليه السلام از جمله فضائل خود براي رهبري فرموده است كه ؛ اين در ( احتجاج شيخ طبرسي جلد 1 صفحه ي 95 ) امده است كه فرموده؛

« ان اولا به رسول الله» من نزديك تر از همه به پيغمبر بودم « و اعلمكم به عواقب الامور، و اعلمكم به عواقب الامور » و از همه ي مردم و از همه ي اينها كه ادعاي رهبري مي كردند به عاقبت او عالمتر بودم و اطلاع بهتر داشتم .

يه حديثم از امام باقر عليه السلام فرموده بد نيست كه من قيد كنم . امام باقر عليه السلام از رسول خدا صلي الله عليه و اله و سلم براي رهبر سه شرط ذكر فرموده اند ( كافي جلد 1 صفحه ي 236) حضرت امام محمد باقر عليه سلام فرموده از پيغمبر « لا يصلح لامامه» امامت و رهبري اصلاح نمي شود « الا لرجل فيها ثلاثه خصال» مگر براي فردي كه سه شرط باشد ، اصلاح نمي شود امامت مگر اينكه مردي باشد كه سه شرط رو داشته باشه « ورع يجزء عن المعاصي» ورعي داشته باشد كه با ان بر غضبش حاكم شود « و حسن الولايه، وحسن الولايه علي من يدي حتي يكون ... » حسن ولايتي كه نسبت به رعايت مانند پدري مهربان باشه .

اين چهارميش بود ، اينه كه مدير باشه و حسن تدبير داشته ياشه.

 

5- پنجمين شرط اينه كه ، امين باشه و امانت دار باشه . مي نويسيم در ( سوره ي يوسف ايه ي 55) 

 

حضرت يوسف خود را چون واجد شرايط مي دانست لايق رهبري مي ديد . « قال اجعلني خزائن العرض» به عزيز مصر گفت منو بذار براي اجراي امور اقتصادي چرا؟ « حفيظ امين» چون من امينم . يكي از شرايط رهبري براي خودش رو امين بودن مي دونست .

امام حسين عليه السلام در ( تفحة العقول) مي فرمايند كه ؛« مجار الامور بيده العلماء باالله الامناء علي حلاله و حرامه» جريان همه ي كارها ي اجتماعي بايد به دست فقيهاني باشد كه امين بر حلال و حرام الهي هستند .

البته خيلي از علما اين حديث رو براي اثبات ولايت فقيه هم اوردن . امانت داري فقط در جنبه ي مال نيست بلكه ولي فقيه بايد در تمام امور مسلمين امانت دار باشه ، احكام ، عقايد ، اموال ، نواميس،و....

بايد هم نسبت به احكام الهي امانتدار باشه هم نسبت به عقايد و اعتقادات مردم امانت دار باشه ، هم نسبت به اموال مردم ، هم نسبت به نواميس مردم، هم نسبت به حقوق مردم ، يعني امانت داري در يك ولي فقيه نباشه ، باشرايط ديگه باعث مي شه اونو با ساير افراد زياد توفيري نداره.

خيلي از كساني كه اومدن كه دانشمند بودن ، تيمور لنگ خودش فقيه بود . فقيهي بود كه ، ولي امين جامعه اش نبود .

 

ششمين شرطي كه براي ولي فقيه عنوان كردن

 

- زاهد و فروتن باشد .

 

قال علي عليه السلام ( نهج البلاغه خطبه ي 209) حضرت فرمودند « ان الله تعالي فرض علي ائمة الارض عدل ان يقدر انفسكم به ضعفة الناس »‌خداوند واجب فرموده است ؛ يعني كه ، كسي كه مي خواهد ولي فقيه باشد اين شرط براش واجبه. « ان الله تعالي فرض» واجب كرد بر فرمانروايان عادل كه قرار دهند « ان يقدر انفسكم» خود را در سطح پايين ترين مردم يعني نحوي زندگي و ارتباط با مردم براي ولي فقيه بايد در حد مردم باشد. نه اينكه فرعونيت داشته باشد . حالا من ولي فقيهم بيايد جلو من تعظيم كنيد !!

حضرت علي عليه السلام وقتي امد ايران در اون موقع ديد مردم ميرن طرف حكام تعظيم مي كنند ، گفت : اسلام امده تا اين رو از شماها بگيره .

 

- هفتم عارف به حلال و حرام الهي باشه.

 

امام صادق عليه السلام در شرايط رهبري قيد كرده اند كه اين در ( وسائل الشيعه جلد 18 صفحه ي 99) امده . حضرت امام صادق قيد فرموده اند كه « ينظر ان كان منكم ممن قدرنا حديثنا » توجه كنيد بر كساني كه از شما هستند « ممن قدرنا حديثنا» اناني كه روايت مي كنند حديث ما رو « ونظر في حلالنا و حرامنا» و دقت م يكنند در حرام و حلال ما « و عرف احكامنا » و اگاهي بر احكام ما دارند « فااليرض به الحكم» پس رضايت دهيد كه او ولي فقيه شما باشد «و اني قد جعلك عليكم حاكما» امام صادق فرمود ، من چنين فردي را براي شما رهبر قرار مي دهم . و اني يعني من قرارش مي دم . من به عنوان امام اين فردي كه حديث ما رو نقل مي كنه حلال ما رو براي شما و حرام ما رو دقت مي كنه و اگاهي به امور احكام ما داره من اينو براي شما به عنوان ولايت فقيه نصب مي كنم . اين هفتميش .

 

8-اگاهي به مسائل بين المللي و اجتماعي روز باشه ، اين شرط نيز عقلا در رهبري چه مسلمان و چه غير مسلمان ضرورت دارد .

 

به مسائل بين المللي اگاهي داشته باشه ، از مسائل جهاني اطلاع داشته باشه . من خودم دو سه تا از نوارهاي درسي يكي از علماي قم رو گوش مي كردم ، دارم بهتون مي گم من به عنوان يه فردي كه صادقم دارم حرف مي زنم ؛ داشتم گوش مي كردم ، مقلد داره مرجع تقليده ؛ ميگه يه نفر بايد بره به اين اقاي تاچر بگه ، يعني نمي دونه كه نخست وزير انگليس زنه !!يه مرد نيست!! ببينيد حالا اين اقا بياد بشه رهبر .

جامعه ي ما الان يه جامعه اي نيست كه دور ايران ديوار كشيده باشيم ، الان جامعه يه جامعه بازه ، ديوار نيست . اين ارتباط بين المللي در كار بايد باشه و لذا اگر يه رهبر از مسائل بين المللي اطلاع نداشته باشه جامعه به سقوط كشيده مي شه . ما اگر ندونيم تو دنيا چه خبره ، ندونيم دشمنان ما براي ما چه تهديدي كردند ، در مقابل مسائل دشمن امادگي نداشته باشيم . اين شرط جزء رهبري نيست ؟ اين شرط حتي براي يه يهودي كه مي خواد رهبر بشه لازمه . و به خاطر اينكه امتش نابود نشن از مسائل بين المللي و اجتماعي چيه؟ اگاهي داشته باشه .

 

9-حكومتش را ابزار دين كند نه دين را وسيله اي براي حكومت.

 

نهمين شرطش اينه كه مثل امير المومنين باشه ، حكومتش رو براي  دين بخواد نه اينكه مثل عمر باشه دين رو وسيله ي كنه براي حكومت خودش.

اين از شرايط بسيار مهم رهبران حق در مقابل رهبران باطل بوده كه عمر و معاويه و ...دين را ابزاري براي حكومت خود كرده اند . پيامبر و علي و امام عصر حكومت را ابزار براي دين مي نمايند .

در تاريخ ديديم كه رهبران باطل كساني بودند كه اومدن دين رو ابزار حكومت خودشون كردند .

دين رو گرفتند براي اينكه بر مردم حاكم بشن و لذا گزينشي رفتار مي كردند . دلشون مي خواست نماز جمعه رو چهار شنبه بخونن و از اين قبيل كارها كه در تاريخ كرده اند .

مي نويسيم ؛ ولي فقيه در ولايت خود بايد در اجراي قوانين اسلام از حكومت خويش استفاده كند . ولي فقيه حق ندارد براي حكومت خود از دين به عنوان ابزار بهره ببرد .

حكومت رو بايد ابزار كنه براي دينش . يعني ، اصل براش چي باشه؟ دين باشه . اصل ايمان باشه ، اصل اجراي قوانين باشه ، نه اصل حكومت باشه . اگر اصل حكومت بود علي حق نداشت كه بره بشينه تو خونش . چرا علي تو خونش نشست ؟ به خاطر اينكه اصل چي بود ؟ دين بود و دين بود . حكومت ابزار بود .

 

10- صفات جانبي  افضليت. يعني ؛ بعضي از صفاتي كه موجب برتري و فضيلت  مي شوند . بعضي از صفاتي كه بايد داشته باشد موجب فضيلته.

 

- اين صفات به طور كلي به عنوان صفات حسنه در دين ما ذكر شده است ؛ مانند شجاعت ، اگر يه ولي فقيه شجاع باشد خيلي بهترمي تونه كارها رو انجام بده .

 

- مثل صداقت ، قران مي گه« و لا تتبع المكذبين» (10سوره ي قلم) يعني اگر يه شخصي دروغ گفت ، از دروغگوها فرمان برداري نكنيد . ولذا صداقت يكي از شرطهايي است كه ولايت فقيه داشته باشد .

مثل تقوا ، « ان اكرمكم عندالله » يعني كسي كه فقيه مي شه مي خواد از مردم بالاتر باشه در مسئله ي تقوا هم بايد بالاتر باشه .

عدم اسراف « و لاتطيعو امرا للمسرفين» (ايه ي 151سوره ي شعرا» قران صريحا مي گه اطاعت نكنيد از كساني كه اهل اسرافند .

مانند نداشتن بخل ، حسد ، غضب، اين ده تا رو گفتند از شرايط ولي فقيه .

 

 حالا نگاه كنيد در زمان غيبت خدا توفيق بده يه فردي رو كه اين ده تا شرط رو باهم داشته باشه ، ديگه شكي در اين نيست كه اين فرد مي تواند احكام اجتماعي اسلام رو اونطور كه خدا مي خواد ، اونطور كه پيغمبر مي خواد ، اونطور كه حجة بن الحسن مي خواد در جامعه پياده كنه.

عقل ببينيد چي مي گه؟ ايا اگه كسي ده تارو داشت رهبريشو شما مي پسنديد يا يه نفري كه اينها رو نداشت . ؟

اونهايي كه با اين ولايت فقيه مشكل دارن عقل ندارن. درايت ندارن ، فهم ندارن. نمي دونن اين ادم عالم در رهبري  بهتر از يه ادم جاهله، يه ادم صادق بهتر از يه ادم غير صادقه، اينا اينها رو نمي دونن اين چيزها رو . ولذا بعضي از اينها كه با ولايت فقيه مخالفت مي كنند من لااقل در هيچ چيزشون شك نكنم . لااقل در عقلشون شك مي كنم.

 

مي نويسيم؛

 

 

- شرايط ولي فقيه به طور كامل در وجود حضرت ايت الله العظمي سيد علي خامنه اي مد ظله العالي وجود دارد.

 

ممكنه بگيد اقا شرايط ولي فقيه كلي ؛ مي گيم همه ي اين شرايط  به طور كل در رهبر معظم انقلاب الان موجوده.

 

- زيرا قطعا در رهبري ايشان عنايت الهي و توجهات ولي عصر عجل الله تعالي فرج الشريف وجود داشته.

 

وقتي علامه مي فرمايد وقتي ما شنيديم اقاي خامنه اي رهبر شده راحت سردر متكا گزاشتيم يه ارتباطي ر ايشون با عوالم غيب مي بينند كه ميگه.

 

2-بنيان گذار انقلاب او رو به صورتهاي مختلف براي اين امر تاييد نموده است . مثل اينكه او را بارها برادر خوانده است.

 

مرحوم سيد احمد خميني يه روز نشسته بود ادم صادقي بود ، يه روز من بهش گفتم در حالي كه اقاي خامنه اي تو هند داشت اونجا رو بازديد مي كرد ، مي گه من به پدرم گفتم بعد از شما رهبر كيه ؟ گفت ايشون . از ايشون بهتر كي رو مي خواي سراغ داشته باشم .

تاييداتي از ايشون كه در كتب هست من نمي خوام وارد بشم .

 

3- قانون اساسي ايشان را در اين صفات تاييد نموده است .

4- اولياء الهي از جمله مرحوم علامه روحي فداايشان را به طور دقيق در اين امر تاييد فرموده است . ( وظيفه ي فرد مسلمان صفحه ي 192)

 

يه صلوات ختم كنيد من اينو بخونم.

 

من وظيفه ي فرد مسلمون رو اوردم بخونم براي شما . شما هم يه صلوات بفرستيد . ايشون مي فرمايند همچنين بعد از رحلت اية الله خميني كه عنوان رهبري را به جناب اقاي رهبري را به جناب اقاي حاج سيد علي خامنه اي سپرده اند در اينجا هم بايد وظيفه ي خودمان را بدانيم چون بدون اشكال از اين به بعد عنوان مرجع تقليد از حكومت جدا شده . ايشون مي فرمايند كه از نقطه نظر از اينكه بيعت با ايشان هم بر اساس رهبري بعد از ايت الله خميني بوده است اطاعت ايشان در امور سياسي و اجتماعي كه لازمه رهبري است. ببينيد مولاي ما داره مي گه . ها. اطاعت از ايشان در امور سياسي و اجتماعي كه لازمه ي رهبري است واجب مي باشد . كلمه ي چي رو برده واجب .

يعني هر كس خطا كند حرام است . الحمدالله ايشان هم فردي است اگاه ، مدبر ، متدين ، و بنده اگر چه تا به حال ايشان را ملاقات نكرده ام ولي يك روز شهيد مطهري امده بود منزل ما . از ايشام سؤال كردم چه افرادي د ر شوراي انقلاب شركت دارند ؟ ايشان چند نفر اسم بردند كه من يكي از انها را كه اقاي خامنه اي بود كه در ان روزها چندان هم در بين مردم معروف نبودند ، بعد از ايشان پرسيدم چطور ادمي هستند ؟ گفت : ادم خوب ، ببينيد هم علامه هم اقاي مطهري ، ادم خوب و وزين و عاقل و مدبر و مجاهدي است و خلاصه اقاي مطهري از ايشان تعريف كرد و در اين هفت و هشت ساله هم كه زمام امور به دست ايشان بوده است انچه به گوش ما خورده است خدمات خوبي بوده است . چه از نظر خطبه هايي كه در نماز جمعه ايراد كرده است چه مسافرتهايي كه به خارج داشته اند. و چه ملاقاتهاو مصاحبه هايي كه كرده اند و چه خدماتي كه براي اعلي  اسلام و مسلمين انجام داده اند .

خلاصه من حيث المجموع يك ادم جا افتاده و عاقل و دلسوزي براي دين گفتم .

اين رو در اين كوران انقلاب امتحانات زيادي را داده اند كه نتايج خوبي داشته است . و شايد به همين اساس نمايندگان خبرگان ايشان را انتخاب كرده اند . همين جامعيت مسئله ي مهمي است براي جلب توجه و نظر اهل خبره .

خبرگان افرادي هستند متخصص و زحمت كشيده و بعضي از انها را من مي شناسم ؛ ايت الله اقا شيخ اذر قمي ، اقا شيخ احمد روحاني ، ايت الله شيخ ايزدي نجفي ، اينها خودشان همه مجتهدند و افراد پاكيزه اي هستند به تمام معنا . اينها مردمي هستند سابقه دار كه چندين دوره درسهاي ايت الله بروجردي را ديده اند و از شاگردان ممتاز حاج سيد محمد داماد بوده اند .

- خبرگان به عنوان نمايندگاني هستند از جماعت كثيري كه ايشان را انتخاب كرده اند يعني انتخاب هر خبره به عنوان بيعت جامعه ي كثيري است كه اين شخص خبره بلند گو و نماينده ي انهاست .

 پس انتخاب اينها و بيعت انها در واقع بيعت با ان جماعتي است كه اين خبره معرفي كرده اند . بنابر اين اكثريت اراء اهل علم و فقه هستند ، اگر بيعت همهي مردم نباشند لااقل بيعت حد اكثريت مردم با ايشان به عنوان حكومت خواهد بود . بقيه اش رو به خاطر اينكه وقت نيست نمي خونم.

ولي بدونيد كه مرحوم علامه چيه / تاييد ه و اطاعت از ايشون رو واجب

 

5- بيش از 70مجتهد جامع الشرايط مخلص « اعضاي مجلس خبرگان » او را تصديق و در داشتن اين شرايط به طور كامل تاييد نموده اند كه من خوندم .

 

70تا مجتهد جامع الشرايط كه چند تاشو گفتيم ، يعني در اون دوران زماني كه مرحوم ايت الله خميني رضوان الله تعالي عليه رحلت فرمودند خبرگان مجلس گذاشتند بيش از 70 مجتهد جامع الشرايط، جامع الشرايط كه نمي ياد دين شو به خاطر كسي بده كه ، بيش از 70مجتهد جامع الشرايط  رهبر معظم ابقلاب حفظ الله تعالي رو درداشتن اين 10شرط به طور كامل تاييد كردند . ديگه چه جاي شك و شبه اي ؟

 

به قول علامه

 

6- در طول زندگي درخشان خود به ويژه در ايام رهبري اين شرايط را مانند روز براي خود روشن و هويدا كرده است .

 

حضرت علامه هم گفت: نمي شناسيد عيبي نداره ؛ حالا كه رهبري ايشون رو ديديد و ديديد كه تمام اين 10شرط در دوران رهبري او در او موجوده .

 

7- مردم به  عنوان رهبر بارها درصورتهاي مختلف با او بيعت كرده اند .

 

مردم بارها و بارها به طور صادقانه اومدن با او به عنوان رهبر چيه؟ بيعت كرده اند . حالا همه پرسي نشد ه ولي بارها و بارها در حوادث بوجود امده نشون دادند كه اين فرد رو به عنوان رهبر قبول دارند و اين شرايط در او موجود است .

 

8-هر انسان با عقل و با انصاف و صالح و غير معاند به راحتي مي تواند وجود اين شرايط را در ايشان ملاحظه و تصديق نمايد .

 

البته الان هم دشمنان ، هر انسان عاقل و با انصاف و سالم به راحتي در اين مسئله حتي دشمنان ايران و اسلام نيز به عناوين مختلف تاييد كرده اند جالبه توجه اينه هر كس هم دشمني كرده ضمن دشمني وجود اين شرايط رو براشون تاييد كرده .

كساني هم كه علم مخالفت با ايشان را برافراشته بودند يا مي نمايند بر همگان مشخص است از روي نفس و نفسانيت مي باشد نه از سر دين داري و عشق به خدا .

دهميشم اينه ؛ كه اونايي هم كه علم مخالفت بر مي دارند شما مي بينيد كه اينها همه بر اساس چين؟ نفسن. نفس رو ادم مي بينه تو وجودشونه.

اين شرايط ولي فقيه بود . من فقط يه جلسه ي ديگه اگر اجازه بديد فرق ولي فقيه رو با مرجع تقليد در جلسه بعد بگم و تقريبا مسائل لازم براي دونستن ان شاالله خودتون در كتاب ولايت فقيه در چها جلدش در حكومت اسلامي مطالعه كنيد و از اين بابت انجام بديد . والسلام عليكم ورحمة الله و بركاته.

 

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)

تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 17:48 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

متن و صوت درس ولایت فقیه استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)جلسه هفتم

تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 17:45 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

متن و صوت درس ولایت فقیه استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)جلسه ششم

جلسه ششم:دانلود فايل

ولایت زعامت - ولایت مرجعیت - ولایت قضاوت - ولاء مثبت و منفی

 

 

اعوذبالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

 

الصلوة و لاسلام علي ا شرف الانبياء و افضل السفراء المقربين العبد المؤيد و الرسول المسدد المصطفي الامجد المحمود  الاحمد  ابالقاسم محمد،صلي الله عليه وعلي عترته الطيبين الطاهرين و الهداة المهديين و لعن الدائم علي اعدائهم و مخالفيهم و معانديهم و غاصبي حقوقهم و منكري فضائلهم من الان الي قيام يوم الدين.

 

براي تعجيل در فرج حضرت حجة بن الحسن روحي و ارواح العالمين لمقدمه الفدا و براي اينكه خداوند عالم ما رو از سر چشمه ي فيوضات بي پايان اون حضرت همه ي ما رو به طور كامل سيراب بفرمايد همه با هم صلواتي ختم مي كنيم.

 

داشتيم در مورد ولايت فقيه صحبت مي كرديم ،بحث ما رسيد ه بود به مراتب و انواع ولايت . در جلسه ي گذشته ولايت تكويني رو به طور مختصر به اندازه اي كه يه شناخت اجمالي براي ما به وجود بياد در سر كلاس بحث كرديم . البته گفتم بحث ولايت  تكويني يه بحث مشروع و بسيار مفصلي است كه ان شا الله در كلاس عرفان بعد از توحيد اون رو خواهيم گفت .

بعد گفتيم يه ولايت ديگه اي به نام ولايت تشريعي داريم . در جلسه ي گذشته دو تا تعريف از اين ولايت به محضر شما عرض كرديم و گفتيم يك ولايت اعتباري و قانوني است براي اين كه مسئوليتي صورت بگيره به فردي داده مي شود . دادني است با دليل. ولايت تكويني رسيدني است . اين چيه ؟ دادني .

بعد يه سري خصوصياتي گفتيم حالا بيايم سر شاخه ها ي ولايت تشريعي.

ولايت تشريعي سه تا سر شاخه داره. من اينها رو توضيح مي دم ان شا الله هم توجه داشته باشيد .

 

- ولايت زعامت و رهبري (رياست سياسي و مذهبي)

 

 اولين سر شاخه ي ولايت تشريعي ولايت زعامت و رهبريه كه يعني، پيامبر و امام از جانب خداوند رهبر سياسي و اجتماعي مسلمانان مي باشند . وقتي كه ما مثلا مي گيم ؛ مثلا فرضا تو قرانم مي گه« اطيعو الله و اطيعو الرسول و قل الامر منكم » يعني اطاعت اينها از جنبه ي رهبريت بر تمام مسلمانان چيه واجبه؟

 

- يعني اطاعت انان از جانب خداوند بر همه ي مسلمانان واجب و لازم اعلام شده و مخالفت با انها حرام است بنا بر (ايات 59سوره ي مباركه ي نساء)

 

در ايه ي 59 نساء امده كه « اطيعو الله و اطيعو الرسول و قل الامر منكم » كه اطاعت كنيد خدا و رسول و اولامر از خودتون رو . البته توضيح خواهم داد. اين ايه صريحا مي گه « يا ايها الذين امنو » اطاعت امر پيغمبر و امام و اولي لامر و بعدا ولايت فقيه يه امر الهي است كه در جنبه هاي سياسي هم اين جنبه مطرحه  .

 

- ( مثل ايه ي 6 سوره ي احزاب)؛ « النبي اولي بالمؤمنين من انفسكم» يعني حتي پيغمبر ولايت بر جانهاي شما هم داره . مي تونه دستور بده فلاني رو بكشيد يا فلاني رو ازاد كنيد .

 

- ( بنا بر ايه ي 55سوره ي مائده)

« انما وليكم الله و رسوله و الذين امنو يقيمون الصلاة و يوتون الزكات و هم راكعون » يعني پيامبر و امام بنا بر ولايت تشريعي عهده داره امور مالي و شئون اقتصادي نيز هست .

 

چون ولي فقيه ،چون ولايت انها از طرف خدا تاييد شده عهده دار مسائل مالي و شئون اقتصادي هستند . حساب و كتاب ماليات رو مي تونن بكنن. خمس دست ايناست. زكات دست ايناست . يه چيزي داريم به نام انفال ،انفال اون ثروتهاي عمومي است كه مربوط به فرد معيني نيست و لذا بايد تمام برنامه ها رو پيامبر و امام و به تبعيت از پيامبر و امام ولايت فقيه عهده دار انهاست.

 

- اين شاخه تشريعي در غيبت امام به عهده ي ولايت فقيه گذاشته شده است.

 

يعني تا پيامبر و امام زنده بودن ،البته اگر حق ازشون غصب نمي شد ،خودشون عهده داره همه ي مسائل سياسي و مسائل اجتماعي بودند . حاا كه در پشت پرده ي غيبت  حجة بن الحسن هستند ،زمام امور مسلمين رها نشده خدا رها نكرده ؛حالا اين وظيفه در زمان غيبت بر عهده ي كي گذاشته شده؟ ولي فقيه گذاشته شده . اين اولين شاخه اش.

 

- دومين شاخه ي ولايت فقيه.

 

- ولايت امامت و مرجعيت ،يعني پيشوايي بر احكام و معارف الهي.

 

- يعني پيامبر و امام معلم حقيقي كتاب خداوند و مبين احكام و سنن الهي هستند .

 

پيامبر و امام علاوه بر اينكه مسئوليت سياسي دارن و بايد عهده داره  انجام امور اجتماعي باشند .

 مرجع مذهبي هستند،يعني انها بايد كتاب خدا را براي مردم تشريح كنند . احكام و سنن الهي رو بايد به مردم بازگو كنند . يعني مسلمانان بايد براي اخذ دستورات الهي و احكام پروردگار به انها رجوع كنند و رجوع به غير انها حرام است .

براي اينكه مسلموني بفهمه حكم خدا چيه ،حكم چيه؟ حكم روزه چيه؟ مسائلي كه براشون در احكام الهي بوجود مي ايد ،بايد به كجا رجوع كنند ؟ به پيامبر و امام.

 

- و لذا خداوند ،پيامبر و امام رو به عنوان سر چشمه ي اخذ احكام الهي در جامعه تعين كرده . يعني بيان دستورات و احكام الهي در اصل بنا بر  امر الهي در اختيار پيامبر و امام است .

 

- يعني ولي تشريعي مرجع هدايت و ارشاد و تعليم احكام و معارف اسلام است .

 

تا اون موقعي كه پيغمبر زنده بودند ،تا اون موقعي كه امام زنده بودند ،مردم براي اينكه از احكام خدا خبر دار بشن به كي مراجعه مي كردند؟ به پيامبر مراجعه مي كردند. و به امام مراجعه مي كردند . . تا وقتي كه امام صادق زنده بود مرجعيت معني نداشت . ولي فقيه معني نداشت . مردم هر حكمي كه مي خواستند مي رفتند مستقيم از امام مي گرفتند و انجام مي دادند .

حالا امامها يه سري نماينده داشتند در شهرها . كه اينها با امام مكاتبه مي كردند ؛منتها امام مرجع بود . مثلا اونيم كه توس بود ، اونيم كه در حرم عبد العظيم بود ،اونها هم خودشون چيزي نمي گفتن ،نمايندگان از امام مي گرفتند و به اونها مي دادند ،چيزي به نام مرجعيت نبود . و اونها در زمان ظهور امام مطرح نبود .

 

- در غيبت امام عصر عجل الله تعالي شريف ،به جهت عدم دسترسي به ان حضرت باب مرجعيت گشوده شد كه مراجع عهده دار اين تكليف الهي مي باشند .

 

در غيبت حضرت حجة بن الحسن چون ديگه باب مراجعه بسته شده و كسي حضرت رو نمي تونست ببينه و مردم هم نياز داشتند به اينكه احكام و ذستورات خودشون رو اطلاع پيدا كنند و با معارف الهي اشنا بشن و براي اينكه اين مسئله براي مسلمين باز بشه ،باب مرجعيت گشوده شد . والان شما در اين قسمت دوم به ولايت فقيه مراجعه نمي كني دنبال چي هستي ؟ دنبال اون كسي كه ازش تقليد كني . البته ولي فقيه در اين وظيفه عهده داراموري است كه ساير مراجع نيز ان را دارند .

حالا اگر يه ولي فقيهي مرجع هم باشه اشكال نداره. ولي اين وظيفه فقط مال ولي فقيه نيست . مال كيه / مال مرجع تقليده . ولي ،ولي فقيه هم مي تونه مرجع باشه . ولي اون قسمت مرجعيت ربطي به ولايت فقيه نداره ،برمي گرده به مرجعيتش.

فرق ولايت فقيه و مرجعيت 14 تا است كه بعدا مي گم .

 

- ولايت قضاوت(رياست در قضا و حكم)

 

- يعني مقام قضاوت و صدور حكم از جانب خداوند در اختيار پيامبر و امام گذاشته شده است .  

 

مقام قضاوت و صدور حكم در اصل در دست خداست . خدا قاضي القضات و احكم الحاكميته . ولي پروردگار عالم براي اينكه امور مسلمين در اين زمينه مختل نشه مقام قضاوت رو وصدور حكم رو در اختيار پيغمبر و بعد از پيغمبر در اختيار امام گذاشته.

مي نويسيم ؛

 

- اين وظيفه شاخه اي از ولايت تشريعي به عنوان زعامت حقوقي در اختيار پيامبر و امام مي باشد .

 

اين وظيفه هم يكي از شاخه هاي ولايت تشريعي است . يك قسمت از زعامته . يك قسمت از حكومته.منتهي اين قسمت از حكومت و زعامت رو خداوند عالم به طور مختص در اختيار پيامبر و امام قرار داده . يعني مردم موظف هستند كه در مخاصمات و اختلافات و امور حقوقي به انها رجوع كرده و بي چون و چرا احكام ايشان را بپذيرند .

گفتند كه بايد مردم حتما در مخاصمات به اون كسي مراجعه كنند كه خدا تعيين كرده . اگر به غير مراجعه كنند اشكال داره . واقعا همينه ،دو تا از شاگرداي امام صادق اختلاف پيدا كردند و مراجعه كردند به كس ديگري ؛امام فرمود ،حرامه وقتي خدا ما را تعيين كرده شما حق رجوع به غير ما رو نداريد .

در زمان شاه ملعون ،مرحوم رهبر فقيد اسلامي هم فرموده بود اين احكام طلاقي كه از اين دادگاههاي خانواده صادر مي شد باطله. يعني اگر زني رفته باشد در دادگاههاي خانواده ي شاه حكم طلاق گرفته باشد و شوهر كرده باشد ،شوهر دوم براش حرامه و زنا كرده و فرزندان اون شوهر ولد زنا است . زيرا اين دادگاه مشروعيت الهي نداشته .

مي نويسيم؛

 

- اين شاخه از ولايت تشريعي به عهده ي ولي فقيه در غيبت امام مي باشد .

 

 ولايت و قضاوت و دادن حكم در زمان غيبت امام زمان (عجل الله تعالي شريف ) بر عهده ي كيه ؟ ولي فقيه. پس ولي فقيه كار پيغمبر  و امام رو مي كنه . در دو چيزاصله ؛يكي در زعامت و رهبري ،يكي در قضاوت و حكم مي تواند ولي فقيه در هنگام غيبت مرجع هم باشد . ولي مرجعيت اختصاص به ولي فقيه ندارد. ولي زعامت و رهبري در قضاوت و حكم مختص فقط به ولايت فقيه دارد . و مرجع حق دخالت در اين دو تا رو نداره .

اين شاخه هاي ولايت تشريعي است كه ان شاالله به طور مفصل در مورد مسائل ريزش بحث خواهيم كرد.

كساني كه مي گفتند ؛شوراي رهبري مي خواستند خودشون رو دخالت بدهند .كه الحمد الله داره ابروشون هم مي ره .

 

- مراتب و انواع ولايت از نظر اتصالي و اظطراري ؛

 

مراتب ولايت تموم نشده اين مراتب ولايت بعد وارد ولايت فقيه مي شيم . اين بحث رو درس بدم دورنمايي از ولايت تشريعي و ولايت تكويني براي شما مشخص مي شه . مشخص ميشه.

ولايت تشريعي ولايت تكويني نيست . و ولايت تشريعي هم محدوده اش چقدره؟ وظايفش به چه ميزانه ؟ كه در اينجا به طور اجمال براتون مشخص شده .

ولايت از نظر اتصالي يعني ؛ ولايتي كه انسان بايد و يا نبايد انرا پذيرفته و تحت ان قرار گيرد . يعني ؛ يه ولايتي است كه به ما گفته اند تحت اين ولايت بري ،تحت اين ولايت نري ، اين ولايت رو بپذيري ،اين ولايت رو نپذيري . به دو گونه است؛

 

- يكي ولاي مثبت است، كه ولايتي است كه مسلمان لازم است ان را پذيرفته و تحت سرپرستي ان قرار گيرد.ولاي مثبت اون ولايي است كه ما بپذيريم . بايده ها ،لازمه كه بپذيريم و تحت سرپرستي اون قرار بگيريم .

 

- ولاء مثبت بر دو قسم است ؛1- ولاء مثبت خاص 2-ولاء مثبت عام

 

ولاء مثبت خاص ؛ ولايت پيامبر و امام است كه از سوي خداوند فرمان صريح داده شده است . مثل ايه ي 56سوره ي نساء‌ (يا ايها الذين امنو و اطيعو الله و .....) اين ولايت خاصه . به ما دستور دادن كه تحت ولايت پيامبر و امام قرار بگيريم .

 

- ولايت خاص؛امري ضروري است و دين و قبولي اعمال ،وابسته به ان است.

 

يعني هر كس روزه بگيره ،خمس بده . حج بره ، جهاد بره ،در حديث داريم هر كس عمر نوح داشته باشه و تمام عمرش رو نماز شب بخونه ،تمام عمرش روزه بگيره ،هر سال حج تمتع رفته باشه و در بين ركن و مقام بميره ولي تحت سر پرستي امام و پيغمبر نباشه اعمالش چيه؟ باطله.

 

- يعني ؛ولايي است كه ضروري است و دين انسان و قبولي اعمال انسان وابسته به اينه كه شما تحت سرپرستي و ولايت امام و پيامبر باشيد .

 

- ولايت خاص ،وظيفه ي هر مسلمان است ،بنا بر ضرورت اسلامي براي وصول به مراحل كمال الهي ،به جهت مبناي وحدت اسلامي.

 

وظيفه ي هر مسلمونه، اين ديگه جزء وظايفه ، اين ولايت مثبت خاص مخصوص كيه؟‌پيامبر و امام

 

- ولايت مثبت خاص در زمان غيبت امام اختصاص به ولي فقيه واجد شرايط دارد .

 

ولايت مثبت خاص ؛تا پيغمبر زنده هستند انسان بايد تحت سرپرستي اونا قرار بگيره و زندگيشو بر مبناي احكام اونها تنظيم كند و بر مبناي دستور اونها منظم كنه .

حالا حجة بن الحسن نيست . مي گيم ولايت مثبت خاص اختصاص به چي داره حالا هر كس مي گه من از حجة بن الحسن تبعيت مي كنم بايد تحت چي باشه؟‌ولايت فقيه باشه.

 

- ولايت مثبت عام ،ولايتي است كه هر مسلماني بر مسلمان ديگر دارد.

 

ولايت عام هر مسلموني بر مسلمان ديگر دارد. ولايت عام هر مسلموني بر مسلمون ديگه چيه ؟ داره. (ايه ي 71سوره ي توبه بيان مي كنه « المؤمنون و المومنات بعضهم ...» ولايت عام اين است كه ؛همه ي افراد جامعه ي اسلامي نسبت به هم مسئوليت دارند . همه افراد نسبت به هم چي دارند ؟ مسئوليت دارن.

 

- هر فرد در سرنوشت جامعه خود شريك است .(كشتي و گناه)

 

بعدا توضيح مي دهم، اين است كه مسلمانان بايد در مسائل اجتماعي با هم تعاون و نسبت به هم مسئوليت داشته باشند .

يه فردي اومد گفتش كه ،به امام صادق يا پيغمبر گفته الان تو ذهنم نيست ؛ گفت: من چه نقشي در جامعه دارم ،حضرت گفت تو كشتي نشستي؟‌گفت بله ، گفت تو كشتي ممكنه تعداد زيادي نشسته باشند . بشين تو كشتي يه مته بگير كشتي رو سوراخ كن ،ايا سوراخ كردن كشتي به ديگران هم ضرر مي زنه ؟ هر فردي در سرنوشت جامعه ي خودش مؤثره. و لذا براي اينكه كشتي سوراخ نشه ،اون كسي كه داره  كشتي رو سوراخ مي كنه، اون كسي كه مي بينه به خاطر اينكه اهل كشتي در امان باشند لازمه اون رو از اين كار باز داره . به اين كار مي گن ولاي عام كه به هر فرد مسلمان در جنبه ي امر به معروف و نهي از منكر و اقامه نماز و دادن زكات لازمه و تعاون هم بايد توش باشه. مثلا مي بينيد يه نفر داره مي ياد به كمك شما نياز داره شما هم بدون توجه رد بشيد اگر او خسارت ببينه شما در خسارت او شريك هستيد . براي همينه كه ما نسبت به هم مسئوليم .

مسلمان نسبت به مسلمان ديگه مسئوليت داره بهش مي گن ولايت مثبت عام.

يه ولاي منفي هم داريم

 

- ولاي منفي ؛ يعني ولايتي است كه بنا به امر الهي مسلمان حق پذيرش ان را نداشته و نبايد تحت سرپرستي ان قرار گيرد .

 

يه ولايتي كه خداوند دستور داده اين ولايت رو نپذيريد و تحت سرپرستي او قرار نگيريد

 

- ولايتي است كه به جهت محشور شدن انسان با ولي خود عاقبت عذاب الهي دارد .

 

 هر كس اين ولايتها رو بپذيره با اين ولي خودش محشور مي شه و چون اينها اهل جهنمند انسان عاقبت اهل چي ميشه ؟ جهنمي مي شه .

 

- ولاي منفي بنا بر اوامر الهي در قران عبارتند از

 

- ولايت شيطان ؛

 

اوليش اينه كه انسان تحت ولايت شيطان و اوامر شيطان قرار بگيره . ايات عرضم به حضور شما( 127اعراف و76نساء و از اين قبيل) «انا جعلناالشيطان اولياء للذين لا يومنون » ما قرار داديم شيطان رو براي كساني كه ايمان

  « و قاتلو اولياء الشيطان» كساني كه تحت سرپرستي شيطان هستند بكشيد و به قتل برسانيد ،ماله مقاتلهو جهاد است . حجة بن الحسن بياد تمام اولاد شيطان رو از ميان برمي داره.

 

2-دومين چيزي كه دستور دادن تحت سرپرستي اونها قرار نگيريم و ولايت اونها رو نپذيريم ،طاغوته طاغوت يعني ،غير خدا ،طغيانگر ،فرعون صفتان . دوتا ايه (ايه ي 257بقره،ايه الكرسي) « والذين كفرو اوليائهم الطاغوت » اونهايي كه كافر شدند تحت ولايت طاغوت قرار گرفتند . (ايه ي 3نحل )

 

در زمان شاه ملعون اونهايي كه شاه رو به عنوان ولي خودشون و قلبا او رو به عنوان سرپرست خودشون قبول كردند با او محشور مي شن و عاقبت شاه جهنمه و عاقبت اونهاهم چيه؟ جهنمه.

در (ايه ي 36هم ميگه) خدا رو عبوديت كنيد و از طاغوت دوري كنيد ،دستوره، يادتون باشه هر چيزي كه خدايي نباشه مي شه طاغوت . يعني قرار گرفتن تحت ولايت غير خدا مي شه طاغوت .

 

3- كافران ،مثل (ايه ي 281سوره ي ال عمران و 51سوره ي مائده) ،

 

يا ايها الذين امنو »اي كساني كه ايمان اورديده ايد « لاتتخذ و الكافرين اوليائهم » مواظب باشيد اهل كفر رو براي خودتون ولي انتخاب نكنيد . تحت ولايت و پذيرش ولايت كافرين رو نكنيد  با اونهامحشور مي شيد كارتون خراب مي شه.

« ياايها الذين امنو لا تتخذو يهود و نصاري اولياء » اي كساني كه ايمان اورديد يهود و نصاري رو براي خودتون ولي نگيريد تحت سرپرستي اونها قرار نگيريد . ايه ي قران با صراحت بيان مي كنه .

دشمنان الهي و دشمنان خود ، اين در (ايه ي 3سوره ي ممتحنه )است . ايه ي مباركه ي 3سوره ي مباركه ي ممتحنه امده ؛ مي فرمايد،« يا ايها الذين امنو لا تتخذ و عدوي و عدوكم اولياء » اي كساني كه ايمان اورده ايد دشمنان خدا و دشمنان خودتان را ولي نگيريد تحت سرپرستي اينها قرار نگيريد كه عاقبت خوشي براي شما نداره.

 اينم ولا از نظر اتصال و اضطرار. من چند تا تذكرات بنويسم بعد بريم سر ولايت فقيه.

 

بنويسيد

 

- بنابر اين ؛

 

- ولايت فقيه بيانگر وظايف خاصه ي امام در دوران غيبت مي باشد ،

 

- ولايت فقيه بيانگر وظايف امام در دوران غيبت يعني ، ولايت فقيه نحوه ي حكومت وارده جامعه ي مسلمانان را در دوران غيبت معين مي كنه. ولايت فقيه نحوه ي كي رو معين مي كنه؟ حكومت . يعني تا حالا كه امام زنده است و مسئوليهاي اجتماعي امام رو امام عهده داره ؛ بعد از اينكه از دنيا رفت و يا غيبت كرد مسئوليت اجتماعي امام از بين نمي ره ؛بر عهده ولايت فقيه است . يعني ولايت تكويني مربوط به سير و سلوك بوده و ارتباطي با ولايت تشريعي ندارد كه مربوط به وظايف اين ولي در جامعه است نداره . . اون ربطي به سير و سلوك داره ،اين ربطي به اداره مسائل اجتماعي در اسلام داره . اينو متوجه شديد ؟ شديد يا نشديد؟

دومين چيزي كه لازمه

ولايت فقيه عهده داره حد اقل دو شاخه از شاخه هاي ولايت تشريعي امام است . ولايت فقيه عهده دار حداقل چندتا؟‌دو شاخه از شاخه هاي ولايت تشريعي امام است .

 يعني در غيبت امام ولي فقيه وظيفه دارد در شاخه ي زعامت و رهبري و قضاوت و حكم  وظايف امام را ايفا كند .

 در غيبت امام ؛ولي فقيه وظيفه دارد دو تا از اين شاخه ها ،يعني زعامت و رهبري و قضاوت و حكم رو در غيبت امام به عهده بگيره و اون رو اجرا كنه.

 

- اصل ولايت مخصوص ذات اقدس الهي است و مشروعيت ولايت امام ،پيامبر و امام در اثر اتصال با ولايت الهي است .

 

اصل ولايت مخصوص ذات اقدس كيه ؟ اگر ما مي گيم پيغمبر و امام وليه به جهت چي ميگيم وليه ؟ ها؟ مشروعيت ولايت تشريعي امام به جهت اتصال طولي با ولايت الهي است و مشروعيت ولايت فقيه در جهت اتصال طولي با ولايت امام مي باشد .

ما براي شما گفتيم اگر خواستيد بنويسيد . بنويسيد خدا ،امام، چي؟ ولي فقيه. اين طوري مشروعيت مي يابه . يعني امام بر اثر اتصال طولي با خدا ولايت فقيه در اثر اتصال طولي با ولايت امام مشروعيت پيدا مي كنه.

   حالا مردم اين وسط چه كاره اند ؟ اين شا الله به طور مفصل بيان مي كنيم . مردم مشروعيت ايجاد نمي كنن ها . يادتون باشه مردم نيامدند با علي بيعت كنن ، رفتند با ابوبكر بيعت كردند ،ابوبكر مشروعيت ولايت نداره . بايد اول از طرف خدا باشه . يعني اتصال با خدا باشه.

 

- ولايت فقيه از نوع ولاء مثبت خاص است در دوران غيبت .

 

گفتيم يا نگفتيم ؟ ها؟ مي نويسيم با وجود ولي فقيه واجد شرايط عدم پذيرش موجب كفر و طغيان است . حالا كه ولاء مثبت خاص اصليه كه ولايت فقيه واجد شرايط عهده دار وظيفه ي مسلمين شده ،حالا كسي اونو نپذيره ، اون چه كار كرده ؟ طغيان كرده. مثل اين كه امام باشه و اون امام را نپذيره طغيان كرده.

پذيرش و تحت سر پرستي ولايت تشريعي امام و به طبع ان ولي فقيه در اصل پذيرش و تحت سرپرستي قرار گرفتن ولايت خداوند است . يعني ولايت امام مساوي است با ولايت فقيه مساوي است با ولايت خداوند . ولايت امام همون ولايت فقيه ، ولايت فقيه همون ولايت امامه. بايد اينها رو توجه داشته باشيم ،اين شا الله هم توجه خواهيم داشت . يه صلوات بفرستيد .

  در مسائل ولايت فقيه ان شا الله در جلسه ي بعد صورت خواهد گرفت ،تا اينجا بسه . تا جلسه ي اينده . فعلا تازه شروع كرديم درباره ي اينكه ثابت كنيم ولايت فقيه حقيقت اصله و از شرايط ولايت فقيه و مسائل جانبي اش صحبت خواهيم كرد.

 

 


موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)

تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 17:43 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

متن و صوت درس ولایت فقیه استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)جلسه پنجم

جلسه پنجم:دانلود فايل

 

اقسام ولایت - ولایت تکوینی

 

 

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

الصلواة و السلام علي اشرف الانبياء و المرسلين و افضل السفراء المقربين العبدالمؤيد و الرسول المسدد المصطفي الامجد المحمود الاحمد ابالقاسم محمد ،صلي الله عليه وعلي عترته الطيبين الطاهرين و الهداة المهديين و العن الدائم علي اعدائهم و مخالفيهم و معانديهم و غاصبي حقوقهم و منكري فضائلهم من الان الي قيام يوم الدين .

 

ايام پر سرور و پر بركت و پر نور ميلاد مسعود مبارك حضرت سيد الشهدا،حسين بن علي (عليه الاف تحية و الثنا) ست همه با هم به قدوم مبارك اون حضرت از صميم قلب صلواتي رو نثار مي كنيم.

 

براي عرض تبريك و اعلام تحنيت به محضر مبارك حضرت حجة بن الحسن هم همه با هم صلواتي مي فرستيم .

 

داشتيم در مورد ولايت فقيه صحبت مي كرديم ،اولين عنواني كه بحث شد اهميت ولايت در مكتب عرفان بود كه خوشبختانه مصادق رو تا اونقدر كه لازم باشه و اهميت ولايت رو در نظر شما مجسم كنه بيان كرديم . مسئله ي بعدي ان شا الله كه مي خوايم بگيم معناي ولايت است ،معناي ولايت ؛ولايت در لغت هم بحث كرديم . ميايم سر مراتب ولايت .

 

- مراتب و انواع ولايت ،

 

اولين ولايتي كه هست ؛

 

- ولايت تكويني است ،

 

ولايت تكويني يعني سلطه و تصرف و نفوذ اراده ي يك انسان در عالم تكوين در نظام هستي. ولايت تكويني اينه كه ؛ يك انسان بتونه سلطه ،تصرف كنه در تمام مواردي كه در عالم هست .

مي نويسيم ؛

 

- اين قسم از ولايت (حالا من توضيحاتشو خدمت شما دادم ) در اثر قرب الهي حاصل مي شود و انسان مقرب وقتي به ولايت نائل امد ويژگيهاي الهي از او صدور مي يابد .

 

مثل اهن و اتش كه مثالشو براي شما زدم يادتون مي يادكه ؟ وقتي اتش رو به اهن نزديك مي كنيم بر اثر قرب اتش با اهن صفات اتش چي مي شه؟ از اهن صادر مي شه . يه انسان هم وقتي به ولايت مي رسه از او چي مي شه ؟ صفات الهي ظاهر مي شه .

 

- اين قسم از ولايت در اصل از ان خداست و انسانهاي مقرب به تبع ان داراي اين ولايت مي شوند

 

. اصل اين سلطه و تسلط بر عالم مال كيه ؟ خداست . يعني خدا ست كه بر هستي سلطه داره. و انساني كه مقرب درگاه پروردگار مي شه در اثر قرب اين ولايت به طور طولي بر او چيه ؟ حاصل مي شه .

 

- اين قسم از ولايت به طور طولي براي انسان هاي مقرب حاصل مي شود

 

،طولي يعني چي؟ يعني مال خداست و خدا به انسان عنايت مي كنه.اين اهن ،اين اتش در اصل داغي ماله كيه؟ مال اتش ،اهن به تبع تقرب داغ مي شه . نرمي مال چيه ؟ اتش اهن به تبع اتش ها ؟ نرم مي شه .

اينو يادتون باشه انسان وقتي به ولايت مي رسه بايد بگه «هو الحق» اگه بگه « انا الحق» اشتباهه .

 

- اين قسم از ولايت از مراحل كمالي باطني انسان حكايت مي كن كه به واسطه ي اين كمال بر هستي سلطه مي گردد.

 

- اين قسم از ولايت بر اثر كمال حاصل مي شه . اين قسم از ولايت به اصطلاح قابل غصب نيست. اين قسم از ولايت قابل غصبه / كسي مي تونه ولايت تكويني اقاي قاضي رو غصب كنه؟ نه .

 

- ولايت تكويني مثل ،بزاريد چندتا مثال بزنم ،حاضر كردن تخت بالقيس نزد سليمان توسط عاصف بن بلخيا.(سوره ي نمل ايات 38تا40)

 

اولا ريشه در قران داره اين گونه ولايت . فكر نكنيد ما دراورديم . اين ولايت ريشه در قران داره .

جناب سليمان علي نبي واله والسلام ،بالقيس رو دعوت كرد به فلسطين ،بالقيس د رسنئا در يمنه، بين يمن و فلسطين 20000 كيلومتر فاصله است ،دقيق نمي دونم ولي 4تا5تا كشوره، ولي سليمان شنيده بود بالقيس تخت عظيمي داره ،قبل از اينكه بالقيس وارد كاخ بشه سليمان طبق ايه ي قران گفت؛ من مي خوام الن تخت بالقيس اينجا حاضر باشه . سليمان دو تا وزير داشت يكي از جنيا،يكي ديگه عاصف بن بلخيا از انسانها ،جنيه مي گه تا تو بنشيني من حاضر مي كنم ،عاصف گفت :تا تو چشمت رو ببندي من حاضر مي كنم ،تا قبل از اينكه چشمش رو به هم بزنه تخت حاضر شد .

اين سلطه ،سلطه ي چيه ؟ تكويني . اين ديگه تشريعي نيست  . اين اراده كرد ،جناب عاصف كه اراده كرد تخت اينجا حاضر بشه تخت تحت دستور عاصف اينجا حاضر شد . اينو مي گن چي؟ ولايت تكويني .

 

- مثل تصرف حضرت يوسف بر چشم نابينا ي پدر،

 

اينم آيه ي قرآنه ، وقتي حضرت يعقوب چشمش بر اثر گريه ي زياد خون شده بود ، قطره توش نريختن كه ، جراحي نكردن ، عينك زدن به جشم يعغوب ؟ نه. گفت اين پيراهن منو ببر ، بزار رو چشو يعغوب چشمش خوب ميشه تو آيه ي قرآنه وقتي اين پيراهن رو گذاشتن رو روي چشم يعغوب انداخت « ورتد بصيرا» چشم بينايي خودش گرفت . به اين ميگن ولايت تكويني .

 

- مثل زنده كردن مردگان توسط حضرت عيسي.

 

اينايي كه دارم مي گم فعلا ايه ي قرانه. قران مي گه عيسي مرده زنده ميكرد . عيسي دست به مرده مي زد ،يا مي دميد مرده پا مي شد مي شست . اينا رو مي گن چي؟ ولايت تكويني . همچنان كه خدا مرده زنده مي كنه عيسي هم مي تونه مرده زنده كنه .

 

- مثل حركت و نيمه شدن و سبز گديدن درخت به اراده ي پيغمبر .

 

پيغمبر گفت : درخت بيا جلو ،درخت امد جلو ،درخت برو عقب ،درخت رفت عقب، درخت نصف شو ، درخت نصف شد . اين نصفه ي جلو سبز شو ،نصفه ي عقبق خشك شو ،نيمه ي جلو سبز شد نيمه ي عقب خشك شد . به اراده ي تكويني . ميگن چي؟ اثر ولايت تكوينيه.

 

- مثل انشقاق ماه با اراده ي پيامبر اسلام صلي الله عليه و اله و سلم ،اينم ايه ي قرانه «وانشق القمر» .

 

اومدن گفتن اگر محمد تو پيغمبري بگو ماه نصف بشه ! پيامبر اشاره كرد ماه چي شد ؟ دو نصف شد . بر اثر ولايت تكويني . امير المومنين هم داره ،حضرت امام حسنم داره ، امام حسينم داره.

 

- مثل ميراندن مار توسط مرحوم قاضي رضوان الله تعالي عليه كه درس داديم .

 

گفت :موت به اذن الله ، موت به اذن الله يعني چي؟ در اثر ولايت تكويني تموم شد .

اگر متوجه شديد يه صلوات بفرستيد.

 

اين نوع ولايت تكويني از نظر مراتب از نظر اينكه چه مراتبي است داراي مرتبه است .

چون ولايت يك امر تشكيكي بوده و بنابر اين مرتبه ي دارنده ي ان درجه بندي مي شود

 

امر تشكيكي يعني چي ؟ يعني مرتبه دارد .

 

ولايت شدت و ضعف داره مراتبش عبارت است از ؛چون شدت و ضعف داره براش مراتب تعيين مي كنيم .

 

- ولايت كليه

- ولايت جزئيه

  ولايت كليه بر دو قسم و مرتبه است ؛مطلقه و مقيده .

 

مينويسيم

 

- از نظر مراتب عده اي انرا دو مرتبه دانسته اند

1-ولايت شمسيه

2- ولايت قمريه

 

ولايت كليه گوش كنيد ؛يعني ولايتي كه بر تمام عالم حاصله . ولايت كليه يعني چي؟ بنويسيد بد نيست ،يعني تصرف و سلطه ي بر همه ي هستي . بر همه ي هستي تسلط داره. ولايت مطلقه يعني كسي كه ولي مطلقه است هم بر عالم ناسوت هم بر عالم ملكوت هم بر عالم جبروت .

همين ايام تولد حضرت امام حسين،يكي از صحابي پيغمبر با امام حسين صحبت مي كرد در مسجد قبا ،يك دفعه امام گفت بياييد ببينيد باباي من با پيامبر در مسجد قبا نشستند . پرده رو كنار زد ديدن پيغمبر و علي در مسجد قبا نشستند . يعني بر عوالم بالا ي هستي هم تسلط داره .

يعني حجة بن الحسن الان ولايتش مطلقه است. يعني از عوالم بالا بگير تا پايين هيچ موجودي نيست كه از ولايتحجة بن الحسن خارج بشه . به اين مي گن ولايت كليه.

ولايت مطلقه يعني هيچ شرطي براي ان نيست . هيچ شرطي نداره . هر وقت اراده كنه مي تونه حاصل كنه .

ولايت مقيده ولايتي است كه بر اثر تقيد حاصل مي شه . يعني به شرط اين كه ،مثل ولايتمقيده كه بعضي از اولياء خدا دارن . مثل ابالفضل عليه السلام . زينب كبري .

زينب كبري اشاره كرد حتي زنگ شترها هم ...ولايت مقيده است .

ولايت جزئيه هم يعني ،ولايتي كه در حد مرتبه ي مثلا كسي مي تونه ذهنها رو تصرف كنه . فقط اذهان رو اين طرفو اون طرف كنه. مثلا نتونه اين ميز رو ببره اون طرف . ولي ذهن شما رو تغيير بده . ولايت جزئيه.

ولايت شمسيه ؛يعني منشا ذهمه ي اولياء خدا

ولايت قمريه ؛يعني چي ؟ سرچشمه گرفته از ولايتهاي كليه

بعضي ها گفتن ،همچنان كه خورشيد مي تابه به ماه ،نور خورشيد مي تابه به ماه، روشني ميده به هستي ها !بعضي ها اين طورين . ولايت عاصف بلخيا قمريه است . يعني ولايت اصلي مال سليمانه . ولايت سليمان تابيده به عاصف و عاصف در اون شب ظلماني داره ولايت رو بروز مي ده . اين ولايت رو مي گن چي ؟ از نظر مرتبه . حضرت سليمان شمسيه بود .

وقتي ولايت خدا اينه و ولايت امام هم اينه ،ولايت امام نسبت به خدا قمريه است .

اين ولايت ولي خدا اينم ولايت امام ،نسبت ولايت ولي خدا مي شه قمري،ولايت امام شمسي

مقيده يعني تقيد داره يعني هميشه نمي تونه اينكار رو بكنه مگر به اذن امام باشه .

در اون صحبتي كه امام سجاد ولي مطلقه، ولي مطلق ديگه اما زينب با شرط اجازه ي ولايت امام سجاد مي تونه ولايت خودش رو چكار كنه ؟  اون ولايتي كه ابراز مي كنه چيه ؟ مقيده . اين ولايت از نظر چي گفتيم ؟ ولايت تكويني .

 

- از جهت وصول به اين ولايت

 

- موهبتي ؛اين قسم از ولايت مخصوص انبياء و امامان شيعه است كه بنابر مسئوليت خاص و كمال ويژه خداوند به انها عنايت كرده است .

 

اين قسم از ولايت ،ولايتي است كه خدا مي ده . يعني ديگه انسان لازم نيست مرتبه اي رو كسب كنه . كي مي تونه مثال بزنه ؟ مثل ولايت حضرت عيسي در گهواره . حضرت عيسي چه مرتبه اي رو طي كرده بود تا گهواره؟ حضرت عيسي علي نبينا واله وسلم ،تو گهواره است بچه ي يك روزه است . اون ولايتش موهبتي است. تكويني بر خودش ولايت داره .صحبت كرد « اني عبدالله و اتاني الكتاب » اين نوع ولايت رو مي گن ولايت موهبتي . يعني بنا بر مسئوليت و كمال ويژه خداوند به انها چي ميده ؟ ولايت موهبتي.

 

   - موهبتي براي ائمه عليه السلام است .

 

- براي قدرت تصرف در هستي براي امامت و هدايت خلقت.

 

اين ولايت رو چرا خدا به امامها مي ده ؟ ها؟ به خاطر اينكه عالم در دست ايناست.براي اينكه بتونه خورشيد رو بياره ،بتونه منظومه ي شمسي رو ،تمام عالم رو خداوند داده دست امام. امام براي اينكه عالم رو اداره بكنه نياز به چي داره؟ ولايت . برا اين داده.

 

- به جريان داشتن مجاري تكويني در هستي ، تمام مجاري هستي در دست انها باشه .

 

شما در زيارت جامعه خونده باشيد «بكم ينزل الضيف » يعني بارون به اراده ي اينها مي ياد . خشكسالي به اراده ي اينها مي ياد . زلزله به اراده ي اينهاست . تمام مجاري هستي رو اينها در جريان بيندازند

هدايت تكويني انسانهاي ويژه ،بعدشم اين كه انسانهاي ويژه رو با هدايت تكويني هدايت كنند . مثل بشر حافي با يك اشاره ي حضرت موسي بن جعفر مي شه بهترين عارف عالم.

مثل ،الان اينجا نشستيد به اراده ي كي اومديد ؟ ها؟ به اراده ي حضرت حجة بن الحسن اينجا حاضر شديد . و ان شا الله هميشه حاضر باشيد و تحت عنايت واقع بشيد .

 

2-اكتسابي؛ اين قسم از ولايت در اثر سير و سلوك الي الله براي اولياء خدا حاصل مي شود .

 

اين قسم از ولايت بر اثر چي ؟ سيرو سلوك .

مي نويسيم ؛

 

- اين ولايت نشانه ي كمال و سير حقيقي انسانها ي برجسته مي باشد .

 

نشانه ي كماله . يعني كسي به مقام ولايت رسيد به كمال رسيد . مثل ؛ عاصف بن بلخيا ،مرحوم قاضي، حضرت زينب، و از اين قبيل . اينها انسانهايي هستند كه به اين ولايت رسيده اند . مثل حضرت علامه . اگر بخواهيم همه رو مثال بزنيم ملا حسين قلي همداني ،سيد احمد كربليي، اگر بخواهيم نام ببريم بايد يك ميايون و پانصد هزار نفر رو نام ببريم .

در اثر سير اول از اسفار اربعه انسان به اين مرتبه ميرسه كه زياد هم مي گن ،زياد همچين پيچ و خمي هم نداره . اين شد ولايت تكويني از نظر رسيدن.

 

- اين قسم از ولايت ربطي به ولايت فقيه ندارد.

- اين قسم از ولايت در عقايد شيعه مطرح مي شود .

- اين قسم از ولايت در سير و سلوك الي الله جريان دارد .

 

از اين به بعد وقتي در مورد ولايت صحبت مي كنيم  ديگه صحبت از ولايت تكويني نمي كنيم. چرا؟ چون ربطي به ولايت فقيه نداره . هيچ ربطي به ولايت فقيه نداره. و ربط به سير و سلوك داره.

اين رو كمي خلاصه كردم . البته ما ان شا الله اگر خدا بخواد ،اگر عنايت پروردگار و توفيق باشه بعد از توحيد بحث ولايت تكويني داريم . اونايي كه بودن مي دونن ما يكي دو سالي در مورد ولايت تكويني مي خوايم صحبت كنيم .

اين يه خلاصه اي بود فقط در ذهن شما بيايد ،فرق ولايت تشريعي رو با ولايت تكويني بدونيد كه ما راجع به ولايت تكويني صحبت مي كنيم .

صحبت از سير و سلوك نيست . صحبت از مسائل تسلط بر هستي نيست ،صحبت از يك نوع روش حكومتي است كه در تشيع ما بنا بر اعتقاد خودمون از جانب پروردگار اين شيوه رو داريم.

در مورد ولايت فقيه بحث مفصله و اينقدر بحث ولايت مفصله ،اينقدر كه انسان مي ترسه وارد بشه . به گونه اي است كه خيلي گسترده است و ما يه دو سه دوره اي كه درس داديم نتونستيم تموم كنيم . و نصفه كاره رها شد . به همين خاطر فكر نكنيد ولايت با همين نيم ساعت وقت سر و تهش به هم مي ياد.

كسي كه ولايت فقيه مي شه از شرايطش داشتن ولايت تكويني نيست . يادتون باشه .

 

- ولايت تشريعي .

 

در ولايت تشريعي عرضم به حضور شما مسائل رو روشن مي كنم كه بيشترين بحث ما در ولايت فقيه ولايت تشريعي است.

ذتشريعي يا ولايت اعتباري ،ولايت اعتباري شنيديد كه چيه ؟ يعني ،حقيقتي در جهان خارج نداره .

  ولايت تكويني حقيقيه ،ولايت تشريعي اعتباريه.

مثلا در ادم بر اين تعلق مي گيره ، كتاب در تحت تسلط منه ،اراده مي كنم كتاب نيست بشه ،اراده مي كنم اين كتاب در دست شاگرد اخرين فرد باشه . اينو مي گن ولايت حقيقي.

يه وقت نه ، من پولي دارم ، اين ولايت در دست منه . اين كتاب رو برمي دارم مي زارم اينجا ،اين ولايت اعتباريه . ولايت حقيقي با اعتباري فرق داره.

عبارت است از مسئوليتي قانوني ،تشريعي ،(قانوني يعني چي؟ چه بگيم تشريعي چه بگيم قانوني) به مقامي است كه قانوني است ،كه از طرف خداوند به فردي به عنوانه يك مقام رسمي ديني عطا مي شود تا به امور خاصي رسيدگي كند . در امور خاص رسيدگي كند .

در امور خاصي چي كنه ؟ رسيدگي . از طرف پروردگار داده مي شه ، تا از طرف پروردگار داده نشه اين ولايت مشروعيت ندارد. يعني قانوني نيست . اگر خواستيد بنويسيد .

مثل ولايت مالك اشتر از سوي حضرت علي براي مصر. حضرت امير المومنين گفت به مالك اشتر برو مصر حكومت كن ،مالك اشتر ربطي به اين نداره ،به ولايت تكويني نداره .

بدونيد عمرو عاص وزير معاويه قبلا يكي از به اصطلاح استانداري امير المومنين بود . امير المومنين گفت بو د برو در اذربايجان ولايت داشته باش . وقتي امير المومنين نوشت بسم الله الرحمن الرحيم ؛عمرو عاص شما رو به اين وسيله استاندار اذربايجان مي نمايم ،اين چيه؟ ولايت تكويني . حالا ايا عمرو عاص ولايت تكويني داره . نه . ولي چون از طرفه امام يك مقامي گرفته رفته اونجا ،در اونجا ولايت داره . يعني يه سري كار ها رو اونجا رسيدگي كنه .

جناب عمرو عاص اونجا داشت حكومت مي كرد و از طرف علي يه مسابقه ي اسب دواني راه انداخت . يه بچه دهاتي از پسر عمرو عاص جلو زد و پسر عمرو عاص ناراحت شد و يك سيلي  به صورت دهاتي زد . پسر دهاتي خودشو رسوند به علي شكايت كرد . علي فوري نوشت عمرو عاص بيا به كوفه تو رو كار دارم . عمرو عاص فهميد اوضاع خرابه ديگه نيومد كوفه رفت پيش معاويه .

ولايت تشريعي ربطي به ولايت تكويني نداره . قدرت مي خواد ،مديريت مي خواد .

ولايت تشريعي ،منصبي قراردادي و جعلي (قراردادي ) قرار ميدن تا اين جعل نشه قرارداد نشه اين ولايت استوار نمي شه . اينو داريم مي گيم در مسائل ولايت فقيه بايد بگيم كه بعضي ها فكر مي كنن ولايت فقيه نيست وكالت فقيه است .

ولايت تشريعي ،ولايتي قرار دادي و جعلي است كه به جهت اداره ي شئون است و سرپرستي ان به فردي از جانب خداوندداده مي شود مثل مسئوليت امامت .

     قشنگ دقت كنيد من توضيح بدم اينجا فمورد توجه شما هم واقع بشه .

حضرت علي داراي دو بعده . يك بعد ولايته ،يه بعد امامته .

بعد ولايت اون جنبه ي كماليشه ؛بعد امامت جنبه ي مسئوليتيشه . متوجه شديد . حضرت پيغمبر اومده در عيد غدير گفته « من كنت مولاه وهذا علي مولاه » هر كس من ولي او هستم علي هم چيشه ؟  وليشه . كدوم ولايت رو داره مي گه ؟ ولايت تكويني رو مي گه ،نه ولايت تشريعي . حضرت پيغمبر حضرت علي رو به عنوانه ولي مطلق عالم انتخاب  كنه يا نكنه هست . ولايت هم غصبي نيست . داره مسئوليت ميده ،داره جعل مي كنه ،داره علي رو بر مسند ولايت تشريعي جعل مي كنه . يعني قرارش مي ده.

من اينجا دارم توضيح مي دم كه هم اينجا از طرف خداوند ه و هم اونجا از طرف خداونده. ولايت اون موقع محققه كه از جانب چي باشه ؟  اون موقع محققه كه از جانب خدا باشه ، اگر از جانب خداوند باشه . اگر از جانب غير خدا باشه ولايت نداره . پس چرا حضرت علي مالك رو فرستاد ؟ مالك ولايت نداره؟  ولايت طولي داره . چون علي از جانب خدا حكم ولايت داره مي تونه انتخاب كنه . در مسئله ي ولايت فقيه هم بايد بهش توجه داشته باشيد شما نيستيد كه ولايت فقيه انتخاب مي كنيد . اگر از طرف خدا انتخاب بشه دستورش بر ما واجبه . اگر از طرف مردم انتخاب باشه بر ما واجب نيست .

حالا چه طوري داره انتخاب مي شه ؟ خواهيم گفت . يه صلوات ختم كنيد .

 

 

- اين قسم از ولايت در اصل از انه خدا وند است « لا حكم الا لله »

 

كي بر هستي مي تونه حكومت كنه؟ فقط خدا .هيچ كس ديگه نه.

 

- اين قسم از ولايت به صورت طولي از جانب خداوند جريان مي يابد و مشروعيت ان وابسته به اتصال الهي است.

 

از كجا مشروعيت پيدا مي كنه ؟ ها؟ خدا. طولي ها. ببينيد گفتيم ،خدا،امام، ولي فقيه ،طولي نگاه كنيد . حالا من از شما مي پرسم حضرت علي مالك اشتر رو فرستاد مصر ،معاويه هم يكي رو فرستاد شام . اون فردي كه از طرف معاويه ميره شام مشروعيت داره ؟ نه ،چرا؟ چون معاويه از طرف خدا نيست .

بايد سلسله ي طولي برقرار باشه . متوجه ايد . در ولايت فقيه هم بايد اين سلسله ي طولي برقرار باشه. حتما بايد رعايت بشه . اگر رعايت نشه سلطه ي الهي بر جامعه حساب نمي شه .

 

- اين قسم از ولايت قابليت غصب دارد كه توسط خلفاي قاتل از حضرت علي عليه السلام غصب شد .

 

اين نوع از ولايت چي داره ؟ قابليت غصب داره . مي تونن غصبش كنن كه ديديم و ديديد كه ولايت امير المومنين رو غصب كردند . ها؟ كدوم قسم از ولايت رو غصب كردند ؟ تشريعي.

ولايت تكويني رو مي تونن غصب كنن ؟‌نه. علي همچنان كه در خانه نشسته بود به همه ي هستي ولايت داره . اتفاقا خود اينها هم ديدن . دو سه مورد نشون داد كه علي ولايت تكوينيش قابل غصب نيست .

همون روزهاي اول غصب بود كه خدا براي اينكه نشان دهد ،در مدينه زلزله شد و قطع نمي شد گفتند چه كنيم ؟ همه ريختند در خانه ي ابوبكر گفتند چه كنيم؟ گفت بريد در خانه ي علي . گفتنديا علي زلزله ،همه رو اورد بيرون از مدينه گفت ؛زمين به اراده ي خدا بايست . تا علي دستشو اين جوري كرد زمين ايستاد . يعني چي ؟ يعني مردم هستي در دست منه.

اومد بيابون پيش حضرت پيغمبر گفت يا رسول الله من به شرطي مسلمان مي شوم كه تو مثل حضرت صالح از اين كوه ده تا  شتر بيرون بياري ! پيغمبر گفت : باشه . پيغمبر چي داشت ؟ ولايت تكويني . اشاره كرد به كوه گفت : اي كوه شتر خودت رو بيرون بده ،يه شتر كه اومد بيرون گفت رئيس قبيله بود گفت پيغمبر وايسا ،نه تاي ديگه شو بزار برم قبيله ام رو از يمن بيارم همه با هم مسلمون شيم . من مسلمون شدم .اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله . اين بابا رفت يمن ،تا اين رفت يمن پيامبر از دنيا رفت . اومد با قبيلش پيش خليفه ي رسول الله ،عجب خليفه هايي بودن . اومدن گفتن يا ابابكر قضيه اينه من 9تا شتر رو نگه داشتم تا برم قبيله ام رو بيارم نشون بدم . ابابكر گفت : ما هر كار خلافي مي تونيم بكنيم ولي شتر بيرون اوردن ماله علي.

علي اومددر مقابل كوه ايستاد ،هنوز هاههاي اوله  ها، علي اومد مثل پيغمبر ايستاد جلوي كوه دو ركعت نماز خوند اشاره كرد گفت : اي كوه شتر هات رو بيرون بيار!9تا شتر ديگه پشت سر هم اومدن بيرون ،اين جمعيت يمن همه با هم مسلمون شدند. فرماندشون گفت چطور شد تو رو خليفه نكردن ؟ اينو خليفه كردن !!

پس ولايت تكويني قابل غصب نيست . بود ؟ نه . ولي ولايت تشريعي قابل غصبه .

سؤال ؛كسي كه ولايت تكويني داره قدرت خودش رو چطور در جهت اين به كار نمي بره كه جلوي اينا رو بگيره ؟ جلوي تصرف ابوبكر رو بگيره ؟ چون اولا ارادش تحت اراده ي خداست . ثانيا پيغمبر بهش دستور داده ،گفته اگر اين كار رو كردن ،اين كار رو نكن . درست شد ؟ ها!

 حتي تو كربلا حضرت سيد الشهدا شب نيزه رو مي كنه زمين ازش اب مي ياد . يعني اين ولايت تكويني . چطور ولايت تكويني اش تحقق پيدا نمي كنه جلوي بريدن خنجر شمر رو بگيره . چون اراده اش تحت اراده ي خداست . ما در اين مورد مفصلا براي شما صحبتهايي كرديم .

 

 

- اين قسم از ولايت بيانگر شيوه ي حكومت در اسلام مي باشد كه در حقيقت نوعي حكومت خداوند در هستي است .

 

اين نوع ولايت را ان شا الله بعدا براتون بحث خواهيم كرد كه يك نوع ولايت چيه ؟ يك نوع ولايت تشريعي ،يك نوع ولايت خداست .

خدا كه خودش نمي ياد پايين حكومت كنه . خدا يه نفر رو وسيله قرار مي ده با اراده ي پروردگار در هستي چه كا كنه ؟ اجرا كنه . مثل پيغمبر ،مثل امير المومنين و ديگران هم اگر ئلايت فقيه رو گذاشتن ،ولايت فقيه اجراي اراده ي خودش رو نداره . بلكه خودش وسيله باشد براي اجراي منهيات  اراده ي حضرت حق.

ان شا الله مفصل در جاي خودش توضيح ميدم . تا اينجا بس باشه تا جلسه ي اينده . به نظر من بحث بدي نيست . هست ؟ نه .

ان شا الله خدا توفيق بده تا اخر اين بحث رو ادامه بديم . والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)

تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 17:41 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

متن و صوت درس ولایت فقیه استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)جلسه چهارم

جلسه چهارم:دانلود فايل

 معنا و ماهیت ولایت

 

اعوذبالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

الصلوة و السلام علي اشرف الانبياء و المرسلين و افضل السفراء المقربين ،العبد المويد و الرسول المسدد المصطفي الامجد المحمود الاحمد ،ابالقاسم محمد ،صلي الله عليه و علي عترته الطيبين الطاهرين و الهداة المهديين و لعن الدائم علي اعدائهم و مخالفيهم و معانديهم و غاصبي حقوقهم و منكري فضائلهم من الان الي قيام يوم الدين.

 

براي تعجيل در فرج حضرت حجةبن الحسن روحي و ارواح العلمين لتراب مقدمه الفدا و براي اين كه خداوند عالم از سرچشمه ي فيوضات نامحدود اون حضرت همه ي ما رو به طور كامل سيراب نمايد ،همه با هم صلواتي ختم مي كنيم.

 

در مورد ولايت فقيه در مكتب عرفان صحبت مي كرديم . ارزش و اهميت اون رو در اين مكتب براي شما با 14عنوان مطرح كرديم. مسئله اي كه بايد مطرح كنيم اينه كه معنا و ماهيت ولايت .

دوميش اينه كه اولا در لغت ماهيت ولايت رو بحث كنيم.

 

- در لغت مصدر و يا اسم مصدر مي باشد ،ولايت يا مصدره ،يا اسم مصدر ه كه لغت شناسان براي ان بيش از 27معنا ذكر كرده اند .

 

لغت شناسان اومدن براي ولايت بيش از 27معنا ذكر كرده اند . در لغت معناي اصليش بنا بر نظر راغب در المفردات ،يه فردي به نام راغب اصفهاني يك كتاب داره به نام مفردات . اين مفردات اومده كلمات قران رو معني كرده ،يه خورده بازتر معني كرده.

 

- راغب در المفردات گفته؛ «الوالا و توالي ان يحصل في عانه فصاعدا اصولا بينهما ما ليس منهم» فرموده؛ولايت و توالي عبارت است از انكه دو چيز يا بيشتر يه ونه اي باشند كه چيزي غير انها در ميان انها فاصله ايجاد نكند .

 

ببينيد وقتي مي گيم اين 1 اينم 2 اگر بين اين 1و2هيچ فاصله نباشه اين دو تا به هم مي گن ولي. توالي و ولي از نظر لغت اين طوريه.

 

پس مي گيم ؛

 

- اگر بين دو چيز هيچ فاصله ،حجاب ،مانع، جدايي،غيريت،و ....نباشد ان دو چيز با هم ولايت دارند .

 

اون تعريفي كه جناب مفردات كرد گفت ؛بينشون نباشه،پس با اين حساب اگر بين دو چيز حجاب ،مانع ،جدايي، و غيريت و ....نباشد اين دو چيز با هم چي دارند؟ ولايت دارند.

 

- پس در مقام وحدانيت و يگانگي كه بين خدا و بنده پيدا مي شود حجاب و پرده هاي ان كنار مي رود كه به اين مرتبه ولايت مي گويند .

 

انساني هم كه سير و سلوك مي كنه و در اثر سير و سلوك بين خودش و خدا فاصله ها رو كنار مي زنه و به قرب مي رسه . قرب يعني چي؟ بدون فاصله . ،حجابهارو كنار مي زنه ،موانع رو از خودش كنار ميزنه و جدايي بين خود و خدايش را كنار ميزنه و غيريتي بين او و خدا پيدا نمي شه . اين فرد در اين مرتبه به مقام چي رسيده؟ ولايت رسيده.

مي نويسيم راغب در المفردات ادامه داده است كه ولايت (با كسره واو) مساوي با نصرت ، و ياري و .....(ولايت با فتحه واو) مساوي است با تصدي و صاحب اختيار . صاحب چيزي بودن ،سلطه بر چيزي داشتن .

 راغب بعد از اينكه حرفهاشو مي زنه در اخر به اين نتيجه مي رسه كه ولايت با كسره به معني نصرت و ياري دادنه و ولايت با فتحه به معني صاحب اختيار بودن و صاحب چيزي بودن ،سلطه بر جچيزي داشتن.

شما الان به دستتون نگاه كنيد چي داريد؟ خودكار . شما الان بر ان ولايت داريد و چي؟ صاحب اختيار ان هستيد ،تحت امر شماست.

 

- ساير دانشمندان اهل لغت براي هر كدام از معاني ولايت مسائل مشابهي رو كه راغب اورده ذكر كرده اند .

 

بريم سر لغت شناسان ؛

 

- اورده اند كه تعدد معنا بيشتر در جنبه ي مصداقي ان است .

 

تعدد معنا بيشتر در جنبه هاي چيه ؟ مصداقي . اگر كتاب هاي لغت مثل لسان العرب و تاج العروس كه عربها نوشتند در لغت بررسي كنيم همين حرفي كه راغب زده ،منتهي به يك بيان ديگه همين حرف رو زدن . يعني چيزي بر سخنان راغب بر معناي ولايت اضافه نكردند . فقط بيانها متفاوت است . توجه فرموديد.

اين 27معنا كه ذكر كردند برمي گرده به همون معنا و فقط در مصداق فرق دارد . با توجه به اينكه مصاديقي كه معين مي كنند تعدد معنا پيدا مي كنه ولي حقيقت معنايش همينه كه راغب در لمفرداتخودش ذكر كرده.

كتاب المفردات ترجمه شده . يه زماني هم اوردن رفقا در اين راه خريدن برا خودشون كه بتونن معناي لغات ي رو كه در قران رفته درارن.

مينويسيم ،

 

- معنا و ماهيت ولايت از نظر مرحوم علامه طباطبايي ،رحمة الله عليه

 

مرحوم علامه طباطبايي هم همين حرف مفردات رو زده منتهي به گونه ي بهتري با يك شكل زيباتري من براي شما معني رو مي گم . داشته باشيد تا بعدا ولايت فقيه رو درس مدم بايد مشخص كنيم ولايت فقيه كدوم يك از مفاهيم ولايت فقيهمصداق داره.

نظر مرحوم علامه طباطبايي رحمةالله عليه در تفسير الميزان جلد 10صفحه ي 89متن عربي مرحوم علامه طباطبايي در تفسير الميزان جلد 10صفحه ي 89متن عربي مي فرمايند كه ؛

 

- اگر چه براي ولايت معاني بسيار ي ذكر كرده اند و ليكن در اصل به معناي برداشته شدن واسطه و حائل بين دو چيز است.

 

عربي شو اينه كه (ولكن اصل في معنا ها )اصل معناش اينه كه (ارتفاع الواسطه حائله) مرتفع شدن حائلي كه (بين شيء) و بين دو چيز باشد (و حيص لالكون بينهما ما ليس بينهما )به گونه اي كه ديگر در بين ان دو چيز چيزي نباشد . حرف كي رو زده؟ مفردات.

در رسالةالولايه ؛به نقل از صفحه ي 23جلد 5امام شناسي ،رسالةالئلايه رو من كار ندارم من نقل از علامه كردم اونم هر كس خواست امام شناسي ،هر كس خواست الميزان رو پيدا نكرد حضرت علامه روحي فدادر امام شناسي جلد 5اورده.

در رسالة الولايه يكي از كتب ارزشمند و پر محتواست كه مرحوم علامه خيلي در جلد 5 اين كتاب رو تعريف مي كنه و مقامات و مراتب اين كتاب رو براي ما روشن ميكنه .

مي فرمايد ؛ ولايت عبارت است ازآخرين مرتبه و درجه ي كمال حقيقي براي انسان ؛

« الولاية هي الكمال خير الحقيقي .» ولايت آخرين مرتبه اي كمال حقيقي براي انسان ؛

« وانها الفرض .......... الهيه » عبارت است ازآخرين مرتبه و كمال حقيقي براي انسان كه غايت و  منظور نهايي از تشريع شريعت حقه ي الهيه مي باشد .

يعني؛ مرحوم علامه اينجا يه ذره مصداقشو تعيين كرده ؛ يعني بازم مصداقه ؛ مفهوم سر جاي خودش هست . يعني ميگه ولايت عبارت است ؛ بين دو چيز هيچ فاصله اي بين آن دو نباشه ،  در رسالةالولاية ميگه كه ؛ ولايت عبارت است از اخرين مرتبه ي كمال ؛ اخرين مرتبه ي كمال يعني چي؟ يعني هيچ چيز بين خدا و انسان نباشه. اونم همون معناست ولي اينجا براش چي تعين مي كنه؟ مصداق. اينجا معنيشو از مصداق مي گيره تا ماهيتش براي ما معين بشه. اخرين مرتبه ي كمال است . اخرين مرتبه ي كمال است كه نماز ،روزه، زكات، خمس،جهاد، امر به معروف و نهي از منكر،صله رحم ؛همش به خاطر چيه؟ به خاطر اينكه انسان به اين مرحله برسه. تمام اين حرفها اينه كه ما و شما ها هممون به مرحله ي قرب نائل بشيم كه بين ما و خدا ديگه فاصله اي نباشه . اينو مرحوم علامه در رساله الولايه گفته؛ما از اينجا يك نتيجه مي گيريم ؛

 

- لذا؛از نظر ان بزرگوار معاني و ماهيت ولايت كه در قران امده است ،همه به اين اصل باز مي گردد كه بين انسان و خدا فاصله و حجاب و ....نباشد.

 

مرحوم حضرت علامه از نظر لغت و ماهيت ولايت رو به دوگونه براي ما توضيح مي ده كه برمي گرده به حرف مفردات كه بين خدا و انسان هيچ فاصله اي نباشد. جناب مرحوم علامه طباطبايي هم رضوان الله تعالي عليه هم مي گه ؛ انسان در اثر اجراي صحيح و درست دستورات شرع به جايي ،به مرتبه اي ميرسه كه در اون مرتبه در اثر قرب بين انسان و خدا ديگه هيچ فاصله اي نيست . البته توجه كنيد ما دو نوع ولايت داريم ،يك ولايت نزولي ،يك ولايت صعودي داريم. در ولايت نزولي بين ما و خدا هيچ فاصله اي نيست «و ان اقرب اليه من حبل الوريد » از نظر ان بزرگوار بين خدا و هيچ مخلوقي هيچ فاصله اي نيست ،بين خدا و هيچ مخلوقي فاصله اي نيست ،يعني بين خدا و اين اب ،اين كتاب فاصله هست ،يا نيست؟ نيست . مثل اب و ماهي دريا . اب دريا با كدوم موجود دريا فاصله داره ؟ ها!«ان اقرب اليه من حبل الوريد » من از رگ گردن به شما نزديكترم . بين خدا و انسان و هيچ موجودي فاصله نيست اين ولايت نزولي است .

 

- از نظر ان بزرگوار بين انسان و خداوند فاصله هاي اعتباري موجود است كه بايد انسان بر اساس دستورات شرع انها را كنار بزند و به مرتبه ي قرب برسد .(ولايت صعودي)

 

اين دوتا رو قاطي نكنيد . يه ولايت نزولي داريم ،يه ولايت صعودي داريم .

خداوند عالم از ما به ما نزديكتره . خدا به شما نزديكه ،ولي شما به خدا چي؟ خيلي دوريم ،اعتباريات و دلبستگيها و وابستگيها ،گناهان اين چيزايي كه بهش توجه نمي كنيم بين شما و خدا فاصله انداخته . و لذا بيايد در اثر سير و سلوك دين فاصله ها رو برداريد . وقتي فاصله ها رو برداشتيد نزول به صعود خودش متصل مي شه ،به اين مرتبه ميگن مرتبه ي چي؟ ولايت

ديگه قاطي نكنيد ،اقا مگه خدا از ما دوره؟ خدا به ما نزديكه ولي ما به خدا دوريم .متوجه شديد . اين رو ؟

من يه مطلبي دارم حيفم مي ياد كه درس ندم ردش كنم.

به اصطلاح يه ولايتي هم در عرفان هست كه همين رو عرفا به گونه اي توضيح دادند .حالا به خاطر اينكه جزوات شما هم كامل بشه من اين رو توضيح مي دم . ان شاالله كه از هر نظر در مكتب عرفان ولايت فقيه توضيح داده بشه.

مي نويسيم

 

- معنا و ماهيت ولايت در عرفان

 

البته همين حرفهاست ،عرفان هم چيزي خارج از اينها نميزنه . ولي به خاطر اينكه عرضم به حضور شما كه اين مسئله روشن بشه دونه دونه توضيحاتي مي ديم كه معانيش روشن بشه . اگرم لازم نيست فاكتور بگيريم؟

 

- در عرفان بنابر بيان محي الدين عربي ،محي الدين در فصوص الحكم مي گه ،كه (فهي الحقيقت كليه و صفته الهيه)مي فرمايد ولايت حقيقت كليه و صفت الهيه است.(وشان من شئون ذاتيه )و شاني از شئون ذات اقدس حق مي باشد .(التي تفتفي اظهور و الله علي الحميد ) مقتضي ظهور بوده و لذا خداوند ولي حميد است.

 

خيلي حرف قشنگيه ،براي همينه كه مي خوايم بگيم. بعدا اگر ولايت فقيه رو داريم ميگيم ،اين داره ميگه ولايت حقيقت كليه و صفت الهيه است و شاني از شئون ذات اقدس الهي است.

ولي مطلق كيه؟ خداوند . اين مي گه خدا ولي مطلقه . يعني تسلط بر عالم و نزديكي بر عالم فقط اختصاص به ذات چي؟ خداوند داره . يكي از اسماء خداوند چيه؟ (الله ولي الذين امنو )پس اين مي شه ولايت خداوند . بعد مي گه ولايت پيامبر.

پيغمبر گفت (من كنت مولاه وهذا علي مولاه) هر كس من مولاي اوهستم علي هم مي شه مولاي او. پس اول مي شه ولايت خدا بعد ولايت پيغمبر ،بعد ولايت به كي مي رسه ؟ امير المؤمنين . تا مي رسه به حضرت حجةبن الحسن . بعد از حجةبن الحسن مي رسه به فقيه.

اين سلسله طولي است ،سلسله ي عرضي نيست . بغل هم نيست . ولايت فقيه در اثر ولايت كيه؟ حجةبن الحسن ،ولايت حجةبن الحسن هم مياد تا ولايت امير المومنين .در اثر ولايت كيه ؟ ولايت پيغمبره. ولايت پيغمبر سر چشمه از ولايت كيه ؟ ولايت خداوند .

ولايت فقيه جداي از ولايت اهل بيت نيست در همون خطه.

محي الدين مي گه ؛ولايت حقيقت كليه است ،صفت خداست ما داريم بحث مي كنيم .

حالا چرا به فلاني ميگن ولي؟ چون جلوه ي خدا در اين شخص او رو به عنوان ولي نشون مي ده . يه روز جلوه ي ولايت در پيغمبره،پيغمبر مي شه ولي . امير المومنين مي شه ايينه ي خدا ،علي ميشه ولي خدا . يه موقعه ام فقيه مي شه جلوه ي پروردگار ،اونوقت توضيح خواهيم داد كه چگونه بايد باشه.

شان خالق نسبت به مخلوق دوريه يا نزديكي؟ نزديكي . يعني مي شه خداوند عالم باشه و چيزي بين خدا و بنده حجاب بندازه ؟ مي شه خداوند . چيزي خلق كنه و اون شيء از نظر خدا دور بشه ؟ حجاب باشه براش ؟ پس ولي از شئون ذاتيه ي پروردگاره . خداوند شانش ايجاب ميكنه نسبت به هيچ مخلوقي حجاب نداشته باشه و شانش ايجاب مي كنه كه در هيچ مخلوقي بدون سلطه نباشه . ( كن فيكون)

الان تو اونجا نشستي تحت ولايت خدا هستي يا نيستي؟ خداوند شانش ايجاب مي كنه كه بر تو تسلط داشته باشه يا نه ؟ بله حتما. ولي تو چي ؟ شانش ايجاب مي كنه با خدا قرب داشته باشي . اگر برسي . تو كار تو اگر هست ،ولي تو كار خدا اگر نيست. ميشه شان شئون ذاتيه.

 

- قيصري كه شارح اثار محي الدين است مي گويد ؛

 

قيصري شما حالا نشناختيد. خيلي ها كتاب محي الدين رو شرح و توضيح دادند .يكي از كساني كه خيلي خوب توضيح داده ،كتابهاي محي الين رو فردي است كه به نام قيصري است. كه شرح فصوص رو خوب شرح داده . فصوص الحكم رو من در درسهاي عرفان دادم فصوص الحكم شرح داره .شرح قيصري كه الان جزء متن درسهاي عرفاني در حوزه هاي علميه ،فصوص رو درس نمي دن ،چي رو درس مي دن ؟ شرح فصوص قيصري رو درس مي دن .

چون مطالبي كه در فصوص هست توسط قيصري باز شده و جناب قيصري در شرح فصوص مي فرمايد ؛دوتا حرف داره . دوتا حرفشم در اين ميگم .

 

- اولي مي فرمايد (الولايه في الصطلاح قرب به من الحق سبحانه) مي فرمايد ولايت عبارت است از قرب به حق مي باشد به گونه اي كه بين انسان و خدا فاصله اي نباشد .

 

ميبينيم حرف كي رو زده ؟ دوباره حرف مفردات. در يه جاي ديگه ميگه كه (اعلم ان ولايه محفوظه من ولايته و هي القرب )مي فرمايد بدان كه ولايت از ولي گرفته شده است . (هو اقرب بذلك يصلح حبيب ولي لكونهي وليا) و عبارت است از قرب براي اينكه حبيب ،ولي شناخته مي شود .

گوش كنيد اينجا كلمه ي جالبي گفته ،ما اين كلمه رو مخصوصا اورديم. ببينيد جناب قيصري مي فرمايد كه ولايت از ولي ،ولي هم يعني قرب. ولي نگاه كنيد شما ها كي رو دوست داريد ؟ اون كسي كه در دوست داشتن شما از همه جلوتره. اوني كه در چي شما؟ دوستي شما. نگاه كنيد مثلا الان دوتال بچه داريد ،همسر داريد ؛امام زمان داريد ،نگاه كنيد ببينيد در دوستي به شما نزديكتر است. ؟ اون ولي شماست.

من يه شكل بكشم ،اين بنده ميبينيد حبيب داره ،مثلا بچه اش جلوتره،اون كسي كه نزديكتره وليتره ،حبيب ميشه ولي.

شما نگاه كنيد بعضي ها مي گن حجة بن الحسن ،يا بن الحسن ،يا بن الحسن ،اما حجة بن الحسن رو براي بچه مي خوان و بچه رو براي خودشون مي خوان. پس اينا به حجةبن الحسن ولايت ندارند . به چي ئلايت دارن ؟ به بچه ولايت دارن . بچه چون نزديكترين فرد به اونهاست به اون ولايت دارن . در صورتي بازبونشون مي گن ،حجة بن الحسن . زبان مهم نيست ،قلب مهمه. قلب به كي نزديكتره به هر كسي كه نزديكتره . به اون ولايت داري . هر كه دورتره اون ديگه ولايته مرتبه داره . ديگه عقب تره. براي همينه كه وقتي خدا قرار مي گيره بين شما ميبينيد بين شما و اون چقدر فاصله است . مي گيد خدا ،خدا منتهي خدا رو براي چي مي خواهيد؟ براي اين وسطها مي خوايد . مثلا شما خدا رو براي سلامتي مي خوايد ،سلامتي مي شه چي ؟ ولي . خدا رو براي ها؟! براي مقام مي خوايد . مقام مي شه چي ؟  ولي . متوجه شديد چي گفتم .

ولذا وقتي كه انسان توانست بر اثر سير سلوك تمام اينها رو بذاره كنار بين او و خدا فاصله نيست و اين انسان ميشه ولي خدا . خدا مي شه چي ولي او متوجه شدي چي شد . بچه رو از ديد خدا ببينه همه چيز رو از جلوه ي خدا ببينه . و خدا اينقدر جلو بياد كه همه اينها رو از ديد چي ببينه ؟ خدا ببينه. چون بچه جلوه ي خداست . بايد محبت كنه ولي چون از اون ور بچه رو مي بينه بعد خدا رو مي بينه ،بچه مي شه چي ؟  ولي تو . و هر كس هم با ولي خودش محشور مي شه . ( الله ولي الذين امنو يخرجهم من الظلمات الي نور ) 

خدا كلا حاكم بر همه ي اينهاست . بين تو و خدا كيا رو بيشتر دوست داري ؟ زبان مي گه خدا ،ولي زبان درست نيست . قلب درسته . بايد بياي بين تو و خدا فاصله اي نباشه .

اينه كه به حضرت ابراهيم به خدا مي گه ؛مي فرمايد (و اذا تبلا ابراهيم ربه به كلمات و ... ) ابراهيم ديد حجاب بينشون هست . چي؟ اسماعيل .

اسماعيل رو ببر كجا ببر اونور بين ا نباشه . اسماعيل بايد بره اونور . همين كه كارد و كشيد اسماعيل رفت اونور و حالا كه رسيد اونور خدا مي گه ابراهيم تو به مقام ولايت رسيدي چون بين من و شما ديگه فاصله اي نيست . نمي دونم گرفتيد يانه؟ حرف قيصري يك كلمه است اما در عرفان خيلي معني داره.

اشتباه هر چقدر بكني از خدا دوري. خدا شوخي نداره اين مسئله ،مسئله ي تشريعي كه نيست ،يه وقت ميري اب مي خوري سم وارد بدنت ميشه مي گي خدا يا منو ببخش، ببخش خدا ،اثر سم رو در تو بي اثر نمي كنه. اشتباه مي كني خدا گناهشو مي بخشه اما اثر سم در بدن چيه؟ باقي . وقتي اب رو خوردي سم به تو ولايت پيدا كرد . ولايت سم به تو اثر خودش رو مي زاره ،ممكنه بگي خدايا منو ببخش خدا عقابشو برمي داره ولي اثر ش تكوينيه،اثرش تكويني ،بخششي نيست. در مسئله ي ولايت بخشش هر چيزي رو حل نمي كنه ،او عقاب رو بر مي داره همه چيز رو حل نمي كنه.

حرف جناب قيصري خيلي قشنگه . ببينيد خدا در كجاي قرب  شما قرار داره ، حجة بن الحسن كجا قرار داره ؟ واقعا اگر امر قائل بشه بين بچه تون و حجة بن الحسن كدومشو ن رو انتخاب مي كنيد ؟ زبوني نه ها.

 

خدا فكر نكن به حضرت ابراهيم گفت كدوم رو دوست داري؟ حضرت ابراهيم قطعا مي گفت خدا . در مرحله ي عمل ولايت انسان چي مي شه؟ ثابت مي شه.

يه روايت داريم كه مي گه اگر كسي هم متوجه نباشه در هنگام مرگ متوجه مي شه . اون زماني كه عزائيل داره مي ياد جانش رو بگيره اونجا قرب هر كس معلوم مي شه . جدايي از چيات ناراحتت مي كنه . ؟ وقتي عزرائيل جونتو مي گيره تو ناراحتي يا خوشحال؟ اونجا معلوم مي شه چرا ناراحتي،يه عمري با بچه ام ولي بودم حالا داري اين ولايت رو چيه ؟ حالا داري گريه مي كني . يه عمري يا مالم ولي بودم !!با خواهرم ولي بودم ،با برادرم. درحالي كه خدا در كنارت وايساده مي گه بنده ي خدا من الان وليتم . تو الان بايد دلت به من خوش باشه يا چيزي كه ازش جدا مي شي؟ دقت كرديد چي شد ؟ در اون وقت قشنگ براي انسان معنا و مفهومش مشخص مي شه.

 

محبت رو نمي گه بردار ،سير و سلوك مي كني كه چيكار كني ؟ براي اينه كه توان برداشتن اين محبت و گذاشتن پشت حجة بن الحسن رو داشته باشي . مي گه بچه رو بردار بذار پشت حجة بن الحسن از طريق حجة بن الحسن محبتت رو بهش برسون . حجةبن الحسن بر تو ولي باشه و اين ولايت او براين بچه هم تحقق پيدا كنه. حضرت ابراهيم اسماعيلشو برداشت گذاشت پشت خدا. حالا كه گذاشت پشت خدا كارد به اسماعيل كاري نكرد . به ما مي گه يه كارد معنوي بردار دستت بگير ،نمي خواد ببري سر بچه ات رو ،منتهي بين خود و بچه ات اين فاصله رو ببر بزار اونور . حالا كه گذاشتي اونور حالا خيلي قشنگ گفته ،حالا نگاه كن به ميزان محبتي كه داري ؟ چه كسي حبيب شماست؟ نزديكترين فرد . حبيب شما كيه ؟ اون شخصي كه با شما ولي است . قشنگ گفته قيصري نه؟!البته از چي صحبت كرده ؟ از همون مفردات گرفته و البته باز كرده.

حالا كه پيغمبر مي گه (من كنت مولاه و هذا علي مولاه ) مي گه هر كس كه به من نزديكترين حبيب او هستم حالا علي هم حبيب اوست . بين من ،اي سلمان ،اي اباذر، همچنان كه تا به حال ،من تا به امروز حبيب شما بودم علي هم پشت سر من حبيب شما باشه و كسي رو چلوتر از علي دوباره بين خودتون انتخاب نكنيد . من مخصوصا انتخاب كردم بگم.

در عرفان به طور كلي از نظر همهي عرفاي حقيقي ،ولايت يك مرحله از مراحل سلوك و كمال است كه انسان در اثر قرب به اين مرتبه مي رسد و عنوان ولي مي يابد .

همه ي عرفا بلا استثناء  گفتند ولايت يك مرحله از مراحل سلوك است . انسان اگر سير و سلوك خودش رو درست بكنه به يه جايي مي رسه بين او و خدايش فاصله اي نيست ،اين مرحله رو مي گن ولايت . اين شخص رو مي گن ولي خدا.

حالا ولي خدا يعني چي؟ يعني كسي كه بين او و خدا فاصله اي نيست.

ولايت مقام وحدانيت و يگانگي است كه بين انسان و خدا به وجود مي ايد . در اين مقام حجاب و پرده اي بين هيچ يك از مراتب انسان نيست . كه اين مرتبه رو ولايت مي گويند.

مثلا مي گيم كه ، ما يه طبع داريم يه قلب داريم ،يه سر داريم ،الي اخر.. ولايت عبارت است از ان كه شما بين اون مرتبه اي كه توش هستيد با خدا هيچ فاصله و حجابي نباشه  پس با اين حساب ولايت داراي چي مي شه؟ با اين حساب ولايت يك امر تشكيكي است كه داراي مراتب است . الان شما فرضا اقاي حداد رو مي گيد ولي خدا ،به حجةبن الحسن هم مي گيد ولي خدا ،ايا ولايتشون يكيه؟ نه ! ولايتشون مرتبه اي و هر كس در مرتبه اي كه داره . حجة بن الحسن ديگه فاصله اي بين او نيست ميشه ولايت مطلقه . قلبشو با خدا يكي كرده . محبت با خدا چيه ؟ يكي كرده.

دارم مي نويسم به خاطر اينكه همه ي حرفاي عرفا رو تو اين مسئله زده باشيم خسته كه نمي شيد. ؟

مقام يگانگي بين حبيب و محبوب و عاشق و معشوق به وجود مي ايد كه از نظر محبت هيچ فاصله اي در كار نيست كه اين امر نيزاز  مصاديق ولايت است .

همين حرفي كه الان زدم . جناب قيصري گفت ،به عنوان اينكه داشته باشيد .

يه حرفي هم مخصوصا در عرفان امده :

 

- ولايت حق به كساني كه در يكي از مراتب شرك (جلي و چه خفي ) باشد نميرسد .

- ولايت حق به كساني كه در حجابهاي نفساني خود قرار دارند نمي رسند .

 

ولايت حق به كساني كه داراي عبوديت مطلقه باشند مي رسد . (عبدي اطعنی حتي اجعلك مثل) .

 

پس حجاب ،كسي كه شرك است چه جلي و چه خفي باشد ،عجب دكتر خوبي جون منو نجات داد چيه؟ شرك خفي !كي نجات داد؟ خدا نجات داد .

و حجابهاي نفساني داشته باشيد من تو كار باشه ،مثلا كسي بياد بگه بالا چشمت ابرو وجودت دگرگون بشه و حجابهاي نفساني داشته باشيد خيالت راحت باشه تا اينو داري به خدا نمي رسي . بايد عبوديت مطلقه باشي . (عبدي) بنده ي من (حتي) تا اينكه (اجعلك) قرار بدم تو رو مثل خودم . يعني به اين مرتبه اي كه من هستم تو هم چي ؟ برسي.

يه تيكه ي ديگه بگم معنا و مفهوم ولايت رو اينجا تموم كنيم و در جلسه ي بعد بريم سر اقسام ولايت

به طور كلي از نظر هكه ي علما ي حقيقي ولايت از نبوت برتر مي باشد .

همه ي عرفا بلا استثناء گفته اند در مقايسه ي ولايت و نبوت ،ولايت برتره ،چرا؟

 

زيرا_ ولايت صفت حق است و نبوت صفت خلق است . (الله ولي الذين امنو) خدا مي گه نبي ؟ نبي صفت خلق است ، ولي صفت حق است.

 

زيرا _ ولايت جلوه ي حقي است در صورتي كه نبوت جلوه ي خلقي است .

 

يعني وقتي كه اين پيامبر اون طرفي كه به خدا ربط داره مي گيم ولايت اون طرفي كه به مردم ربطداره مي گيم چي؟ نبوت. ولايت جهت حقيشه ،ابراهيم پيغمبر بود گفت بيا سر اسماعيل رو ببر اسماعيل رو سرشو بريد ،جنبه ي خلقي است ولي وقتي به اون مقام رسيد شد ولايت . ولايت برتر از نبوت است .

 

زيرا_ ولايت باطن و سر ولي است در حالي كه نبوت ظاهر و اشكار از نبي است

 

. همه پيغمبر رو با چي مي شناسن ؟ با نبوت مي شناسن . ولي ولايت پيغمبر اشكار نيست روز غدير اشكار كرد براي اولين بار گفت من كنت مولاه . همش مي گفت من نبي ام اينجا پرده رو كنار زد گفت ، من ولي هستم .

 

زيرا_ ولايت ابدي بوده و نهايت ندارد در صورتي كه نبوت خاتمه پذير و محدود است.

 

نبوت چيه ؟ خاتمه پذير است ،خاتم النبيين ،يعني نبوت تموم شد ولي ولايت تموم شدني نيست .

 

زيرا_ ولايت  مقام عرفاني و كمالي انسان است ،نبوت مسئوليت و وظيفه مي باشد .

 

ها! ولايت چيه؟ كماله ولي نبوت چيه ؟ وظيفه.

 

زيرا _ در هر حال هدف از خلقت بشر و ارسال رسول رسيدن به ولايت مي باشد .

 

هر كه مي خواد باشه باشه ،هر حرفي كه مي خواي بزني بزن ،بلاخره هدف از خلقت بشر پيغمبر شدن نيست ،تازه پيغمبرا رو فرستاده خدا تا انسان ولي بشه . هدف از خلقت  نبوت شدن نيست ،بلكه ولي شدن هست.

همه ي انبياء ولايت داشتند .

 

خدا به شما توفيق بده ان شا الله همهي شما رو تحت ولايت حجة بن الحسن قرار بده ،قلبتون رو نسبت به امر ئبليت فقيه مستقيم بداره . خداوند توفيقاتتون رو در جنبه ي عبادي در حدي كه بتونيد به مقام ولايت برسيد قرار بده. 


موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)

تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 17:39 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

متن و صوت درس ولایت فقیه استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)جلسه سوم

جلسه سوم:دانلود فايل

 

ادامه اهمیت ولایت فقیه در اسلام - تفاوت حکومت اسلام با حکومت اسلامی - حکومت اسلام فقط در ایران بواسطه ولایت فقیه تحقق دارد.

 

 

اعوذبالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

 

الصلوة و السلام علي اشرف الانبياء و المرسلين و افضل السفراء المقربين ،العبد المويد ،و الرسول المسدد المصطفي الامجد ،  المحمود الاحمد ابالقاسم محمد صلي الله عليه و علي عترته الطيبين الطاهرين و الهداة المهديين و لعن الدائم علي اعدائهم و مخالفيهم و معانديهم و غاصبي حقوقهم و منكري فضائلهم من الان الي قيام يوم الدين.

 

 

بحث ما در مورد اهميت بود كه داشتيم بحث مي كرديم . ما طبق اين جزو ه اي كه تهيه كردند ولايت فقيه رو در مكتب عرفان 7 موردش رو براي شما گفتيم .

 

8-حكومت اسلام در جلوه ي قران با تحقق ولايت حاصل مي شود.

 

( در حكومت اسلام در جلوه ي قراني خودش با توجه به اينكه اگر قران قانون اساسي اسلام است اين قانون اساسي حكومت اسلام با مجري به نام ولايت تحقق پيدا مي كند و حاصل مي شود .)

 

- با توجه به اينكه ؛حكومت اسلام با حكومت اسلامي تفاوت دارد .

 

( ببينيد ما ميگيم حكومت اسلام بعضي مي گن حكومت اسلامي ،حكومت اسلام با حكومت اسلامي فرق دارد . شما در كتابهاي علامه روحي فدارو ديده باشيد ،ديديد نوشته وظيفه ي فرد مسلمان در حكومت اسلام . ولايت فقيه در حكومت اسلام . اسلامي نياورده چرا؟ ) 

 

با توجه به اينكه حكومت اسلامي هر نوع حكومتي با صفت اسلامي صورت مي گيرد هم اكنون در كشورهاي عربستان ،پاكستان و ....حكومت با اين وصف اعلام شده است.

 

( كشور عربستان مي گه حكومت من اسلاميه ،پاكستان مي گه حكومت من اسلاميه، افغانستان مي گه حكومت من اسلاميه.حكومت اسلامي يعني ؛حكومتي كه به يه نوعي در ان قوانين اسلام جاري مي باشد. در عربستان يه سري قوانين اسلامي حاكمه ،در پاكستان يه سري قوانين اسلامي چيه؟ حاكمه.

حكومت اسلامي با تحقق چند اصل اسلامي نيز محقق مي شود . تركيه هم مي گه حكومت من اسلاميه ؛مثلا فرضا چند تا اصل اسلامي رو در كشوررعايت كنن صفت اسلامي رو به حكومت مي چسبونند . ولي حكومت اسلام يعني چي حكومت كنه ؟ اسلام حكومت كنه . فرد نه. كي ؟ اسلام.

با توجه به اينكه حكومت اسلام يعني ؛ حكومت خدا كه همان اسلام است در جامعه باشد نه فرد و افراد مسلمان.

حكومت اسلامي يعني ديگه اسلام حكومت كنه ،اين قران بياد در جامعه حاكم باشه مي گيم حكومت قراني. حكومت قران با حكومت قراني فرق مي كنه . حكومت قراني يعني من مي يام حكومت مي كنم منتها با قوانين قران،اين حكومت قرانيه. ولي اگر من برم كناره اين حكومت بمونم مي شه حكومت قران. حكومت مسلمان مي شه حكومت اسلامي ،ولي حكومت اسلام مي شه حكومت اسلام.)

 

حكومت اسلام هم اكنون فقط در ايران به واسطه ي اصل ولايت فقيه تحقق دارد و بس .

 

( الان نمي گيم ولي فقيه حكومت كنه چي بايد حكومت كنه ؟ اسلام . فرد چيه؟ درست نيست . حكومت اسلام يعني ؛حكومت اسلام نه حكومت فردي با قوانين اسلامي.

حالا شما حكومت معاويه رو حكومت اسلام مي دونيد ؟ ها !چرا؟ مگه معاويه در كشور خودش قوانين جاهليت رو پياده مي كردد ؟ ها!؟ مگر معاويه در حكومت خودش قوانين مثلا مسيحيت رو پياده مي كرد ؟ يهوديا رو پياده ميكرد ؟ قوانين چي رو پياده مي كرد ؟ اسلام،ولي چرا حكومتش اسلام نيست ؟ چون علي نيست . علي حكومت اسلامه ،علي حكومت اسلامه.

حكومت عمر حكومت اسلام نيست چرا؟ چون فرد مورد تاييد خدا نيست .

حكومت اسلامي با حكومت اسلام فهميديد چي شد حالا؟ فرقش رو فهميديد.

حالا حكومت اسلام با فردي تحقق پيدا مي كنه كه خود اين فرد ،ها،تاييد شده ي قران و اسلام باشه . اگر نشد ه باشه مي شه حكومت اسلامي .

حكومت بني اميه حكومت اسلامي بود ،غير اسلامي نبود كه ،ولي حكومت اسلام نبود . ولي حكومت علي حكومته اسلام است.

حكومت اسلام به نوعي است كه حتي حاكم نيز محكوم اسلام مي باشد . حاكم چيه؟ محكومه اسلامه. گوش كنيد ،من براي اينكه بهتر متوجه بشيد ميگم اين حكومتي كه الان داريم ميگيم فرضا عرضم به حضور شما قران حاكم باشه ،اگر حاكم بر قران بر خود حاكم هم حكومت كند،قران بر چي؟ بر حاكم ؛اين حكومت مي شه چي ؟ حكومت اسلام. پس اگر حاكم اينجا باشه ،حاكم خودش رو از دل حكومت بكشه كنار يا به واسطه ي قران بر مردم حكومت كنه اين مي شه حكومت اسلامي متوجه شديد .

معاويه مي گه قران به من چه ربطي داره ؟ من چكار به نماز شما دارم ؟ يعني چه؟ يعني قران بر من حاكم نيست من مي خوام بر شما حكومت كنم،منتها ابزاره حكومت من چيه؟ قرانه.

اين حكومت چي بود ؟ اسلامي. الان در تمام دنيا هست .

بيايد بريد عربستان الان ملك عبدالله دين داره؟! خدا تاييدش كرده؟ پيغمبر تاييدش كرده؟ چها چوبه ي مشروعيت حكومتشو از قران گرفته يا فرد؟

حضرت ابي عبدالله كه در برابر يزيد ايستاده ميگه خود يزيد قابليت بر حكومت نيست ،چون شايستگي حكومت نداره . زير چتر قران ،قران رو اورده چون چبز ديگه اي نداره مي خواد در جامعه به تمايل نفس خودش حاكم باشه ،ولي خودش زير چتر قران نيست.

ما مي گيم ولايت فقيه يعني كسي كه خودش بر اساس قران تاييد شده باشه و اسلام رو به رسميت شناخته باشد . پس با چي تحقق پيدا ميكند؟ پس حكومت اسلام تحقق پيدا مي كند با ولايت فقيه.

مي نويسيم بنا بر اين لذا؛ با اصل ولايت فقيه در جامعه عملا حكومت و حاكم تحت سلطه ي اسلام بوده و حكومت اسلام تحقق دارد

ولي فقيه تا موقعي كه مجري صفات قراني داشته باشد حالا بعدا خواهم گفت، يه زماني اگر ولي فقيه بياد گناه علني كند از ولايت فقيه ساقطه.چرا؟ چون زير چتر قران نيست. اسلام ولي فقيه رو با اسم مشخص نكرده با شرايط تعيين كرده . پس ببينيد اين مسئله تا امروز متوجه نبوديم ،همش مي گيم حكومت اسلامي ،جمهوري اسلامي  رو  حضرت علامه زياد قبول نداشت ميگفت حكومت اسلام . اسلامي اگر مي شد حاكم از زير چتر اسلام مياد بيرون . مي گيم نه بايد خود حاكم هم زير چتر اسلام باشد . اين هشتميش. )

 

9- ولايت فقيه زمينه ساز حقوق و حكومت جهاني حضرت مهدي عليه السلام است.

 

- زيرا ؛ولايت فقيه حكومتي را به وجود مي اورد كه جلوه اي از حكومت ائمه مي باشد .

 

- زيرا؛ با ظهور نوعي ولايت در جامعه انسان تشنه ي ولايت برتر مي شود .

 

( من گاهي موقع ها تو كلاس جاهاي ديگه مي گم ،مرحوم علامه رو نگاه كنيد ؛ مرحوم علامه ،يه اقيانوس رو در نظر بگير،دريا نه اقيانوس ،يه سوزن رو بكن تو اقيانوس در بيار نوك سوزن يك قطره اس ،اين قطره كيه؟ علامه است . حالا اگر حجةبن الحسن بياد چه حساب و كتابي داره؟

ادم وقتي كه مي بينه مثلا رفتار بزرگان دين رو اينا يه بو و عطري از ان منبع عطرند. با ديدن اين جلوات قلبش به ان حقايق تشنه تر مي شود . متوجه شديد ؟ ها؟! )

 

 

10- سعادت ابدي حقيقي انسان با ولايت فقيه تضمين مي شود

 

زيرا ،اينجا يه مسئله اي رو مي خوام بگم توجه كنيد .

 

- زيرا ؛انيان بنابر قران با وليي كه در ناسوت براي خود برگزيده محشور مي شود .(ايه ي 71سوره ي اسراء ) يوم ندعو كل اناس به امامهم»

 

شما با هر وليي كه در ناسوت برگزيديد با همان ولي در اخرت محشور مي شويد .

اونهايي كه در رژيم سابق تحت سلطه ي شاه در امدند و شاه رو به عنوانه ولي براي خود در نظر گرفتند با او محشور مي شن.

 

مي نويسيم

- زيرا ؛ هر كس در اخرت به صورتي محشور مي شود كه همان گونه در دنيا زندگي كرده است

 

. يه نفر به صورت خوك زندگي كرده مثل خوك هم در اخرت محشور مي شود .

 

- زيرا ؛ هر كه در دنيا تحت ولايت هر كه بوده باشد در اخرت ناچار بايد با او هم زندگي كند . «الله ولي الذين امنو ،و الذين كفرو اوليا ئهم الطاغوت» كساني كه طاغوت رو ولي خودشون كردندو تحت ولايت طاغوت درامدند .«يخرجونهم ظلمات الي نور اولائك اصحاب النار هم فيها خالدون»

 

تند تد رد مي شيم امروز 14تا رو بگيم .

 

11- ولايت فقيه حكومت بر دلهاست . ساير حكومتها حكومت بر جسم و ظاهر انسانهاست.

 

در حكومت الهي حاكم بر قلبها حكومت مي كنه . شما نگاه بكنيد در كشور هاي ديگه حاكم بر چي حكومت مي كنه؟ ميكنه؟ بر جسمهاشون حكومت ميكنه. ولي در ولايت فقيه حكومت بر چيه؟ بر دل.

شما 8سال دفاع مقدس رو ديديد يا نديديد ؟ بعضي هاتون سنتون اقتضا نمي كنه ،چي داشتيم؟ فقط يه ارتباط قلبي بين ولايت فقيه بود و جون. زن و بچه رو مي زاشت براي اجراي اوامر ولي خودش همه ي زندگي شو در دست خودش قرار مي داد ايثارگرانه ،

ولذا اونها فهميدند يكي از اصولي كه دارن روش كار مي كنن اينه كه اصله ولايت فقيه ،گفتن در اين كشور نباشه .

بانك جهاني وقتي مي خواست به ايران وام بده گفت؛ ما چندتا شرط داريم ؛يكي اينه كه اصل ولايت فقيه رو برداريد . زيرا تا حكومت فقيه هست حكومت بر چيه؟ بر دلهاست .

 

12- زندگي در ولايت فقيه در حقيقت نوعي عبادت بشمار مي رود .پيروي از قوانين اجتماعي كشورهاي غير حكومت اسلام جزء ضروريات اجتماعي انهاست .

 

 حالا شما بريد كشور امريكا هر جا كه مي خوايد بريد ،بريد،ايا بايد قوانين ان كشور رو رعايت بكنيد يا نكنيد؟ به عنوان چي رعايت مي كنيد ؟ به 8عنوان اينكه اين قوانين اجتمكاعي لازم الاجراست ،اگر رعايت نكنيد جريمه تون مي كنند .

پيروي از قوانين در حكومت اسلام به نيت عبادت نوعي عبادت به شمار مي رود .

نگاه كنيد من يه چيزي الن به شما بگم ؛ الن مثلا حضرت علي در مدينه حكومت مي كنه و معاويه در شام حكومت ميكنه. اوني كه تو شام داره زندگي ميكنه لازمه كه از قوانين حكومت شام رو اجرا كنه . اجراي قوانين حكومت معاويه لازمه ي اجتماعي است و عبادت هم حساب نمي شه . ولي الن كسي كه داره تو كوفه زندگي مي كنه و قوانيني كه امير المؤمنين در جامعه پياده كرده به نيت رضاي خدا وقتي پياده مي كنه مي شه چي ؟ عبادت .

حضرت علامه روحي فدا در ماشين نشسته بودند ،راننده ي ماشين داشت ماشين رو را مي برد گفت ساعت يك نصفه شب بوده ؛راننده مي گفت يك نصفه شب يك ماشين تو خيابون نبود مي خواستم رد بشم علامه گفت نه نگه دار! چرا؟ الان ايستادن پشت چراغ قرمز عبادته چرا؟ چون حكومت ،حكومت اسلامه. براي رضاي خدا ايستادي.

شما اگر روزه ميگيري وسط روز ايا اب مي خوري ؟ نه چرا؟ اينجام همينه.

در حكومت اسلام ،حالا چون اسلام حاكمه رعايت اين قوانين حكومت اسلام به نيت عبادت،عبادته.

حالا اونهايي كه در زمان شاه زندگي كردن اين عبادتها رو از دست دادن.

 

13- تحقق حكومت اسلام با اصل ولايت فقيه بر همه ي مسلمانان واجب است .

 

- زيرا اسلام در محدوده ي عبادات محصور نيست ، بلكه بايد تمام قوانين و شريعت آن اجرا شود مثل ؛ نماز جمعه ، مثل ؛ رفتار با بيگانگان ، مثل ؛ اجراي حدود و....

 

اسلام فقط در نماز و روزه است ؟ ها! اگر كسي عرضم به حضور شما كه در جامعه ي اسلامي شراب خورد بايد چه كار كرد ؟ حد بخوره . بالا خره حكومت اسلامي بايد باشه تا اين قوانين تمام جوانب اسلام در آن جامعه اجرا بشه .

زيرا يك فرد مسلمان بايد همت  آن را داشته باشد تادر جامعه ي او اسلام پياده شود . اينم تحقق پيدا نميكنه مگه باچي ؟ با حكومت اسلام .

مرحوم علامه در كتاب ولايت فقيه مي نويسيد كه ؛ تحقق اسلام بر همه ي مسلمان ها چيه ؟ واجبه.

مرحوم علامه يه حرفي زده خيلي خطرناكه .

اونهايي كه در زمان شاه و رضاشاه و قاجاريه زندگي مي كردند ، اينها همتي براي برقراري حكومت اسلام نداشتند ، همه الان در برابر خدا مسئولند.

اي كساني كه در زمان شاه زندگي مي كردي چرا براي برقراري حكومت اسلام از خودت همتي نشون ندا دي ؟ چرا در زمان تو نماز ظهر نبايد برقرار بشه ؟ چرا بايد در زمان تو شراب فروشي در خيابانها علني بشه ؟

همه مسئول ميشن ولذا مرحوم علامه مي فرمايند حكومت اسلام برقراريش برهمه ي مسلمونها اهم از زن ومرد واجبه.

 

14ـ حقيقت انتظار با ولايت فقيه اصالت مي گيرد .

 

حقيقت انتظار با ولايت فقيه اصالت مي گيرد . زيرا كسي كه مدعي انتظار است بايد زمينه هاي

 ظهور را نيز فراهم كند.

زيرا يكي از زمينه هاي ظهور قطعا برقراري حكومت اسلام بااصل ولايت فقيه است. اون كسي كه ميگه من منتظرم ، يا حجةبن الحسن عجل علي ظهورك ، يا حجةبن الحسن عجل عل ظهورك ،

حضرت حجة بن الحسن مي گه باشه من مي خواهم ظهوركنم من مي خواهم چي بيارم؟ها!اسلام

ديگه. ميخوام بيام بگم ظلم نكن ، مي خوام بگم گناه نكن.در حكومت ولايت فقيه كسي كه گناه كنه ،عملا ضد ولايت فقيه ،ضد ولايت فقيه كسي نيست كه بياد تو خيابون ،همين الان كسي كه داره به چهار چوبه ي حكومت اسلامداره ضربه ميزنه ،اون تاجري كه داره ربا مي گيره ،اون تاجري كه احتمار مي كنه،اين عملا ضد ولايت فقيه . كدوم ولايت فقيهي راضي كه در جامعه ربا بخورن.

يه وقت فكر نكنيد كه ولايت فقيه مي ياد بايد جبر در جامعه حاكم باشه ،ولي فقيه مجريه اسلامه . حضرت امير المومنين هم بود . در زمانه پيغمبر هم گناه ميشد يا نه؟ اون كسي كه داره گناه مي كنه داره خيانت به حكومت پيغمبر مي كنه. او ضد ولايت فقيه .

پيغمبر براي اون لومده كه كسي گناه نكنه . ولي وقتي او داره مخفيانه گناه مي كنه ،ضربه به كي مي زنه؟ به حكومت پيغمبر مي زنه.

مگه نمي گيد عجل علي ظهورك ؛الان بيا صادقانه ،خالصانه، تحت حكومت ولايت فقيه در اون چها چوبه ي خلوص خودت به اين مقررات كه از زبان ولايت فقيه در مي ياد تو تسليم باشي ،متوجه شدي اجرا كني ،نشون مي دي حكومت حضرت حجة بن الحسن هم بياد تو همين هستي.

من اين 14تا رو به عنوان اهميت ولايت فقيه در مكتب عرفان براتون در اوردم ان شا الله در جلسات بعد بريم به مسئله ي خود ولايت فقيه كه اصلا ولايت يعني چي ،فقيه يعني چي؟ ولايت فقيه يعني چي؟ شرايطش چيه ؟ مسائلش چگونه باشه ؟ ان شا الله با توجه به اينكه ولي فقيه مبنا رو بر همين چهار جلد ولايت فقيه علامه قرار مي ديم و به صورت درس به محضر مبارك شما برسونم،ببينيد مسئله ي ولايت فقيه در مكتب عرفان جايگاهش كجاست و داراي چه ويژگيهايي است.

 كه ان شاالله همه ما با عنايت حضرت حجةبن الحسن از افرادي باشيم كه مورد  رضايت اون حضرت در اين مسئله قرار بگيريم . صلوات ختم كنيد .   

 

        


موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)

تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 17:34 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

متن و صوت درس ولایت فقیه استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)جلسه دوم

جلسه دوم:دانلود فايل

ادامه اهمیت ولایت فقیه در اسلام - دموکراسی و آزادی حقیقی در سایه ولایت فقیه - ولایت فقیه محور وحدت اسلام

 

اعوذبالله من الشيطان الرجيم

   بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

الصلواة و السلام علي اشرف الانبياء و المرسلين و  افضل السفراء المقربين ،العبد المؤيد و الرسول المسدد المصطفي الامجد، المحمود الاحمد ابالقاسم محمد ،صلي الله عليه و علي عترته الطيبين الطاهرين و الهداة المهديين و لعن الدائم علي اعدائهم و مخالفيهم و معانديهم و غاصبي حقوقهم و منكري فضائلهم من الان الي قيام يوم الدين.

 

براي تعجيل در فرج حضرت حجة بن الحسن روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفدا و براي اينكه خداوند عالم همه ي ما رو از سرچشمه ي فيض بي پايان اون حضرت به طور كامل بهره مند بفرمايد همه مون از صميم قلب صلوات مي فرستيم.

 

اكر يادتون باشه قرار شد كه در مورد ولايت فقيه در مكتب عرفان بحث كنيم. در جلسه ي پيش سه تا شو در مورد اهميت ،اهميت ولايت فقيه در اين مكتب صحبت كرديم . سه تاشو به محضر شما عرض كرديم. من خواهش مي كنم حالا كه ساعاتي از زندگيتون رو براي اين امر گذاشتيد خوبه كه مسائل سياسي هم با معرفت جلو بريد. كوركورانه و عوامانه انسان رو به جايي نمي رسونه . انسان خوبه در تمام مراحل معرفت رو چراغ راهش قرار بده و سير عارفانه طي طريق كنه . براي همين است من از شما خواهش مي كنم تا حتي در امر ولي فقيه عوامانه برخورد نكنيد . و اينو با معرفت كامل طي طريق كنيد . تا از بهره هاي الهي او به صورتي كه لازمه و مطلوبه استفاده كنيد.

 

چهارمين امر كه در ولايت فقيه اهميت داره اينه كه ؛

 

4- ولايت فقيه بهترين تجلي عدم جدايي امارت از ولايت است .

 

ولايت فقيه وقتي كه ما معتقد مي شيم بهترين نمود عيني و بهترين جلوه ي خارجي اينه كه بين امارت و ولايت جدايي وجود نداره. براي خاطر اينكه اين مسئله رو شما كاملا درك كنيد من توضيح مي دم .

 

- با توجه به ينكه ولايت حضرت علي عليه السلام از جانب خداوند توسط پيامبر در غدير خم  دربردارنده ي دو بعد است

 

- ولايت تكويني و باطني، امامت و امارت و حكومت .

 

حضرت پيغمبر ما به امر پروردگار امد در غدير خم دست حضرت امير المؤمنين را بلند كرد و فرمود؛ « من كنت مولاه و هذا علي مولاه» در اون لحظه اي كه گفت هر كس من ولي اويم علي ولي اوست نه تنها از جنبه ي ولايت باطني بلكه جنبه ي امامت و امارت رو هم حضرت در اين كلام به مردم ابلاغ كرده.

مي نويسيم ،

 

- با توجه به اينكه ولايت تكويني و مراتب كمالي امام قابل غصب نبوده و نيازي به بيعت مردم ندارد ،امام ولي خداست .

 

يعني در يه مرتبه اي قرار گرفته كه بين او و خدا اصلا جدايي نيست . ولي است . بر قلبها حكومت مي كنه ،بر هستي حكومت مي كنه . اين مرتبه امامه اين مقامي است كه امام به اون مرتبه نائل شده . براي اين امر نيازي به بيعت نيست . اگر بيعتي پيغمبر در غدير خم گرفته براي بعد دوم اين ولايت است كه عبارت است از امامت و حكومت .

 

- با توجه به اينكه بيعت در غدير خم براي بعد امامت و امارت حضرت علي عليه السلام مي باشد كه از جلوه هاي ولايت اون حضرت بوده است .

 

بيعتي كه حضرت پيغمبر دستور دارد در عيد غدير با امير المؤمنين انجام بدن مربوط به كدوم بعدشه؟ كدوم بعدش؟ بعد امامت و امارت

 

- با توجه به اينكه ان چه كه در مورد غصب توسط خلفاي ملعون قرار گرفت ،بعد امارت و امامت حضرت بود .

 

اون چيزي رو كه خلفاي ملعون از امير المؤمنين غصب كردن ،قسمت اولش نبود ، مراتب امام كه قابل غصب نيست . كدوم قسمتش قابله غصبه؟ امامت شو غصب كردن. دقت كنيد با توجه به اينكه هم اكنون زمزمه هاي شومي در اين زمينه در جهت جدايي ولايت از امامت از علماء خود شنيده مي شود .

من يك كتابي خوندم كه يكي از علما ،اين بزگ ما كه داد و جيغش بلند شده ، اين دادو جيغش بلند شده از دست دشمن نيست ، دشمن كه جاي خودش ،شب و روز از اول تاريخ تا حالا به صورت ظاهر و باطني دشمني كرده و مي كنند؛ از خودياست كه الان كتاب نوشته . نوشتند امامت از ولايت جدا است و لذا خلفا رو چرا فحش ميديم . خلفا كه ولايت رو غصب نكردند !!خلفا حكومت رو غصب كردند !!اونم امر دنيايي ،بدون ارزش كه قيمتي نداره . خود امير المؤمنين فرموده كه ،حكومت به اندازه ي اب بيني بز براي من قيمت نداره . اون چيزي كه براي علي قيمت نداره چرا براي شما شيعيان قيمت داره ؟ فحش مي ديد به خلفا.

جواب بايد بديد ،اگر جواب نديد فرداي قيامت مسئوليد، فرداي قيامت مسوليد . الان دارن با علم مي نويسند ،ا .

هم اكنون گفته مي شود كه ولايت علي عليه السلام غصب نشده و توسط خلفا هم مورد تاييد بوده است .

مي گه كه عمر ولايت عمر رو غصب نكرده قبول داشته اصلا گفته ،لو لا علي لهلك عمر ،فقط گفته حكومت دست ما باشه ،علي هم گفته باشه دست شما باشه !! حكومت رو ميان از امامت جدا مي كنند . گفته مي شود امارت و امامت ان حضرت غصب شد كه خود حضرت به اين امر رضايت داشت و سكوت و همكاري مي كرد . حضرت علي همكاري،همكاري حضرت علي يعني قبول داشتن خلافت و امامت و امارت انها !!شما ديگه چي مي گيد ؟ اگر امامت حق علي بود چرا خود علي قيام نكرد ؟ چرا خود امير المؤمنين اقدام نكرد ؟ شما داريد اقدام مي كنيد !!

 

غريبه ها نمي نويسند ،كيا دارن مي نويسن ؟ اين ملعونهايي كه شيطان باهاشون همكاري كرده و با عناوين مهم،حالا من به جهتي كه توهين نشه نمي گم . ولي بدانيد اين زبوني كه از من بستيد به ضرر خود شما شد ،و الا اسم مي بردم از كساني كه اين حرفها رو زدن . نخير شيعه اند؛ حضرت ايت الله هستند ، حضرت حجة الله هستند ، در قم دارند تدريس مي كنند . ما كه خونمون داره مي جوشه نه به خاطره خودمونه ، به خاطره اعتقادمونه . دارن ميان امير المؤمنين رو ، ولايت رو از امامتش جدا كنند براي اينكه برائت براي خلفاي ملعون ايجاد كنه.

 

مي نويسيم ؛

 

- اصل ولايت فقيه بطلان اين ادعاي گروهه گمراه كه عناوين علمي هم دارند ثابت ميشود .

 

وقتي ولايت فقيه باشه فحرفه اينها چي ميشه ؟ باطل ميشه . ولايت فقيهي كه ما قبول داريم يعني حكومت مساوي امارت به اضافه ي ولايت ،عملا حرف اينها چي ميشه؟ باطل ميشه . با اصل ولايت فقيه روشن ميشود كه در مكتب تشيع ولايت از امارت و امامت جدايي پذير نيست . اقا شما چرا ولايت فقيه رو قبول نداشته باشيم! امامت رو اصلا قبول نداريم . اعتقاد ما اين نيست . چه تهمتهاي بدي ميزنند . گاهي موقعه ها با اصل ولايت فقيه عملا مشت محكمي بر دهانه ياوه گويانه كج انديش زده مي شود .

با اصل ولايت فقيه اركان ولايت كه يكي از انها امارت و حكومت است در افكار و اعتقاد شيعه جلوه عملي مي يابد . جلوه ي چي ؟ عملي.

اينايي كه الان مي يان امارت رو از حكومت جدا مي كنند ، ميايم بهشون مي گيم ايا ولايت فقيه كه ميگيد من قبول دارم جزي از ولايت هست يا نه ؟ اگر بگن نه پس كلمه ي ولايت فقيه غلطه ،مي شه حكومت فقيه . اگر بگن اره حرفه خودشون غلط مي شه . متوجه شديد .

ولذا با يه اصلي كه در جامعه ي ما اجرا  ميشه يه مشت محكمي تو دهن ايناست كه اينقدر ياوه گويي نكنن.

الان اگر دليل مي ياريم ؛ يه جايي يكي از بزرگان صحبت مي كردند رفتم همين مسئله رو گفتم ،شما كه مي گيد امارت از حكومت جداست ،اما ولايت فقيه رو قبول داريد چطوري اين دوتا با هم سازگاره؟

پس لذا توجه كنيد وقتي كه در مكتب عرفان ولايت فقيه رو قبول مي كنند به خاطر اينه كه خود ولايت فقيه يك نمود عملي و اثبات بر حقانيت حضرت امير المؤمنين در جهت اينكه حقش غصب شد . اگر ولايت فقيه جزئي از اركان ولايته پس بايد بدانيد ولايت امير المؤمنين توسط خلفاي ملعون غصب شد . اگر بگيد نه پس رژيم شاه قبوله !رژيم قاجاريه هم قبوله !  اينا سكوت امير المؤمنين رو به عنوان صحت گرفتند ؛ در حالي كه سكوت امير المؤمنين به خاطر جلوگيري از فتنه است. در جايي كه خون ريزي بشه بهتره يا ،يا فعلا خون ريزي نشه ؟ خون مسلمونا ريخته نشه . براي دفع فاسد و افسد . حالا نمي خوام وارد مسائل اعتقادي خودم بشم . من چون جنبه ي ولايت فقيه رو درس مي دم مي خواهم از اين جنبه روشن كنم . 14تا نوشتيم ؛ان شا الله ببينيم چند تاشو مي گيم .

 

5-كمال و اتمام دين و بيداري بنا بر اعلام صريح قران ولايت مي باشد.

 

من اينا رو سعي كردم خلاصه بگم تا مطلب پيچيده نسه. البته تو قسمت 4 من در ايام محرم و صفر به مقداري وارد اين مسئله شدم ولي ديدم كه از اصل صحبت جدا مي شم برگشتم به بحث خودم . ولي مي خواستم اونجا روشن كنم . اينجا هم مي خواستم اسم ببرم تا شما بدانيد كيا كتاب نوشتن. شما بشناسيد. ولي منتهي قرار شد من ديگه اسمي از كسي نبرم .

زيرا ،قران صريحا بعد از معرفي و بيعت مردم با امام در امر ولايت اعلام كرده است كه ؛ (ايه ي 3سوره ي مائده) « اليوم اكملت لكم دينكم واتممت عليكم نعمتي ورضيت لكم الاسلام دينا» اين «اكملت لكم دينكم » اسلام اعلام مي كنه كه اكمال دين ،اتمام نعمت ،رضايت خدا در ولايته. در ولايته. منتهي اين جنبه ي باطني شو داره ،بايد جنبه ي ظاهري هم در كنارش بگذاريم . يعني دين از امروز بر شما كامل شد تا شما فهميديد امير المومنين ولي عالمه.

دين بر شما كامل شد كه علي بر شما حكومت مي كند. علي بر شما امارت مي كند . علي امارت مي كنه.

اين امارت امير المومنين يعني چي ؟  يعني امارت ولايت  فقيه جلوه اي از ولايت معصومه . براي دين ما اكمال مياره. دينداري رو كامل مي كنه. زيرا اجراي قوانين و حدود الهي و حقوق انسانها و احياي سنتهاي خداوند فقط با مسئله ي ولايت تكويني اجرا نمي شود . مگر الان حجة بن الحسن ولايت تكويني بر عالم نداره؟ در عالم حقوق انساني ،انسانها به انسان داده مي شود ؟ پس چرا نيست؟ ايا امام زمان ولايت داره يا نه؟ داره ،پس چرا اينا نيست؟  در صورتي هست كه امام بر جامعه حكومت هم داشته باشد . وقتي حكومت كرد حقوق جاري ميشه،قوانين الهي در جامعه اجرايي ميشه. حق انسانها به انسان داده ميشه، سنتهاي خداوند در جامعه احيا مي شه. وقتي كه امام فقط ولايت داشت و حكومت در دست او نبود ، حضرت ديگه در اين امر يد بازي نداره . براي همينه كه حضرت ابي عبدالله مي فرمايد « وسيرت جدي و سيرت ابي» اومدم اگر حكومت دست من افتاد من اونها رو در جامعه چيكار كنم ؟ پياده كنم.

 

متوجه شديد ؟ اين امر فقط با جنبه هاي كمالي امام بدون حكومت جريان نمي يابد . جريان مي يابد ؟‌ها!!

مينويسيم اين فقط با اعمال امارت و حكومت در جامعه توسط امام تحقق مي يابد .

چه موقعه دين كامل مي شه؟ موقعي كه علي بياد . ضمن اينكه با خدا اتصال داره بر مردم چي كنه؟ حكومت .

شما يه فردي كه با خدا اتصال داره بذاريد كنار ،يه فردي كه با خدا اتصال نداره بذاريد سر جاش،اين اتمام نعمته؟ ها!

ولايت فقيه يك اتصال است . حالا كه بعدا خواهم گفت حكومت ولي فقيه از حكومت امام زمان جدا نيست اينو توجه داشته باشيد

جنبه هاي اعتقادي ولايت فقيه در مكتب عرفان چقد دقيقه. اين كه داره مي گه مرگ بر ولايت فقيه اصلا نمي دونه چه خبره.

زيرا ؛ با اين حساب در امر ولايت فقيه دو مسئله ي مهم مورد توجه است . با اين حسابي كه كرديم

1-مسئله ي ولايت و ارتباط الهي ولي فقيه

2- مسئله ي فقها و اگاهي از احكام الهي به جهت تعهد اجراي ان در جامعه

يه وقتي هست در مسئله ي ولايت فقيه مي گيم چي؟ ولي فقيه، اين ولي فقيه دو جنبه است يه جنبه نسبت به بالا، يه جنبه نسبت به پايين .

نسبت به بالا بايد با خدا اتصال داشته باشه ، وقتي مي گيم ولايت فقيه فقط عملش نيست ،حرفهاشم هست، تعهدشم هست؛ خلوصشم هست، من ان شا الله از مرحوم علامه خواهم خوند اون تعهدات الهي ؛اون رشته ي اتصال الهي كه ولي فقيه با خدا ميزنم تو كار هست . اين جنبه اي كه مي خواد به مردم اعلام قدرت كنه نياز به اگاهي داره يا نه؟ تعهد مي خواد يا نه؟ پس از اين جنبه مؤثره.

پس مي نويسيم؛ ولايت فقيه با اين امر مشاهده مي شود كه در اكمال دين و بيداري چقدر اثر كمالي و الهي دارد.

ما به جاي اينكه يه فردي مثلا بياد حكومت،مثلا اسم نمي برم اصلا با خدا رابطه اي نداره و به جامعه هم علم و اگاهي نداره  اين مي تونه در اين جامعه در اكمال دين بر مردم تاثيري بذاره ؟ بله مثلا مثل قزافي رهبر ليبي ؛يك عنصر جاهل ،بي سواده، منيت دار،و به اسم دينداري داره دين مردم رو ازشون مي گيره.

بايد خدا رو شكر كرد . اين پنجميش. ششمين عنوان براي اهميت اين امر

 

6-واقعيت دموكراسي و ازادي حقيقي و استقلال مطلوب انسانها در سايه ي ولايت فقيه تحقق مي پذيرد.

 

واقعيت دموكراسي ،اين كه دارن داد از دموكراسي مي زنن ،مثل حكومت امريكا من خواهش مي كنم دقت كنيد ،انا چيزهاي اعتقادي، بفهميد.  قلب شما وقتي اين مسائل وارد بشه عبادت شما خالصانه مي شه.

ازادي دموكراسي مثل همون ازادي ،دموكراسي واقعي و ازادي حقيقي و استقلال مطلوب كه انسان مي خواهد داشته باشد در زير چتر ولايت فقيه حاكم مي شه  . چرا؟

زيرا ؛ انسان فقط در اطاعت و عبوديت خداوند مي تئاند به ازادي حقيقي برسد . ما دو نوع ازادي داريم ،يه ازادي اعتباري ،يه ازادي حقيقي.

مينويسيم ؛زيرا، در مسئله ي ازادي علما انرا بر دو قسم كرده اند

ازادي حقيقي

2-ازادي اعتباري

يه ازادي حقيقي داريم يه اعتباري داريم. ازادي حقيقي اينه كه انسان تمام بندهايي كه بهش هست قطع كنه . دلبستگي نداشته باشه، وابستگي به چيزي نداشته باشه ، مي دونيد كه عرفان .

ازادي اعتباري يعني چي ؟ دست و پاش ازاد باشه ولي روحش ازاد نيست .

زينب ازاديش حقيقيه ،اما عمر سعد ازاديش اعتباريه.

 

من نوشتم ازادي حقيقي ننوشتم ازادي اعتباري ،نگيد در ولايت فقيه نمي تونيم چادر از سرمون بندازيم ،ما چرا مي گيم ولايت فقيه ازادي مي ياره؟ ما در حكومت ولايت فقيه كه نمي تونيم عرق بخوريم كه! اينا ازادي جيه؟ اعتباري . جسمت ازاده ولي وقتي ولايت فقيه مي ياد مي خواد اسارت تو رو از گناه ببره . ديگه اسير گناه نباشي . كدومش ازاديه؟ اون دموكراسي كه اونها مي گن !دموكراسي شيطاني!! مردم هر غلطي مي خوان بكنن بكنن؟! اين هم برا اين ميگن تا مردم رو اسير فساد باشن تا اونا حكومتشون رو بكنن. اون حساب و كتاب داره .

 

ما مي گيم نه اين ازادي نيست ؛ازادي حقيقي ان است كه انسان به گناه وابسته نباشه ،به نفس وابسته نباشه، شما مي گيد نه،نفس ازاد باشه . ما مي گيم پيغمبر امده تا ما رو از اين ازادي دور باشيم ،از ازادي نفس رها باشيم ، مي دونيد چي مي گم ؟ بعضي ها مي گن ولايت فقيه ازادي نيست !! من مي خوام ميني جوب بپوشم بيام تو خيابون ! مي گيم ما اين ازادي رو ازادي نمي بينيم، شيطون ازادي مي بينه .

 

ازادي حقيقي كه خدا ازادي مي دونه با زير چتر حكومت امريكا بدست نمي ياد . زير چتر ولايت فقيه بدست مي ياد . حرف من اينه . فهميديد . متوجه شديد كدوم ازادي بهتره؟ دارم ميگم بهترين ازادي در سايه ي عبوديت و اطاعت خداست 

 

انسان در اثر ميل به ازادي حقيقي از كليه ي اسارتهاي غير الهي رها مي شود .

اگر كسي ازادي حقيقي رو پيدا كنهاز ازاديهاي غير الهي چي مي شه؟ رها مي شه. مثل ؛ اسارتهاي نفس و گناه.

فردي كه داره گناه مي كنه اسيره. اسير اعتيادشه . نگاه كن يه سيگاري رو بشينيم بررسي كنيم ،يه فرد معتاد رو نگاه كنيد چقدر اسيره، از يه برده بر غلام اسير تره كه اين به اين مواد اسيره،نيست؟ حاضره به خاطر مواد ناموسشم بفروشه. چقدر اسيره؟ يه اسير به دشمن به اين حد رذل نمي شه.

شما ديديد يه اسيري تا حالا در دست يه ظالمي اسير باشه و به خاطر اينكه ازاد بشه بره ناموسشو بفروشه؟

مثل ؛اسارتهاي مال و زر و زيور

مثل؛اسارتهاي مليت و نژاد پرستي

مثل ؛ اسارتهاي قدرتهاي حاكمه و از اين قبيل

ما مي گيم اينا نباشه ،ما مي گيم ازاد حقيقي كسي كه اسير زر و زيور نباشه ،اسير مليت نباشه، اين مرزهارو سيدنا و استاد گفتند ،اين مرزهارو استعمار درست كرده ،در اسلام مرز نيست . اين ازادي حقيقي در اثر اينه كه در اثر قدرتهاي حاكمه خودمون رو لااقل در افكار انها اسير نكنيم . لااقل اگر چه در چنگالشون اسيريم در افكارشون اسير نشيم. مثل كي ؛؟ زينب . زينب دستش بسته شد به خاطر حكومت حاكمه ،ولي افكارش اسير نيست .

زيرا؛ تمام حكومتهاي غير الهي فرعون وار مردم را به اطاعت از خود با رنگها و شيوه هاي مختلف در مي اورد.

خيلي عجيبه من يه كتابي اخيرا از يه نويسنده ي امريكايي مي خوندم نوشته بود ،برده داري مدرن. خيلي جالب نوشته بود الان شهروندان امريكايي فكر مي كنن ازادترين مردم دنيا هستن !در صورتي كه اسيرترين مردم دنيا هستند . اورده مثلا فرضا رئيس هيئت حاكمه يعني ريئس جمهور نمي گه بياييد ؛ولي ميگه به جاي من يك سري مسائلي گذاشته ،كه مردم را زير اين مسائل اسير كرده. خيلي قشنگه ها. مثلا يكي بياد حكومت كنه بگه من نه! ئلي 4تا قانون بذاره ،همه بايد از اين 4تا قانون پيروي كنن . مثلا وقتي از فلان ميدان رد ميشن بايد به فلان مجسمه اداي احترام كنن اگر نكنند بگيريد زندانيش كنيد همه ي مردم چي؟ مي يان تعظيم مي كنن . اين يعني چي؟ يعني نظر اون فرعوني كه با افكارش مردم رو اسير كرده.

به شيوه هاي گوناگون اسارت هست . مردم فكر مي كنن ازادن ولي در حقيقت در بندند. به گونه اي داره جامعه رو پيش مي بره كه مردم براي امرار معاش خودشون اسارت به نوعي داشته باشن. چه فرقي ميكنه با فرعون ؟ اونجا اسم فرعون نيست ولي رسم فرعونه. به رنگهاي مختلف و شيوه هاي مختلف . براي همين اي مردم اسير غرب نشيد ،غرب مانند فرعونه. اين مدلهايي كه داره براي شما مي فرسته يك نوع اسارته ،يك نوع كرنش و سجده است. منتهي نه در برابر ريئس جمهورشون بلكه در برابر افكار و امال شون شما داريد كرنش ميكنيد با اعمالتون.

تنها چيزي كه مي تونه انسان رو از اينها دور كنه و الله العلي العظيم قسم ولايت فقيه.

 

من الكي نمي گم ،فكر نكن من رو تقيه صحبت مي كنم . ديديد انقلاب شد و رهبري به فردي مثل بنيانگذار فقيد رضوان الله تعالي عليه چگونه مخصوصا اون اوايل قبل از هجوم غرب مردم به معنويت روي اورده بودند و حتي زنان بي دين هم حجاب رو از سر صدق بر سرشون مي كردند و دوباره غرب شروع كرد و متاسفانه اسارت خودشو اورد.

زيرا ؛ اطاعت از ولايت فقيه چون اطاعت از خداست نه اطاعت از فرد يا شخص ،لذا انسان با ان تحت حكومت خدا قرار مي گيرد . البته توضيح خواهم داد.

 

ولايت فقيه فرد نيست ،ولايت فقيه صفاته. كسي كه داراي اين صفت باشه حكومت مي كنه . تا مادامي كه فقيه اين صفات رو داره ،ولايت داره به محض اينكه اين صفات در او ذائل شد از ولايت ساقط شد.

زيرا؛ قال الصادق عليه السلام(وسائل الشيعه جلد 8صفحه ي 19) «من اعطاء رجل في معصيتي فقد عبده» هر كس عطاعت كند از فردي در معصيت به تحقيق كه بنده اش است. بردگي كرده ،در اسارت او درامده.

امام علي به امام حسن مي گه«و لا تكن عبده غيرك» اينم اگه مي خوايد بنويسم؟ ها.

 قال علي بالحسن عليه السلام (نهج البلاغه نامه ي شماره ي 31) «و لا تكن عبده غيرك و قد جعلك الله حر» حسن جان برده ي كسي نباش ،بنده ي خدا باش،بنده ي خدا باش.

ولايت فقيه ما رو به بردگي مي كشونه يا به بندگي؟ به بندگي. در حكومت ولايت فقيه انسان به بردگي كشيده نمي شود بلكه به بندگي كشيده مي شود . ما رو بنده مي خواد نه برده . بنده ي خدا باشيد به كسي ظلم نكنيد، حق كسي رو ضايع نكنيد ، امر به معروف و نهي از منكر كنيد ،اسراف نكنيد، مي شه بنده . ولايت فقيه انسان را به بردگي نمي كشه به چي مي كشه؟ به بندگي مي كشه. زيرا، ولايت فقيه انسان را به  بندگي مي خواند نه به بردگي .

حكومت امريكا شهروندانشو به چي مي خواند ؟ به بردگي. خدا مي داند تبليغاتش رو گوش نكنيد ،پات برسه امريكا يه برده اي يه برده اي كه برده اي.

«ولاتكن عبده غيرك فقد جعلك حر» اي امام حسن برده ي كسي نباش خداوند تو رو ازاد خلق كرده.

مي نويسيم ، مشاهده مي شود كه ، ولايت فقيه در اسلام و تشيع يك نوع خدمت است نه حكومت .

خدا مي دونه ولايت فقيه در اسلام يه نوع چيه؟ خدمته. به مردم خدمت ميكنه نه بر مردم حكومت . من همه رو توضيح مي دم.

من وقتي كه ولايت فقيه رو در مكتب عرفان بر رسي ميكنم ؛در مورتد مكتب عرفان صحبت مي كنم . در مكتب عرفان ولي فقيه يك ابزار خدمت الهي است نه اينكه وسيله ي حكومت غير الهي .

مشاهده مي شود كه ؛ ولي فقيه در تشيع در پي انست كه حقي را اقامه كند ،باطلي را دفع نمايد ،به رشد و كمال جامعه كمك كند . اجراي حدود و قسط و عدالت نمايد ،جامعه ي خود را از قيد بردگي و وابستگي نجات دهد در تمام امور اقتصادي و سياسي و نظامي و فرهنگي. .....

ميبينيد ملت ،عقب افتاديم ،حكومت قاجار و پهلوي ما رو از رشد عالم عقب انداخت . ما رو وابسته كرد . اين عقب افتادگي به همين سادگيها جبران نمي شه . خانمها لازم به يك زمانه . ولي مي بينيد كه انفاس قدسيه ي رشد در جامعه ما معلومه ؛خدا كمك كرد اينها قطع ارتباط كردند ،فكر كردند اين قطع رابطه به ضرر ماست !ولي مي بينيد كاملا قطع ارتباط به نفع ما شده.

ولي فقيه وظيفه داره ،اگر كوتاهي كنه يخه اش رو خدا مي گيره ؛كه چيكار كنه ؟ افراد جامعه رو از وابستگي و بردگي نجات بده فقط به وظيفه ي خودش ،توان خودش. امير المومنين هم همين كار رو مي كرد . حجة بن الحسن هم بياد همين كار رو مي كنه .

شما فكر مي كنيد حجةبن الحسن بياد چه كار مي كنه ؟ مردم رو از وابستگي باز مي كنه .منتها قدرتي كه او دارد فرد معمولي نمي توه داشته باشه . مردم خودشون رو از تحت ولايت فقيه بيرون كشوندن ،تا موقعي كه مردم خودشون رو ملزم به اطاعت از ولايت فقيه بدونن چگونه يك فرهنگ بر ما عارض بشه؟

زينب تا خودش رو تحت ولايت حضرت حسين قرار داده بود اين بود ،مردم نبايد بگن زور. در زمان امير المومنين نديديد طلحه و زبير فرار كردند .

يكي ديگه رو بنويسيم بقيه براي جلسه بعد.

 

7- ولايت محور وحدت و انسجام امت اسلام است.

 

يكي از ويژگيهايي كه اهميت داره در ولايت اينه كه ما مي گيم ،ولايت محور اتحاد و وحدت است.

زيرا،در معارف تشيع ولايت مانند رشته ي تسبيحي است كه تمام دانه هاي انرا گرد هم مي اورد .

من در درسهاي ولايت در عرفان توضيح دادم ،ان شا الله برسيم به عرفان مسئله حل مي شه .

ولايت مثل نخ تسبيح تمام افراد معتقد رو در تسبيح گرد مي اورد .

وقتي ابي عبدالله مي ياد كربلا مي بينيد در گرد ابي عبدالله فقط اهل مدينه نيست ؛سياه هست،سفيد هست، پير هست ،جون هست،مرد هست، زن هست بچه هست. مثل دانه ي تسبيح كه همه رو گرد هم جمع كرده . ولايت يكي از خصوصياتش جمع كردن افراد معتقده در يه دايره.

مي نويسيم ؛ تاريخ نشان داده است كه هر وقت اين رشته پاره شده نيروهاي معتقد پراكنده گشته اند.

تاريخ نشون داده هر وقت ولايت نبوده نيروها تفرقه داشتن، يكي اون ور بوده يكي اين ور بوده . ولي وقتي ولايت امده نيروها جمع شده اند .

ولايت محور وحدت است براي همه ي انسانهايي كه داراي هدف مشترك، جهت مشترك، منافع مشترك هستند .

هر كس ، تو تاريخ ديديم ،هر وقت ولايت امده اعلام موجوديت كرده همه ي كساني كه اهداف مشترك داشتند ،جهت مشترك داشتند ، حتي منافع مشترك داشتند در كنار امام قرار گرفته اند .

 زيرا؛ هماهنگي و تنظيم همه ي امور يك مجموعه تحت امر با ولايت الهيه به صورت كامل امكان پذير است.

يك حديثم از امير المؤمنان بنويسم ؛ كه اين حرف رو تاييد مي كنه . يه صلوات بفرستيد.

قال علي عليه البسلام(نهج البلاغه خطبه ي 146) « مكان قيم بالامر مكان نظام من الخرر يجمعهو و يضمو و اذا نقطع النظام ففرق الخرض و ذهب ثم لم يجمع و يزفيرهي ابدا » اينو معنا كنم ؛ حضرت امير مي فرمايند ،مكان ولي فقيه مكان كسي است كه قيم به امور است مثل نخ تسبيح براي دانه «يجمعهو» كه تمام اينها رو كنار هم مي ياره «و يضمو» اگر اين رشته پاره بشه « و اذ انقطع النظام ففرق الخرض و ذهب ثم لم يجمع و يزفيرهي ابدا » اين دونه دونه ها تفرق پيدا كنه و از بين مي ره. و ديگه نمي تونيد انها رو دانه دانه جمع كنيد .

خدا ان شا الله به بركت ولايت فقيه ما رو مشمول عنايات خاصه ي حجة بن الحسن قرار بده و ديده ي ما رو در اين موارد باز كنه و توفيق انجام مسئوليتهايي كه بر عهده ي ما در اين مسئله هست عنايت بفرمايد و ما رو از هر گونه شك و ترديد محافظت كند ،و رهبر معظم را با طول عمر با بركت در تحكيم مباني شيعه و گسترش ان در عالم موفق و مؤيد و منصور بفرمايد . امام زمان را از دست ما راضي و خشنود بگرداند. دست پر فيض ان حضرت را بر سر ما مستدام بدارد . صلوات ختم كنيد .

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)

تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 17:32 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

متن و صوت درس ولایت فقیه استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)جلسه اول

جلسه اول:دانلود فايل


اهمیت ولایت فقیه در اسلام.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اعوذبالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

      

 

 

الصلوة و السلام علي اشرف الانبياء و المرسلين و افضل السفراء المقربين ، العبد المؤيد والرسول المسدد المصطفي الأمجد ، المحمود الاحمد ابالقاسم  محمد، صلي الله عليه وعلي عترته الطيبين الطاهرين والهداة المهديين واللعن دائم علي اعدائهم ومخالفيهم و معانديهم  و غاصبي حقوقهم و منكري فضائلهم من الان الي قيام يوم الدين.

 

براي تعجيل در فرج  حضرت حجة بن الحسن روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفدا وبراي اینكه خداوند عالم از سرچشمه ي  فيوضات نامحدود اون حضرت همه ي ما رو بطور کامل سیراب بفرماید همه از صميم قلب صلوات ختم میکنیم. 

 

این درس ولايت فقيه رو كه من الان ميدم چندين دوره من  تدريس كردم . يه دوره  در باصطلاح مجمع اون مبلغات سازمان تبليغات اسلامي استان تهران که اون واحد خواهران يه سري مبلغاتي تربيت ميكرد،  اون تربيت مبلغات من تدريس كردم . يك  دوره در حوزه ي علميه خواهران شهرري تدريس كردم . يك دوره درسازمان تبليغات كرج  تدريس كردم . يك دوره در میان برادرا به صورت آزاد تدريس كردم و دو سه دوره هم همين ور و اونور کلاً تدريس شده . واين مطلبي كه بنده دارم براي شما ميگم  جزواتش الان هست جديد هم نيست من اینچیزایی كه قبلا تدريس شده رو هم يك بار ديگه اينجا به محضر شما براي خاطر اينكه شماهم با مرام و مكتب ما از نظر ولايت فقيه آشنا بشيد ناچاريم که اينجا برای شما اين مسائل رو بيان كنيم . ان شاء الله . صلوات ختم كنيد.

 

ولايت فقيه در مكتب عرفان

 

( اولين مسئله اي كه هست اينه كه )

 

 اهميت ولايت

 1ـ ولايت وسيله و چراغي براي هدايت و كمال انسانهاست .

 

( اولين مطلب اينه كه ولايت چراغ هدايته ولایت وسيله ي كماله  . ما تا به حال نديديم و از كسي هم  نشنيديم كسي بدون ولايت هدايت شده باشه و بدون ولايت به كمال رسيده باشه . مي نويسيم ؛ )

 

- زيرا

- هدف از خلقت آفرينش انسان رسيدن انسان به كمال و ذات اقدس الهي است .

 

( اینو ما  در همين كلاس عرفان بصورت يك درس مفصل به محضر شما عرض كرديم كه خداوند كارعبث و لغو و بيهوده نميكنه و چون كارعبث و لغو و بيهوده نميكنه خداوند عالم انسانها رو خلق كرده تا انسانها با اختيار و اراده ي خود در اثراين عوامل و مسائل كمالي هدايت بشن و به ذات اقدس الهي نائل بشن. )

 

- زيرا بنابر آيات قرآن همه ي هستي و موجود ات عالم براي انسان خلق شده اند و انسان معراج هستي به شمار ميرود . مثل  آيه 29 سوره ي مباركه ي بقره ،

 

( حضرت پروردگار درقرآن مي فرمايد ؛ «هو الذي » خدا كسي است كه «خلق لكم » خلق كرد براي شما انسانها « ما في الارض جميعا» اين ارض يعني هستي يعني ناسوت. خداوندعالم هرچی که خلق كرده برای انسان خلق کرده وكمال اين موجودات دراينه كه به انسان برسند یا انسان به نوعي از آنها بهره برداري كنه كه ما مفصل به محضر شما اینجا مطالبی رو عرض كرديم . )

 

- زيرا تمام پيامبران براي هدايت و راهنمايي انسانها از جانب پروردگار برگزيده شده و مسئوليت يافتند.

 

( آيات 79 سوره ي نساء 151 سوره  بقره بيانگر اينه « و ما ارسلناك للناس رسولا و کفی بالله شهیدا » خداوند يا رسول الله تو رو برگزيد برای مردم رسولی و کافی هستی تو و خداوند برای انسانها بعنوان شاهد کافیست. « کما ارسلنا فیکم رسولاً یتلوا علیکم آیاتنا .... » الی آخر... مینویسیم : )

 

- لذا ولايت هم در اين سلسله واين حكمت براي هدايت و ربوبيت انسانها وضع شده است.

 

( اگر ما ميبينيم كه ولايت رو هم در كنار پيغمبران خداوند قرار داده، ولايت يك هدف ديگه اي نيست . گوش کنید. اگرخدا مارو خلق كرده براي رسيدن به خودش ، درست؟ اینجا حواسا اینجا باشه .! اگر همه ي هستيرم براي كي خلق كرده؟ انسان خلق كرده . اگر پيغمبرانم  خلق كرده تا انسان دراين مسير قرار بگيره . آيا ميشه ولايتو برا يه هدف ديگه گذاشته باشه ؟ متوجه شديد چي گفتم ؟ اگر همه ي هستي براي ماست واگر تمام پيغمبران براي هدايت ما آمدند پس ولايت هم بايد در همين راستا و بر اساس همين هدف باشه ، نمي تونيم ولايت رو براش هدف ديگر و راستاي ديگري براش قائل بشيم . نمي تونيم بگيم ولايت اين وريه ولایت این وريه . ولايتم تو همين راستاست. نمي دونم متوجه شديد يانشدید ؟ یعنی ولايت هم مثل خلقت ولایت هم مثل نبوت در راستاي رسيدن انسان به حكمت آفرينششه . اگر اميرالمؤمنينم خدا قرار داده در كنار پيغمبر نمي تونيم بگيم پيغمبر يه هدف ديگه اي داشته ، اميرالمؤمنين يه هدف ديگه اي داشته باشه. يا خداوند عالم ولايت فقيه رو گذاشته ، پيغمبر و امام زمان يه هدف ديگه اي داره ، ولايت فقيه هم يه هدف ديگه اي داره ! اين طوري فكر ميكنيد ؟ هان! {نه}  اصلا اين عقلي نيست كه بگيم امام زمان كه از طرف خدا ماموريت داره انسانها رو به طرف پروردگارهدايت كنه دستور ولايت فقيه كه در شرع آمده خلاف اونه و یا با هم جهت نيست . يه همچين چيزي نيست . متوجه هستيد چي من ميگم؟ مينويسيم )

 

- لذا اگر تمام خلقت و ارسال رسل و انزال كتب ازجانب خداوند براي هدايت وكمال انسانها كه حكمت آفريش ميباشد قطعا ولايت هم در اين جهت قرار گرفته و وسيله و چراغي براي هدايت وكمال انسانهاست .

 

( اگر هرکس متوجه شد گرفت قضیرو، متوجه شدین ؟ {بله} اگر خدا موجوداتو خلق كرده ؛ مسلمونيم ديگه ها؟ میگیم خداوند موجوداتو خلق کرده ؟! ، ميگيم برا چي خلق كرده ؟ براي انسان ، انسان ازاینها استفاده كنه كه چي ؟ به خدا برسه . پيغمبرا رو خداوند فرستاده برا چي ؟ براي اينكه من به خدا برسم، ولايت رو هم اگر خدا در چهارچوب شرع قرار داده ، گفته ولايت فقيه بايد در حكومت باشه اينرو هم درچهارچوبه ي همين امره . اونو براي چي قرار داده ؟ براي رسیدن به ما . یعنی چيزي جداي از او نمیتونه باشه . هركس ميگه جداست این مسلمون ديگه نيست . پس خداوند يه حكمت ديگه اي غير از حكمتی كه براي انسان قرار داده ، این یه امري است كه بايد توجه داشته باشيد.

- لذا ؛ برا شما اوليش ثابت شد يا نشد ؟ {بله} ولايت وسيله و چراغ است براي هدايت وكمال انسانها؛ منتهي دركنار چي ؟ در كنارهمه ي موجودات عالم ؛ ارسال رسل و دركنار انزال كتب وتمام اينها مي بينيم كه همش در يك مجموعه براي نيل یك حكمته و اون نيل انسان  به حكمت آفرينش خودش ، كه عبارت است از كمال وذات اقدس الهي .

حالا اگر يه روزي ما ببينيم كه مثلا اين امر خلاف اين حكمته ، اونروز بايد آدم چيكار كنه ؟ بگه که ما قبول نداريم . ولي تا اون روزي كه مي بينيم در جهت حكمت الهي این امر قرار داره هر كس قبول نداشته باشه اصلا مسلمون نيست . ببین اينا ميذارن تو قوانين ، ما مياييم تو دين داریم ولايت مياريم تو عقيده تو اعتقاد تو سلوك. اینو توجه کنید  حالا من مطالبیرو از حضرت علامه مي خونم تا ببینید اینا همه چیزیست که ما اعتقاداتمونه ، اين اولي ؛ هر كس هم كه سؤالم داره ميتونه بپرسه بعدا من جواب ميديم .

دومين چيزي كه در اهمیت ولایت مي خوايم بگيم اینه که : )

 

2ـ حقيقت دين ؛ ودنياي انسان معتقد وابسته به ولايت مي باشد .

 

( حقيقت دين ما، هم دين ما ،هم دنياي ما فكر نكن دين از دنيا چیه؟ جداست!! هم دين ما هم دنياي ما اگر ميخواد آباد باشه وابسته به چيه ؟ { ولايت } . مي نويسيم : )

 

- زيرا يكي از شئونات ولايت در تشيع ، حكومت بر نفوس و اعراض و اموال و نواميس و حقوق و... مسلمانان است.

 

( انشاءالله من خواهم گفت : ولايت يكي از شئوناتش حكومته . چرا مي گیم حق عليرو غصب كردند؟! حق حكومتشو غصب كردند ؛ علي بايد حاكم ميشد جلوي حكومتشو گرفتند. پس يكي از شئونات ولايت چيه؟ حكومت . حكومت بر چي ؟ برنفس ، حكومت بر مال ، حكومت برناموس حکومت بر اينها یکی از شئونات حكومت است ، حالا ان شاءالله بحث ولايت فقيه رو خواهيم گفت ؛ ولايت فقيه اون دايره حكومتي امر ولايي است كه خداوند عالم دراختيار فقيه قرار ميده ، تا فقيه با اون اجتهادي كه داره بتونه از عهده ي اين حكومت چيه ؟ بربياد.

حكومتي كه عمر تشكيل داد انقدر نادان بود كه يه دونه فرق تيمم با وضو رو طبق روایات بلد نبود . وشما حتما شنيديد در مسئله حکومت اگر اميرالمؤمنين ياري نمي كرد حكومت براي او از اشكل مشاكل بود خودش بارها گفته؛ لولاعلي لهلك عمر يعني اگرعلي نبود عمر در حکومت از عهده حكومت بر

نمي آمد . خوب بدبخت بيچاره تو كه از عهده برنمياي بزار همون كسي رو كه خدا براي حكومت انتخاب كرده بر مسند حكومت بنشينه تا هم دين مردم و هم دنياي مردم روبه آبادي بكشونه ؛متوجه هستيد . انشاءالله خواهیم گفت ؛ كه يكي از شئونات ولايت امر حكومته كه اين دايره ي حكومت براي انسانهاي شيعه اي كه فقيه درش حكومت ميكنه چه بركاتي رو بوجود مياره انشالله . )

 

- زيرا سعادت و شقاوت ؛ ( شقاوت يعني بدبختي ؛ و خير و شر ونجات و اسارت انسانها وابسته ي به اين امر است؛ كه پيامبر فرمودند ؛ اين در((تحف العقول صحفه 50مواعظ النبي هست.))

 

( گوش كنيد پيغمبر چي گفته ، من این حديث رو بالامي نويسم که شما هم در حاشيه بنويسيد كه درستون اشكال ايجاد نشه ؛ پیغمبر فرمود ؛ «صنفان في امتي » . صنفان فی امتی يعني دو دسته در امت من هستند ، صنفان يعني دو دسته ،في امتي ؛ در چی؟ {امتم } ؛ «اذا صلحا صلحت امتي » هنگامي كه اين دو صالح باشند ؛ امت من صالح خواهند بود .

معنیشم زیرش مینویسم ، پيغمبر فرمود صنفان فی امتی ، دو دسته هستند در امت من اذا صلحا اگر اينها صالح باشند صلحا ( با تاکید ) اگر اينها صالح باشند ، صلحت امتي ؛ امت من صالح هستند ؛« واذا فسدا» واگر اين دو فاسد باشند «فسدت امتي » فاسد ميشوند امت من . متوجه شديد !هان ! حضرت فرمود ؛ « قيل يا رسول الله من هم ؟ » پرسيدند اي رسول خدا اينها چه كساني هستند ؟ قال ؛ حضرت فرمود  ؛« الفقها و الامرا » فقيهان و دانشمندان و واليان امت من .)

 

( اين حديثه ، اینو هم شيعه نقل كرده الحمد للله ،هم سني نقل کرده . دركتابای سني هم این حدیث هست . نگاه كنيد پيغمبر با يه حديث جالب سعادت، شقاوت ، خير ، شر،نجات ، اسارت ، صلاح ، فساد رو وابسته به كي كرد؟ وابسته به حاکم کرد. هم دانشمند هم حاکم . حالا اگه یه حاكمي صالح باشه از چيه ؟ نعمتهايي است كه خداوند براي اون قوم قرارداده. حالا انشاءالله وقتي که من در شرايط ولايت فقيه صحبت خواهم كرد، چون ولايت فقيه شخص ، پیغمبر و ائمه هدي با اسم معرفي نكرده با صفت معرفي كرده ؛ اون صفت يكيش عدالته ؛ خوب اگر يه عادلي حاكم باشه بهتره يا ظالمي ؟ متوجه میشید من چی میگم ؟ قطعا بدانيد پيغمبر حرف درست زده ها ! پيغمبر گفته اگر در يك جا دو دسته صالح باشند ، تو خونه هم همينطوره ، مدير خانه اگه صالح باشه بچه ها چین ؟ صالحند ؛ مدير يه اداره صالح  باشه افراد اون اداره چین؟ صالحند . چرا تو افراد اداره رشوه ميگيره ؟ چون مديره خودش پالونش كجه ! تو كفشش ريگ داره ، اگر مديره تو كفشش ريگ نداشته باشه كارمند زیر دست رشوه نميگيره ؛متوجه شديد . توي جامعه اسلامي هم همينطوره وقتي كه فرمانده بشه اميرالمؤمنين جامعه رو به چي ميره ؟  

{ سعادت } . ولی اگه بشه معاويه چي ؟ { شقاوت }. پس مي بينيد اثر داره .البته در یه روایت میگه « فسد عالم فسد عالم » در چیزای دیگه هم هست ولی ما مي بينيم که ولايت فقيه هر دوتارو در یک   چيز جمع مي كنه ، و هر دوتا رو به جهت اينكه بايد شرايط صلاح رو داشته باشه جامعه رو وابسته به يك فرد صالحي ميكنه كه هم امير صالحه هم دانشمند صالحه ولذا توليد جامعه توسط او چيه ؟ صلاحه. مي فهميد من چي دارم ميگم؟  سعادت .

اينايي كه ضد ولايت فقيه هستنند من نميدونم با چه معياري ؛ آيا عقل تو ذهنشون هست ؟ به اندازه ي يك بچه فكر مي كنن که ميان بر علیه ولايت فقيه مثلا چيز مي نويسن؟ بابا این عقل آدم هم ميگه آدم صالح در حكومت بهتر از ناصالحه.

يك بچه خوب وبد فهميده هم مي فهمه كه کسی که دانشمند تر باشه بهترميتونه یه چیزیرو اداره كنه يا كسي كه دانشمند نباشه ؟  آدم گاهی موقع ها به عقل اينها شك ميكنه .حالا كاري به نمیدونم چيزاي ديگشون ندارم ؛ البته بعضي ها هم که متاسفانه عقل دارند ولي چون جيره خوار دشمنند به جهت اينكه مي بينند اگر اين روش در جامعه تشيع و ايران باشه راه نفوذ مثل زمان قاجار مثل زمان رژيم گذشته نیست که من گفتم ، ديديد كه چه ضربه ي هولناكي بر پيكر عرفان اينها زدند و متاسفانه عرفان رو از تصوف به كلي جدا كردند و دست استعمار آمد از آستين انگليس ، چه افرادي رو کرد فراماسيون . و متاسفانه چهره ي عرفان رو در ميان عوام اينطور زشت نشان داد . به جهت چي بود ؟  به جهت اينكه حكومت دست صالح نبود . اينا كه من دارم ميگم فكر نكنيد ؛ اين عقله ، درايته ؛ ما که بی عقل که نیستیم عقل داره اينرو ميگه ، مبینیم ؟ )

 

- زيرا به واسطه ي ولايت حقه تمام استعداد ها و قابليت ها به مرحله ي ظهور و فعليت ميرسد كه همه ي ما در اين نظام به بركت اين امرشاهد آن هستيم .

 

( واقعا نگاه كنيد درزمان رژيم گذشته و قاجار ؛ البته اسلام ؛ اگر بگید که چرا اسلام عقب مونده ؟ ؛ خانم ها بشينيد یه فكر بكنيد چرا مسلمون ها عقبند؟ عقب موندن ما به خاطر مسلموني ما نيست، عقب موندن ما به خاطر حكومت هايي بوده كه بر سر ما بودند . همه ي حكومت ها خائن بودند . عقب موندگي امت اسلام به خاطر اينكه  زير چتر ولايت فقيه نبودند ؛ يك كلمه . اگر تمام امت اسلام تحت حكومت ولايت فقيه بودند ما هم فرهنگ و تمدنمون در اثر مرور زمان از اونها جلو بوديم ؛ ما عقب افتاديم ، داريم اين عقب افتادگيهامون رو چي کار میکنیم ؟ تازه داريم جبران ميكنيم . در زمان رژيم  گذشته سوزن ما از آلمان مي آمد . قدرت توليد يه سوزن رو نداشتيم ؛ فكر نكن من الكي ميگم ؛ سوزن نمیتونستیم تولید کنیم . تمام وجود ما وابسته به غرب بود الان نگاه كنيد از نظر نظامي ، از نظر علمي الان ما در مرتبه ي علم پزشكي در رتبه ي اول داريم قرار مي گيريم . در همين به اصطلاح مسائل نخاعي ، آلماني ها ، فرانسوي ها ميان ايران تا معالجه بشن . يه روزي ما ميرفتيم اسرائيل براي يه دونه مثلا عرضم به حضور شما که ،عمل معمولي، يه عمل چشم . )

 

( وقتي حكومت بشه دست خدا ، دست خدا ، ولي فقيه از نظر ما دست خداست درجامعه . بايد او اعمال قوانين ؛ وسيله وابزاراجراي قوانين خداست . مي بينيم استعدادها بروز ميكنه مياد جلو ، يواش يواش زمينه ي ظهور فراهم ميشه وانسان ميتونه در اين رابطه قرار بگيره ؛ شما اين كتاب ها رو نمي دونم خونديد يا نخونديد ؛ میگه که در زمان ناصرالدين شاه يه عالمي از علماي فيزيك ما یه اسلحه اي ساخته بود كه اين اسلحه ماشه نداشت اینو میگرفتی تو قلبت که اراده مي كردی بزنه مي زد . تو قلبت که اراده مي كردی بزنه ، مي زد . ماشش به کی بسته بود؟ به قلب. ميگه وقتي اورد اینو به ناصر الدين شاه نشون داد به خونش نرسيد توراه ترورش كردن . تو خونش نرسيد!!! 

 

مرحوم علامه مي فرمودند ؛ كه فرد طبيبي بود دراين تهران بچه هاي منگول رو معالجه مي كرد ميگه همين كه اطباء غرب آمدند ا ورو به یه نحو مشكوكانه اي كشتند . همش هست  ديگه ، اینا مطالب تاریخیه ، اجازه ي بروز نميده ؛ حكومت غيرالهي ؛ وسلطه شيطان مي خواد هميشه جلوي سلطه ي الهي رو درجامعه بگيره. )

 

- زيرا تاريخ نشان داده است كه كمال  يا نقصان هر ملتي در درجه ي اول وابسته به واليان آن ملت بوده است .

 

قال رسوالله صلي الله عليه وآله وسلم ؛« ان اخفضو ما اخلفو علي امتي الائمة مذنون»  همانا  ترسي كه من دارم ، منو مي ترسونه اون چيزي كه من برا اون خوف دارم پيغمبر مي ترسيد از اينكه حكومت اسلام به دست معاويه بيفته به دست هارون الرشيد و مامون بيفته ؛ چرا ميترسيد ؟ به خاطر اينكه كمال ونقصان هر امت وابسته به آن بود . زيرا اگر اين منسب به اهلش سپرده شود مردم هم در دين وهم در دنيا ي خود به بهره ي حقيقي را خواهند يافت . مي نويسيم ؛زيرا اين امر بديهي است كه در سايه ي  ولايت صالح علاوه بر اينكه انسان در دنيا ي خود به كمال مطلوب مي رسد درامرآخرت خود نيز كامياب خواهد شد .

اگر حكومت دست علي بيفته مردم هم دنيا شون رودارند هم آخرتشون . دريه زماني ما زندگي مي كرديم دراين خيابون 10تا عرق فروشي بود ؛ 10تا عرق فروشي هم زمينه ي دنيا رو خراب ميكنه زمينه ي هم آخرت . اما اگر حكومت صالح باشه  نه تنها دنيا آباد ميشه انسان هم به جهت دوري از بعضي گناه ها آخرتش هم آباد ميشه .

مي نويسيم بنابراين اساس و مبناي حكومت اسلام ، ولايت فقيه است كه حكومت منهاي آن اگرچه ظاهري اسلامي داشته باشد مورد رضاي الهي نخواهند بود .((حكومت هاي ملل اسلامي ظاهري اسلامي دارند ))حكومت عربستان حكومتش چيه ؟ ظاهرش اسلامي .

حكومت پاكستان ظاهرش اسلاميه . ميگن مسلمونيم ولي اسلام حكومت نميكنه . فرد حكومت ميكنه . در ولايت كي حكومت ميكنه؟  خدا حكومت ميكنه. در حكومت اسلامي خدا حكومت ميكنه  به واسطه ي ولايت فقيه درآنجا شخص حكومت ميكند به نام اسلام . بنابراين  حكومت اسلام يعني ؛ حكومت خداوند همان ولايت فقيه ميباشد . ولايت فقيه جلد 1 صفحه ي 14 و 23  من براتون ميخونم ، ببينيد حرف ، حرف بنده نيست . چون من اصلا از اين حرف ها بلد نيستم . يك  صلوات ختم كنيد.

 

صفحه ي 14 ؛ ولايت امر بسيار مهمي است و حقيقت دين و دنيا ي انسان به آن بستگي دارد؛ اينو كي داره ميگه؟ مرحوم علامه ؛ زيرا از شئون ولايت عامليت و حكومت بر مسلمانان و بلكه برهمه ي افراد بشر است .(( ان شاءلله حجة بن الحسن بياد ما چيه ؟حجت بن الحسن الان مي خوايم چي مي خوايم ؟ ولايتش كه الان هست ، ما حكومتش رو ميخوايم كه بياد برهمه ي عالم حكومت كنه براي چي ؟ تا هم دين مردم وهم دنيا ي مردم رو آباد كند . بر همه ي بشريت هست .))واين يگانه راهيست كه تمام سعادت وشقاوتها و خير وشر و بهشت و دوزخ وبالاخره نجات مردم به آن راه بسته بسته است . (( اگر حجت بن الحسن بياد ديگه مردم جهنمي نميشوند .)) هر ملتي كه به هر كمالي رسيده است ؛((مرحوم علامه داره ميگه )) دراثر ولايت آن قوم بوده ((ما درجايي مي بينيم ولي مي آيد شايسته است مثل شاه اسماعيل ، مملكت ميشود تشيع . در جايي مي آيد تيمور لنگ كه مردم از ترس جان جرات نمي كنند به خيابان بيايند .)) و هر ملتي هم كه رو به بدبختي وضلالت رفتنه در اثر ولي آن قوم بوده است . مايك فرصت تاريخ طلايي در زمان قاجاريه ازدست داديم . اگر در آن زمان ولايت و حكومت دست فقيه بود ما از نظر ذهني و دانش عقب نبوديم كه آنها را به سوي آراء و اهواي شخصيه كشيده واز منهاج وصرات مستقيم منع كرده است . در اخبار از موضوع ولاين بحث بسيار زيادي شده است . بلكه اصولا بايد  گفت كه ولايت تشكيل دهنده ي مكتب تشيع است . ((انشاء لله خواهم گفت )) واصل مكتب تشيع براين اساس پايه گذاري شده ودرآيات قرآن واخبار دراين مسئله بسيارزياد است .

 

حضرت ايشون روحي فداه درصفحه ي 33 مي فرمايند يه صلوات ختم كنيد .

 

از معاني نزديك به همان اصل و ريشه ي لغوي كه در تمام مصاديقش آن مفاد و معني جاري وساري است ولايت به معني تصرف در امور ، پاسداري ونگهداري وسرپرستي وتكميل و ترميم نقاط ضعف ايست كه به واسطه ي ولايت والي درافراد موالي عليهم جبران ميشود يعني اگر والي كامل باشد تحت نظر كاغمل ميشود خواه اين فرد مرد باشد يازن باشد ، صغير باشد يا كبير، حاظر باشد يا غايب . ياولايت در اجتماع كه به واسطه ي ولايت والي آن نقاطي كه از جهت رفع و ارتباط آن مستمع كه مردم نياز به ترميم وتكميل وتقسيم آن دارند براثر سرپرستي و ولايت واليبه كمال و تماميت خود مي رسند وامارت و حكومت بر اينها از شعب ولايت است . (( دعاكنيم  خداوند ان شاء لله حجة بن الحسن را هرچه زود تر درظهورش تعجيل بفرمايد كه جهان رو سراسر با نور حكومت خود به كمال برساند ))

 

ولايت امر بسيار عظيمي است ؛ علامه مي فرمايند ؛ ولايت امر بسيار عظيمي است وبسيار داراي اهميت وجلالت وعزمت است ؛ زيرا ولايت حكومت برنفوس واموال  واعراض ونواميس و صاحب شئون مردم است . و والي با اراده ي خود در شئون مردم تصرف ميكند.

ودر حقيقت ولايت قيادتي است برعامه يه سوي مصالح اجتماعي ، كه در نتيجه آن تمتع از همه ي مواهب الهيه و فعليت استعداد ذاتي است كه بر نفوس مردم مخفي است و در طبع آنها ذخيره است . بايد طبع شناسي كنيم تا آنها بيرون بيايد ،(( درس هاي طبع را خوب گوش كنيد )) و به واسطه ي ولايت والي تمام استعداد و قابليت هابه مرحله ي ظهور و بروز ميرسد و مردم از نهايت درجه ي فعليت و كمال خود بهرمند مي شوند يعني به سبب قيادت و زعامت و جلوداري شخص  والي است كه مجتمع در صرات مستقيم به حركت در مي آيد .

 

بنابراين اگر اين منسب ولايت و حكومت كه از لوازم همان ولايت است به اهلش سپرده شود و در محل خود واقع گردد مردم در دنيا و آخرت متنعم خواهند بود . و به سوي كمال حقيقي خود حركت مي كنند .  اگر به اهلش سپرده شود در دنيا به بهترين عيش روزگار خود مي گذراند و به بهترين وجه از مواهب الهي كمال استفاده مي برند و بدون نگراني و اضطراب عمر خود را به پايان مي رسانند. دنيا ابزار و آلاتي مي ماند كه براي وصول به آخرت به انسان ارزاني داشتند بنابراين در سايه ي ولايت ولي صالح علاوه بر اينكه مردم در دنيا از كمالات خود به نحوخوبي بهره مند مي شوند به آخرت نيكو و پسنديده سپرده شد كليه ي نفوس با استعداد ها ي مختفيه در آن همه ضايع و تباه خواهند شد . حق به صاحبش نمي رسد ، عيش و زندگي ، عيش بهائم و حيوانات خواهد شد ، بر مبناي وهم  و شهوت و غضب هر كس حيات خويش را در مورد ديگري و صحت خود را در بيماري و سوء ديگري و غناي خود را در فقر ديگران و شان و جاي خود را در پستي و حقارت و رزالت  همنوعان مي پندارد و بنابراين ؛ مجتمع به صورت « بركة الباء » يعني جنگل و محل اجتماع درندگان و سگ هاي وحشي و بهائم پست درخواهد آمد كه هركس فقط بر اساس شخصيت طلبي و جلب منفعت خود پايه ي زندگي خود قرار مي دهد و با منهاي قوام برعليه مجتمع قيام خواهد كرد و براساس است كه قرآن مجيد ولايت را بر دوش مردان الهي قرار داده كه به حق متحقق اند به هدايت وهدايت به سوي حق ميكند. و قرآن مردم را به تبعيت از اين افراد الهي دعوت مي كند كه ان افراد فقط معصومين عليه السلام مي باشند و مسائل ولايت فقيه رو كه آنها يي كه با آنها رابطه با اينها دارند مي توانند اين مسئله رو نگه بدارند ؛      

متوجه شديد ؟ من فكر مي كنم اگر يكي ديگه هم بگم برسم نه؟ يه صلوات بفرستيد .

 

ولايت تشكيل دهنده ي مكتب تشيع بوده واصل اين مكتب بر ولايت استواراست.

 

سوميش اينكه ؛ ولايت تشكيل دهنده ي مكتب چيه ؟ تشيع . البته بدانيد سني ها ولايت فقيه رو قبول ندارند ،اونها اولي الامر را فقط ؛ وقتي مي آيد  اميرعبدالله آمده اينها رو اولي الامر ميدانند ، و ولايت فقيه رو قبول ندارند چون جزو دينشان نيست ما ولايت فقيه رو قبول داريم چون جزو دينمان است .

 

- زيرا فرق اساسي بين شيعه و ساير فرقه هاي اسلامي مسئله ي ولايت وامامت مي باشد .

 

ما معتقديم كه فرق اساسي كه بين شيعه و سني هست فرق اسامي شه.

حالا فرق هاي ديگه هم داريم مثلاً ما دست بسته ماز نمي خونيم ، آنها دست بسته نمازمي خونن. ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ ماصيغه رو حرام نمي دونيم اونها مثلا صيغه رو حرام مي دونن . اين چيز هاي اصلي نيست ولي اصل مسئله چيه ؟ ولايت .

زيرا ولايت دراصل اسلامي و قرآني ضامن قبولي 23 سال رسالت پرمشقت پيامبرمي باشد.

ايه ي 67 سوره ي مباركه ي مؤمنون « يا‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ ايهاالرسول بلغ ما انزل ربك» ابلاغ كن ولايت علي ، يعني اگر انجام ندهي « فما بلغت رسالتک » هيچ پيامبري نكردي! به چي وابسته است ؟ ولايت .

آي سني ها، آي عمري ها ،  خدا ان شاء الله به حق امام زمان اون عمر ملعون رو رسوا كنه و كساني كه اين رو تبليغ مي كنند نابود كنه ، بياييد اين عقلتون رو به سر جا بندازيد كه خدا به پيغمبر خودش كه 23 زحمت كشيده ،اينونگي قبول نيست ؛ اين يك مسئله ي بديهي است.

 

- زيرا بنابر قول ائمه هدي عليه السلام به هيچ مسئله اي در اسلام به اندازه ي ولايت دعوت نشده است 

 

. (( حديثي در اصول كافي جلد 2 صفحه ي 18 )) هست ؛ قال الباقر عليه السلام؛ « كن اسلام علي خمسة » اسلام بر5 پايه استوار است « الصلوة » نماز « الزكاة» زكات و «صوم و الحج» وادامه ميده «ولولاية ما نودي بشيء كما نودي بالولاية » به هيچ  چيزي دعوت نشده به اندازه ي كه به امر ولايت شده. مينويسيم ؛

 

ولايت كليد و دليل اعمال انسان است.

 

قال الصادق عليه السلام ؛ادامه ي همين است ((اصول كافي )) ، «بني اسلام علي خمسه» اسلام بر پنج پايه استوار است. قيل ايهم افضل ؟ پرسيدند كدام افضل تر است ؟ فرمود ؛ « الولايه» . كليد روزه ولايته،كليد زكات ولايته، كليد حج چيه ؟ ولايته. « ولوالي هو الدليل عليهن » كسي كه حكومت مي كنه ،راهنماي به نمازه، راهنماي به روزه است .

زيرا ،بنابر احاديث متواتر هيچ عملي از انسان بدون ولايت مورد قبول درگاه الهي واقع نمي شود .

مينويسيم، پس شيعه اي بدون اعتقاد به ولايت وجود ندارد . دارد ؟ ندارد .

 

حالا حديثشو مي خونم يه صلوات بفرستيد . احاديث بسيار مهمي داريم كه اهل بيت ،هر كس خواست اين احاديث رو پيدا كنه «جلد 27صفحه ي 60به بعد» يه سري احاديث داريم كه هيچ عملي بدون ولايت مورد قبول نيست .

« ان اول ما يسئل اهل الارض اذا وقف بين يد الله جل جلاله عن صلاة مفروضه ،عن زكاة مفروضه و عن الصيامه المفروضه ،الحج المفروضه ،و عن ولايت اهل البيت» در قبر اولين چيزي كه ميپرسند از نمازاتون ميپرسند ،از زكاتاتون مي پرسند ،از حجتون مي پرسند و از چي مي پرسند ،و از چي مي پرسند؟ از ولايت. «و ان اقرّ بولايتنا ثم مات عليهما» اگر اقرار به ولايت ما كرديد و از دنيا رفتيد « فقبلت منه صومه ،صلواته ،زكاته » اينها قبول مي شه .بحار صفحه ي 62حديث 2،اما اگر ولايت ما رو قبول نداشتيد و مرديد !! اقا ولايت اهل بيت چه ربطي به ولايت فقيه داره ؟ ميگيم حالا ربطشو .

 

اون روزي كه پيغمبر داره مي ره ،اون روزي كه پيغمبر داره مي ره براي چي علي رو انتخاب كنه ؟ براي اينكه اسلام رو دست علي بسپاره . اسلام رو بي سرپرست نگذاره . درست يا نه؟ اون روزي هم كه امام زمان داره غيبت ميكنه فكر مي كنيد امور ما شيعيان رو رها مي كنه مي ره؟ و من بعدا مي گم رابطه ي بين غيبت و وفات پيامبر رو مي گم . اونجا خدا نبايد رشته ي سرپرستي مارو عنان ما رو رها كنه . و لذا به پيامبر مي گه اگر سرپرست رو معرفي نكني گويا پيغمبري نكردي . چون بعدا اينها رها مي شن . زحمت تو اون موقعه به جايي مي رسه كه اين سرپرستي رو كه من گفتم براي اينكه رها نشن بگي. به نظر شما اون موقعه رها شدن براي انسان ضررش بيشتره يا زمان حجت بن الحسن ؟ اونجا 23سال زحمت كشيده شده اينجا 250سال . بعد از 250سال خدا وند بگه امام زمان تو برو غيبت كن ،گور باباي مسلمونا . اين عبث نمي شه كه . پس در اون لحظه  هم كه امام زمان داره غيبت مي كنه عنان مسلمونها رها نشده . به كي ميسپاره ؟ به معاويه ميسپاره؟ به يزيد ميسپاره ؟ به هارون ميسپاره؟ يا يك فرد صالح ؟ منتهي ديگه اينجا اسم نمي بره ميگه عنانتون به دست «فرجو الي رباط احاديث » بريد شما رو سپرديم به دست اينها. اگر بگيد كه ما رو رها كرده ديگه تشيع!! دين ديگه بي خودي مي شه. چرا؟ اونجا خدا به پيغمبر خودش مي گه اگر انجام ندي پيغمبري نكردي، اينجاهم به امام زمان هم مي گه اگر عنان مسلمونها رو به كسي ندي امامت نكردي . مي فهميد من چي ميگم ؟

 

پس مي فهمي نقش ولايت فقيه چقدره. تشيع بدون ولايت تشيع نيست.من نمي دونم اينها چطور خودشون رو شيعه مي دونن ،ولي با اصل ولايت فقيه موافقت ندارن .؟ اونوقت حالا انصافه ،اي كسي كه شبه در ذهنته ما با اين اعتقادي كه به ولايت داريم بياي ما رو متهم كني؟ فردا جواب پيغمبر رو نميدي ؟ از خدا نمي ترسي؟

 

حالا ان شاء الله من بقيه شو ادامه مي دم ميبينيد باهمين متناي درسي ميريم جلو ميبينيد ولايت چه حساب و كتابي داره. ديگران مخالفتشون براي چيه؟ همه رو انشاء الله براي شما خواهم گفت.

 

 

                  والسلام عليكم و الرحمة اله و بركاته

                

 

                                           

 


موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)

تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 17:30 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

مسئولیت شیعه در قبال شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله

سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)

موضوع:مسئولیت شیعه در قبال شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

جلسه اول:دانلود فايل

جلسه دوم:دانلود فايل

جلسه سوم:دانلود فايل

جلسه چهارم:دانلود فايل

جلسه پنجم:دانلود فايل

جلسه ششم:دانلود فايل

جلسه هفتم:دانلود فايل

جلسه هشتم:دانلود فايل

جلسه نهم:دانلود فايل

جلسه دهم:دانلود فايل

جلسه یازدهم:دانلود فايل

جلسه دوازدهم:دانلود فايل

 

یکی از وظایف مهم شیعه مسئولیت ویژه ای است در قبال حضرت زهرا سلام الله علیها و مسائل مربوط به شهادت آنحضرت که در این دروس این امور مورد بحث قرار گرفته است.


موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)

تاريخ : جمعه بیست و هشتم آذر 1393 | 17:16 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

شناخت شخصیت حضرت زهرا سلام الله علیها

استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله

سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)

موضوع:شناخت شخصیت حضرت زهرا سلام الله علیها

جلسه اول:دانلود فايل

جلسه دوم:دانلود فايل

جلسه سوم:دانلود فايل

جلسه چهارم:دانلود فايل

جلسه پنجم:دانلود فايل

جلسه ششم:دانلود فايل

جلسه هفتم:دانلود فايل

جلسه هشتم:دانلود فايل



تاريخ : جمعه بیست و هشتم آذر 1393 | 16:36 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

محرم آمد



تاريخ : جمعه دوم آبان 1393 | 21:16 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

محرم



تاريخ : جمعه دوم آبان 1393 | 21:8 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

محرم



تاريخ : جمعه دوم آبان 1393 | 21:7 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

لبیک یا حسین علیه السلام


موضوعات مرتبط: گروه نورالزهرا

تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 22:13 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

یا ابا عبد الله علیه السلام



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393 | 22:17 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

حدیث امام حسین علیه السلام


موضوعات مرتبط: گروه نورالزهرا

تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393 | 18:58 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

یا ابا عبد الله علیه السلام

تاريخ : شنبه بیست و ششم مهر 1393 | 14:47 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

چه كارهايي موجب جلب رحمت الهي است؟

چه كارهايي موجب جلب رحمت الهي است؟

رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :

تَعَرَّضُوا لِرَحمَةِ اللّه بما أمَرَكُم بهِ مِن طاعَتِهِ .

پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :

با فرمان بردن از اوامر خداوند ، خود را در معرض رحمت او قرار دهيد .

------------------------------------------------------

امير المؤمنين عليٌّ عليه‏السلام :

بِذِكرِ اللّه‏ تُستَنزَلُ الرحمَةُ .

امام على عليه‏السلام :

با ياد خداوند ، رحمت (او) فرو مى‏آيد .

------------------------------------------------------

عنه عليه‏السلام :

بِبَذلِ الرحمَةِ تُستَنزَلُ الرحمَةُ .

امام على عليه‏السلام :

با مهربانى به ديگران است كه رحمت (خدا) فرود مى‏آيد .

غرر الحكم : 4343 منتخب ميزان الحكمة : 232


موضوعات مرتبط: حدیث ترحم
برچسب‌ها: رحم , ترحم

تاريخ : جمعه بیست و پنجم مهر 1393 | 20:10 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

چه كساني سزاوار ترحم اند؟

چه كساني سزاوار ترحم اند؟

رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :

اِرحَمُوا عَزيزا ذَلَّ ، وغَنِيّا افتَقَرَ ، وعالِما ضاعَ في زمانِ جُهّالٍ .

پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :

به عزيزى كه خـوار گشته و تـوانگرى كـه تهيدست شده و دانشمندى كه در روزگار نادانان تباه گرديده است ، مهربانى كنيد .

بحار الأنوار : 74 / 405 / 2 منتخب ميزان الحكمة : 230


موضوعات مرتبط: حدیث ترحم
برچسب‌ها: رحم , ترحم

تاريخ : جمعه بیست و پنجم مهر 1393 | 20:9 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

امير المؤمنين عليه السلام از رحم نكردن چه كسي در شگفت است؟

امير المؤمنين عليه السلام از رحم نكردن چه كسي در شگفت است؟

عنه عليه‏السلام :

عَجِبتُ لِمَن يَرجُو رَحمَةَ مَن فَوقَهُ كيفَ لا يَرحَمُ مَن دُونَهُ ؟! .

امام على عليه‏السلام :

در شگفتم از كسى كه به رحم و شفقت فرا دست خود اميد دارد ، چگونه به فرو دست خود رحم نمى‏كند .

غرر الحكم : 6255 منتخب ميزان الحكمة : 230


موضوعات مرتبط: حدیث ترحم
برچسب‌ها: رحم , ترحم

تاريخ : جمعه بیست و پنجم مهر 1393 | 20:9 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

چه كنيم كه بر ما رحم كنند؟

چه كنيم كه بر ما رحم كنند؟

امير المؤمنين عليٌّ عليه‏السلام :

إرحَمْ تُرحَم .

امام على عليه‏السلام :

رحم كن ، تا به تو رحم شود .

أمالي الصدوق : 174 / 9 منتخب ميزان الحكمة : 230


موضوعات مرتبط: حدیث ترحم
برچسب‌ها: رحم , ترحم

تاريخ : جمعه بیست و پنجم مهر 1393 | 20:7 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

خداوند بر چه كساني رحم مي كند؟

خداوند بر چه كساني رحم مي كند؟

رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :

الراحِمونَ يَرحَمُهُم الرّحمنُ تباركَ وتعالى ، اِرحَمُوا مَن في الأرضِ يَرحَمْكُم مَن في السماءِ .

پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :

خداى رحمان به مردمان دلرحم رحم مى‏كند . در زمين رحم كنيد ، تا آن كه در آسمان است به شما رحم كند .

كنز العمال : 5969 منتخب ميزان الحكمة : 230


موضوعات مرتبط: حدیث ترحم
برچسب‌ها: رحم , ترحم

تاريخ : جمعه بیست و پنجم مهر 1393 | 20:6 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

لبیک یا حسین علیه السلام

تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393 | 16:27 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

مرقدالامام حسین علیه السلام

تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 | 19:53 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

دلتنگ ارباب

تاريخ : سه شنبه بیست و دوم مهر 1393 | 20:43 | نویسنده : گروه نور الزهرا |
گروه نورالزهرا
شهادت امام رضا علیه السلام تسلیت باد
شهادت حضرت رسول اکرم صل الله علیه و آله و سلم تسلیت باد
درس ولایت فقیه استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)
متن و صوت درس ولایت فقیه استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)جلسه نهم
متن و صوت درس ولایت فقیه استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)جلسه هشتم
متن و صوت درس ولایت فقیه استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)جلسه هفتم
متن و صوت درس ولایت فقیه استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)جلسه ششم
متن و صوت درس ولایت فقیه استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)جلسه پنجم
متن و صوت درس ولایت فقیه استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)جلسه چهارم
متن و صوت درس ولایت فقیه استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)جلسه سوم
متن و صوت درس ولایت فقیه استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)جلسه دوم
متن و صوت درس ولایت فقیه استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)جلسه اول
مسئولیت شیعه در قبال شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
شناخت شخصیت حضرت زهرا سلام الله علیها
محرم آمد
محرم
محرم
لبیک یا حسین علیه السلام
یا ابا عبد الله علیه السلام
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.