نور الزهرا

گروه عقیدتی مذهبی نور الزهرا

نور الزهرا

گروه نور الزهرا
نور الزهرا گروه عقیدتی مذهبی نور الزهرا

گروه نورالزهرا

گروه نورالزهرا ,گروه نوکران وغلامان حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها


موضوعات مرتبط: گروه نورالزهرا
برچسب‌ها: گروه نور الزهرا , گروه , نورالزهرا

تاريخ : جمعه چهاردهم شهریور 1393 | 17:57 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله) با موضوع:زن مکمل آفرينش و شريک سعادت انسان

از آنجاييکه حضرت حوا نقش تکميلي براي حضرت آدم داشته است لذا هر زني که پا به ناسوت مي گذارد نقش مکملي دارد که در اين درس پيرامون اين نقش بحث گرديده است.

 

جلسه اول :

 دانلود فايل

جلسه دوم :

 دانلود فايل

جلسه سوم :

 دانلود فايل

جلسه چهارم :

 دانلود فايل

جلسه پنجم :

 دانلود فايل

جلسه ششم :

 دانلود فايل

جلسه هفتم :

 دانلود فايل

جلسه هشتم :

 دانلود فايل

جلسه نهم :

 دانلود فايل

جلسه دهم :

 دانلود فايل

جلسه یازدهم :

 دانلود فايل

جلسه دوازدهم :

 دانلود فايل

جلسه سیزدهم :

 دانلود فايل

جلسه چهاردهم :

 دانلود فايل

جلسه پانزدهم :

دانلود فايل


موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)
برچسب‌ها: زن , مکمل آفرینش , ناسوت , شریک سعادت انسان

تاريخ : دوشنبه بیستم بهمن 1393 | 15:57 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله) با موضوع:تفسیر سوره مبارکه حمد

از آنجا که سوره ی حمد دارای مفاهیم و معانی و معارف دقیقی می باشد ، در این مجموعه کلمات این سوره به طور مستقل از جهات لغت ، اصظلاح ، معانی عرفانی ، جایگاه عرفانی هرکدام از کلمات در احادیث و قرآن بررسی شده است که در 70 جلسه ارائه شده است و...

از جمله مباحث مطرح شده در این مجموعه میتوان به موارد زیر اشاره کرد :

بررسی ارزش و اهمیت بسم الله الرحمن الرحیم در روایات و ...

معنا و حقیقت حمد

بررسی حقائق وکلمات این سوره

علت تکرارالرحمن الرحیم و ...

بررسی قرائت های مختلف ملک یوم الدین و ...

حقیقت یوم و معانی آن و ...

عبودیت و استعانت و ...

و بسیاری ازحقائق و معارف این سوره .

 

جلسه اول: 
دانلود فايل

جلسه دوم :

 دانلود فايل

جلسه سوم :

 دانلود فايل

جلسه چهارم :

دانلود فايل

جلسه پنجم :

دانلود فايل

جلسه ششم :

دانلود فايل

جلسه هفتم :

 دانلود فايل

جلسه هشتم :

دانلود فايل

 

جلسه نهم :

 دانلود فايل

جلسه دهم :

 دانلود فايل

جلسه یازدهم :

 دانلود فايل

جلسه دوازدهم :

 دانلود فايل

جلسه سیزدهم :

 دانلود فايل

جلسه چهاردهم :

دانلود فايل

جلسه پانزدهم :

دانلود فايل

 

جلسه شانزدهم :

دانلود فايل

 

جلسه هفدهم :

دانلود فايل

جلسه هجدهم :

 دانلود فايل

جلسه نوزدهم :

 دانلود فايل

جلسه بیستم :

 دانلود فايل

جلسه بیست و یکم :

 دانلود فايل

جلسه بیست و دوم :

 دانلود فايل

جلسه بیست و سوم :

 دانلود فايل

جلسه بیست و چهارم :

 دانلود فايل

جلسه بیست و پنجم :

 دانلود فايل

جلسه بیست و ششم :

دانلود فايل

جلسه بیست و هفتم :

 دانلود فايل

جلسه بیست و هشتم :

 دانلود فايل

جلسه بیست و نهم :

 دانلود فايل

جلسه سیم :

دانلود فايل

جلسه سی و یکم :

دانلود فايل

 

جلسه سی و دوم :

دانلود فايل

 

جلسه سی و سوم :

دانلود فايل

 

جلسه سی و چهارم :

دانلود فايل

 

جلسه سی و پنجم :

دانلود فايل

 

جلسه سی و ششم :

دانلود فايل

جلسه سی و هفتم :

دانلود فايل

 

جلسه سی و هشتم :

 دانلود فايل

جلسه سی و نهم :

دانلود فايل

جلسه چهلم :

دانلود فايل

 

جلسه چهل و یکم :

دانلود فايل

 

جلسه چهل و دوم :

دانلود فايل

 

جلسه چهل و سوم :

 دانلود فايل

جلسه چهل و چهارم :

 دانلود فايل

جلسه چهل و پنجم :

 دانلود فايل

 جلسه چهل و ششم :

 دانلود فايل

جلسه چهل و هفتم :

دانلود فايل

جلسه چهل و هشتم :

دانلود فايل

 

جلسه چهل و نهم :

دانلود فايل

 

جلسه پنجاهم :

 دانلود فايل

جلسه پنجاه و یکم :

 دانلود فايل

جلسه پنجاه و دوم :

 دانلود فايل

جلسه پنجاه و سوم :

 دانلود فايل

جلسه پنجاه و چهارم :

 دانلود فايل

جلسه پنجاه و پنجم :

 دانلود فايل

جلسه پنجاه و ششم :

 دانلود فايل

جلسه پنجاه و هفتم :

 دانلود فايل

جلسه پنجاه و هشتم :

 دانلود فايل

جلسه پنجاه و نهم :

دانلود فايل

جلسه شصتم :

دانلود فايل

 

جلسه شصت و یکم :

 دانلود فايل

جلسه شصت و دوم :

 دانلود فايل

جلسه شصت و سوم :

 دانلود فايل

جلسه شصت و چهارم :

 دانلود فايل

جلسه شصت و پنجم :

 دانلود فايل

جلسه شصت و ششم :

 دانلود فايل

جلسه شصت و هفتم :

 دانلود فايل

جلسه شصت و هشتم :

 دانلود فايل

جلسه شصت و نهم :

 دانلود فايل

جلسه هفتادم :

دانلود فايل


موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)
برچسب‌ها: تفسیر حمد , تفسیر قرآن , سخنرانی استاد ارزیده , حفظه الله , تفسیر سوره حمد

تاريخ : یکشنبه نوزدهم بهمن 1393 | 20:44 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

قسمتی از سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله) با موضوع:حضرت محمد (صل الله علیه و آله و سلم)

 
 
 
حضرت محمد (ص) آینه ذات و صفات خدا

موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)
برچسب‌ها: حضرت محمد صل الله علیه و آله و سلم , صفات خدا , ذات , آینه

تاريخ : شنبه هجدهم بهمن 1393 | 23:26 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله) با موضوع:تفسیر سوره مبارکه کوثر (3)

بعد از بیان شأن نزول این سوره مبارکه در دروس قبلی بحث به تفسیر عبارات این سوره می رسد.
بِسمِ الله الرَحمَنِ الرَحیم، اِنّا اَعطَیناکَ الکوثَر، فَصَّّلِ لِرَبِّکَ وَانحَر.
(آیه 1 و 2 )

 این درس 14 جلسه است که هنوز صوت آن آماده نشده است به محض آماده شدن بر روی سایت قرار داده می شود.


موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)

تاريخ : شنبه هجدهم بهمن 1393 | 23:22 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله) با موضوع:تفسیر سوره مبارکه کوثر (2)

در این قسمت بحث تفسیر سوره مبارکه کوثر دنبال شده و مسائل دستورات الهی در رابطه با میلاد مسعود حضرت زهرا مرضیه سلام الله علیها مورد بررسی دقیق قرار گرفته است.

 

جلسه اول :

 دانلود فايل

جلسه دوم :

 دانلود فايل

 جلسه سوم :

 دانلود فايل

جلسه چهارم :

 دانلود فايل

جلسه پنجم :

 دانلود فايل

جلسه ششم :

 دانلود فايل

جلسه هفتم :

 دانلود فايل

جلسه هشتم :

 دانلود فايل

جلسه نهم :

 دانلود فايل

جلسه دهم :

 دانلود فايل

جلسه یازدهم :

 دانلود فايل

جلسه دوازدهم :

 دانلود فايل

جلسه سیزدهم :

 دانلود فايل

جلسه چهاردهم :

 دانلود فايل


موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)
برچسب‌ها: سوره کوثر , تفسیر قرآن , سخنرانی مذهبی , سخنرانی

تاريخ : شنبه هجدهم بهمن 1393 | 23:13 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله) با موضوع:تفسیر سوره مبارکه کوثر (1)

از آنجا که سوره کوثر کوچکترین سوره قرآن است  ، با این وجود دارای معانی بلند و اسرار ناگفتنی بسیاری میباشد که انسان را بحیرت در می آورد و ...

از جمله مباحث مطرح شده در این مجموعه می توان به مباحث زیر اشاره کرد :

·        خاصیت عمومی و خصوصی این سوره ...

·        شأن نزول این سوره ...

·        نکات قابل توجه درشأن نزول این سوره که عبارتند از :

1.    تمام مسأئل انسان مطرح در جامعه زیر ذره بین است ...

2.    حکایت از نحوه برخورد ناجوانمردانه با پیامبر می کند ...

3.    این سوره از معجزات باقیه الهی بشمار میرود...

4.    نشانه فرهنگ حاکم در آن جامعه می باشد ...

·        و...

جلسه اول :

 دانلود فايل

جلسه دوم :

 دانلود فايل

جلسه سوم :

 دانلود فايل

جلسه چهارم :

 دانلود فايل

جلسه پنجم :

 دانلود فايل

جلسه ششم :

 دانلود فايل

جلسه هفتم :

دانلود فايل

جلسه هشتم :

دانلود فايل

جلسه نهم :

 دانلود فايل

جلسه دهم :

 دانلود فايل

جلسه یازدهم :

 دانلود فايل

جلسه دوازدهم :

 دانلود فايل

جلسه سیزدهم :

 دانلود فايل

جلسه چهاردهم :

دانلود فايل


موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)
برچسب‌ها: سوره کوثر , تفسیر قرآن , سخنرانی مذهبی

تاريخ : شنبه هجدهم بهمن 1393 | 23:6 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

قسمتی از سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله) با موضوع:فرزندان حضرت زینب علیهم السلام

 
 
فرزندان حضرت زینب علیهم السلام
// = per && !videoEnding[568948] && dur>0) { ap_callRecoms("568948", "http://www.aparat.com//video/recom/recom/recmodetype/html/rand/568948/videohash/fvRGC/watchtype/site/utime/809_1423223710/hutime/a5755e5e9aed49ed3aa0388d3d91edc4cafa6aed"); } }, onBeforePlay:function() { showad("568948",this,1,"start",3000); }, onPlay:function(){ ap_hideRecoms("568948"); }, }, modes: playerModes }); if (ap_568948.renderingMode=="flash"){ c_$("ap_logo_568948").style.display = "none"; } } setUpPlayer_568948(0); // ]]>
 

موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)
برچسب‌ها: حضرت زینب سلام الله علیها , سخنرانی

تاريخ : جمعه هفدهم بهمن 1393 | 15:27 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله) با موضوع:اسماء و صفات الهی (2)

باتوجه به اینکه اکثریت افراد هنگام برخورد به اسماء الهی در ادعیه ، مخصوصا دعای سمات و جوشن کبیر در رابطه با اسماء و صفات خدا بر ایشان مطرح می شود لذا این درسها با بهره کیری از اصطلاحات روان و ساده به بحث در رابطه با این مهم پرداخته به گونه ای که نسخه های علمی در تغییر دیدگاه انسان در مسائل توحیدی ایجاد می نماید و ...

از جمله مباحث مطرح شده در این مجموعه می توان به موارد زیر اشاره کرد :

·        اسم و صفت در ادبیات ...

·        اسم و صفت در منطق ...

·        تفهیم مبحث دلالت در منطق با عباراتی آسان و مثالهایی آشنا و ...

·        نقش مسئله دلالت در رابطه با اسماء و صفات الهی و واژه هایی که در روزانه انسانها استفاده نمی کنند ...

·        مرتب و نحوه ی ارتباط وجود و ...

·        اسم و صفت در فقه و ...

·        اسم و صفت در عرفان  و ...

 

جلسه اول : اسم و صفات  الهی  در عرفان  (   بنا براین   4- همه هستی  در یک نظام احسن مظهر اسماء الحسنی  الهیست  ) 

 دانلود فايل

جلسه دوم :اسم و صفات  الهی  در عرفان  (5-  هر اسمی  مظهر و جلوه خاصّ در تجلیات حق است )

 دانلود فايل

جلسه سوم : اسم و صفات  الهی  در عرفان  ( 6-  انسان تنها آینه الهیست  که قابلیت  مظهریت تمامی اسماء و صفات الهی را دارد)

 دانلود فايل

جلسه چهارم :اسم و صفات  الهی  در عرفان  ( 7-  اسماء در تجلی مسمّایی خود  دارای  مراتب بوده  و تحت پوشش همدیگر قرار دارند . )

 دانلود فايل

جلسه پنجم :اسم و صفات  الهی  در عرفان  ( 8- ربوبیّت  اسمایی هر یک از تجلیات الهی در اثر عبودیت به آن جلوه نموده و ظهور می یابد.)

 دانلود فايل

جلسه ششم :  اسم و صفات  الهی  در عرفان  ( 9-  امام  خلیفه  اسمایی  خداوند است  که همواره  باید  در هستی تجلی داشته باشد تا  تعادل اسمایی در عالم برقرار باشد -  انسان  عالم  کبیر است  و عالم  انسان  صغیر - ویژگی های  خلیفه  الهی : 1-  خلافت اسمایی تفرّد  داشته و  در هر زمان واحد  است . 2-  خلیفة الله مظهر  ظهور حقّست که هستی از آینه او ظهور می یابد . 3- خلیفه  الهی  غایت خلقت بوده

 دانلود فايل

جلسه هفتم :مرور بر مباحث جلسه قبل .

 دانلود فايل

جلسه هشتم :ویژگی های خلیفه  الهی  : 

 دانلود فايل

جلسه نهم :ادامه مورد هفتم  از جلسه قبل ( وحی  تشریعی  و تکوینی - فعل اولیاء خدا حجت است . )

 دانلود فايل

جلسه دهم :ویژگی های خلیفه الهی 

 دانلود فايل

جلسه یازدهم :اسم  و صفت  الهی  در عرفان  (بنابر این  10 -  معرفت اسماء و صفات حق مرتبه ای از مراتب معرفت الهی به شمار می رود

 دانلود فايل

جلسه دوازدهم :ادامه  بحث  جلسه قبل  ( نقش اسم در معرفت الهی )

 دانلود فايل

جلسه سیزدهم :نقش  اسم در معرفت الهی از نظر مرحوم علامه  طباطبایی  رضوان الله تعالی علیه - راه های شناخت پروردگار ، راه آفاق و راه انفس

 دانلود فايل

جلسه چهاردهم :وظیفه   سالک  در قبال شناخت الهی  .

 دانلود فايل


موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)
برچسب‌ها: اسماء و صفات الهی , سخنرانی

تاريخ : جمعه هفدهم بهمن 1393 | 14:57 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله) با موضوع:اسماء و صفات الهی (1)

باتوجه به اینکه اکثریت افراد هنگام برخورد به اسماء الهی در ادعیه ، مخصوصا دعای سمات و جوشن کبیر در رابطه با اسماء و صفات خدا بر ایشان مطرح می شود لذا این درسها با بهره کیری از اصطلاحات روان و ساده به بحث در رابطه با این مهم پرداخته به گونه ای که نسخه های علمی در تغییر دیدگاه انسان در مسائل توحیدی ایجاد می نماید و ...

از جمله مباحث مطرح شده در این مجموعه می توان به موارد زیر اشاره کرد :

·        اسم و صفت در ادبیات ...

·        اسم و صفت در منطق ...

·        تفهیم مبحث دلالت در منطق با عباراتی آسان و مثالهایی آشنا و ...

·        نقش مسئله دلالت در رابطه با اسماء و صفات الهی و واژه هایی که در روزانه انسانها استفاده نمی کنند ...

·        مرتب و نحوه ی ارتباط وجود و ...

·        اسم و صفت در فقه و ...

·        اسم و صفت در عرفان  و ...

 

جلسه اول  : اسم  و صفت  در ادبیات ، در منطق   .  

 دانلود فايل

جلسه دوم  : اسم و  صفت الهی  در منطق مربوط به بحث دلالت است  ( بحث  ارکان و اقسام  دلالت ) دانلود فايل

 

جلسه سوم  : ادامه  بحث  اقسام  دلالت   و  مراتب  چهارگانه   هر  موجود  .

 دانلود فايل

جلسه چهارم  : اسم  و صفت  الهی در فقه  .    

 دانلود فايل

جلسه پنجم  : اسم  و  صفت  الهی  در کلام  و  اصول عقا ید  ( اشرفیت  اسم   بر صفت  - بحث  عینیت  اسم  با  مسّما ) 

 دانلود فايل

جلسه ششم  : توقیفیت  در اسماء.

 دانلود فايل

جلسه هفتم  : اسم  و صفت الهی در کلام ( مراتب اسماء الهی  و اسما ء الحسنی  )

 دانلود فايل

جلسه هشتم  :  اسم  و  صفت  الهی  در کلام  (مراتب اسماء الهی و اسم اعظم )

 دانلود فايل

جلسه نهم  : اسم  و  صفت  الهی  در کلام  ( جمع بندی در مورد اسم اعظم  )

 دانلود فايل

جلسه دهم  : اسم  و  صفت  الهی  در کلام  ( توحید صفات )

 دانلود فايل

جلسه یازدهم  :  اسم  و صفت  الهی  در عرفان  ( اسماء و صفات  در عرفان  جایگاه  ویژه ای دارد که خیلی از معارف الهی وابسته به  شناخت   اسماء و صفات الهی است  . ) 

 دانلود فايل

جلسه دوازدهم  :  اسم  و صفت  الهی  در عرفان ( معانی اسم و صفت 

 دانلود فايل

جلسه سیزدهم  : اسم  و صفت  الهی  در عرفان ( 3- تمام  ما سوی الله  بنا بر آیات  قرآن  و روایات  مرویه  همه  جلوه های حقّند .)

 دانلود فايل

جلسه چهاردهم  : اسم  و صفت  الهی  در عرفان ( 4-  همهء  هستی  در یک نظام  احسن  مظهر اسمای حسنای الهی است . ) 

دانلود فايل


موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)
برچسب‌ها: اسماء و صفات الهی , سخنرانی

تاريخ : جمعه هفدهم بهمن 1393 | 14:50 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

مرحوم علامه طهرانی (روحی فداه)در راهپیمایی اوایل انقلاب

تاريخ : جمعه هفدهم بهمن 1393 | 14:29 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله) با موضوع:عوامل و عوارض سستی در عبادت به همراه شرح تسبی

 

سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)

با موضوع:عوامل و عوارض سستی در عبادت به همراه شرح تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها

از آنجا که یکی از علل سستی در نماز ترک سریع آن است ، برای برطرف کردن این عامل بهترین راه ، انجام تعقیبات بعد از نماز می باشد ، که یکی از تعقیبات سفارش شده ، تسبیح حضرت  زهرا سلام الله علیها می باشد  ...

از جمله مباحث مطرح شده در این مجموعه میتوان به موارد زیر اشاره کرد :

·        شرایط انجام تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها ...

·        سفارشات ویژه پیرامون تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها ...

·        اعمال لیلة الرغائب...

·        اهمیت و ارزش و اعمال ام داوود ...

·        علل سستی در عبادات ...

جلسه اول :دانلود فايل

 جلسه دوم :دانلود فايل

 جلسه سوم :دانلود فايل

 جلسه چهارم :دانلود فايل

 جلسه پنجم :دانلود فايل

جلسه ششم :دانلود فايل

 جلسه هفتم :دانلود فايل

 جلسه هشتم :دانلود فايل

جلسه نهم :دانلود فايل

 جلسه دهم :دانلود فايل

 جلسه یازدهم :دانلود فايل


موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)
برچسب‌ها: تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها , حاج آقا ارزیده , معرفت , عبادت , سخنرانی

تاريخ : جمعه دوازدهم دی 1393 | 14:7 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله) با موضوع:شرح حديث لوح حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیه

سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)

با موضوع:شرح حديث لوح حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها

شرح فقره پیرامون حضرت امام رضا علیه السلام:
...وَ عَلِيٌّ وَلِيِّي‌ وَ نَاصِري‌، وَ مَنْ أضَعُ عَلَي‌ أعْبَاءَ النُّبُوَّةِ، وَ أمْنَحُهُ بِالاِضْطِلَاعِ ، يَقْتُلُهُ عِفْرِيتٌ مُسْتَكْبِرٌ، يُدْفَنُ بِالْمَدِينَةِ الَّتِي‌ بَنَاهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ ذُوالْقَرْنَيْنِ  إلَي‌ جَنْبِ شَرِّ خَلْقِي‌...

 

جلسه اول :دانلود فايل

 

جلسه دوم :دانلود فايل

 

جلسه سوم :دانلود فايل

 

جلسه چهارم :دانلود فايل


موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)
برچسب‌ها: یا فاطمه , حاج آقا ارزیده , معرفت , اهل بیت , سخنرانی

تاريخ : سه شنبه نهم دی 1393 | 23:57 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله) با موضوع:استدراج از دیدگاه قرآن و احادیث

سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)

با موضوع:استدراج از دیدگاه قرآن و احادیث

استدراج در لغت به معنای کم کم و تدریجی میباشد و در اصطلاح قرآن عبارت است از ورود اندک اندک و تدریجی با ظاهری پر نعمت که هلاک دنیوی و اخروی در پی دارد ...

 از جمله مباحث مطرح شده در این مجموعه میتوان به موارد زیر اشاره کرد :

·        معنا و ماهیت وارکان استدراج ...

·        استدراج در سنت الهی ...

·        استدراج در سنتها مطلقه و مقیده ...

·        عوامل و نشانه های استدراج ...

·        مصادیق استدراج در قرآن ...

·        عوامل باز دارنده و درمان استدراج

·        و...

 

جلسه اول : استدراج از مقدمات  ارتکاب  گناه  است  .  

 دانلود فايل

جلسه دوم : معنا و ماهیت استدراج  در قرآن - ارکان  استدراج


دانلود فايل

جلسه سوم : ادامه  بحث  ارکان  استدراج  ( استدراج  سنت الهی  است ، معنا  و ماهیت استدراج  در قرآن  ،  اقسام  سنت های الهی  ) 

 

دانلود فايل

جلسه چهارم :  اقسام سنت الهی  ( سنت  مقیده و مشروطه ) . 

 دانلود فايل

 جلسه پنجم : نتیجه گیری از بحث سنت الهی  .

 

دانلود فايل

جلسه ششم :عوامل استدراج  

  دانلود فايل

 جلسه هفتم : عوامل استدراج

 دانلود فايل

 

جلسه هشتم : علائم و نشانه های استدراج 

 دانلود فايل

 

 جلسه نهم : علائم  و نشانه های استدراج 

 دانلود فايل

 

جلسه دهم : علائم  و نشانه های استدراج 

 دانلود فايل

 

 جلسه یازدهم : عوامل  بازدارنده از استدراج 

 دانلود فايل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)
برچسب‌ها: قرآن , حاج آقا ارزیده , معرفت , قرآن و معرفت , سخنرانی

تاريخ : یکشنبه هفتم دی 1393 | 22:35 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

یا مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف


موضوعات مرتبط: گروه نورالزهرا

تاريخ : شنبه ششم دی 1393 | 16:22 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

السلام علیک یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها

السلام علیک یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها


موضوعات مرتبط: گروه نورالزهرا

تاريخ : شنبه ششم دی 1393 | 16:14 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

شهادت حضرت محسن بن علی بن ابیطالب علیه السلام تسلیت باد

شهادت حضرت محسن بن علی بن ابیطالب علیه السلام تسلیت باد


موضوعات مرتبط: گروه نورالزهرا

تاريخ : شنبه ششم دی 1393 | 15:46 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله) موضوع:حقیقت قرآن

 

حقیقت قرآن

سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)

موضوع:حقیقت قرآن

جلسه اول:دانلود فايل

جلسه دوم:دانلود فايل

جلسه سوم:دانلود فايل

جلسه چهارم:دانلود فايل

جلسه پنجم:دانلود فايل

جلسه ششم:دانلود فايل

جلسه هفتم:دانلود فايل


موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)
برچسب‌ها: حقیقت قرآن , حاج آقا ارزیده , معرفت , قرآن و معرفت , سخنرانی

تاريخ : شنبه ششم دی 1393 | 15:31 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

ماه ربیع الاول مبارک باد

 

ماه ربیع الاول مبارک باد


موضوعات مرتبط: گروه نورالزهرا

تاريخ : جمعه پنجم دی 1393 | 16:49 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله) با موضوع:شناخت و معرفت قرآن کریم (1)

شناخت و معرفت قرآن کریم

سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)

با موضوع:شناخت و معرفت قرآن کریم (1)

جلسه اول:دانلود فايل

جلسه دوم:دانلود فايل

جلسه سوم:دانلود فايل

جلسه چهارم:دانلود فايل

جلسه پنجم:دانلود فايل

جلسه ششم:دانلود فايل

جلسه هفتم:دانلود فايل

جلسه هشتم:دانلود فايل

جلسه نهم:دانلود فايل

جلسه دهم:دانلود فايل

جلسه یازدهم:دانلود فايل

جلسه دوازدهم:دانلود فايل

جلسه سیزدهم:دانلود فايل

جلسه چهاردهم:دانلود فايل

جلسه پانزدهم:دانلود فايل

جلسه شانزدهم:دانلود فايل

جلسه هفدهم:دانلود فايل

جلسه هجدهم:دانلود فايل

جلسه نوزدهم:دانلود فايل

جلسه بیستم:دانلود فايل


موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)
برچسب‌ها: قرآن , حاج آقا ارزیده , معرفت , قرآن و معرفت , سخنرانی

تاريخ : جمعه پنجم دی 1393 | 16:37 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله) با موضوع:شناخت و معرفت قرآن کریم (2)

شناخت و معرفت قرآن کریم

سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)

با موضوع:شناخت و معرفت قرآن کریم (2)

جلسه اول:دانلود فايل

 

جلسه دوم:دانلود فايل

جلسه سوم:دانلود فايل

جلسه چهارم:دانلود فايل

جلسه پنجم:دانلود فايل

جلسه ششم:دانلود فايل

جلسه هفتم:دانلود فايل

جلسه هشتم:دانلود فايل

جلسه نهم:دانلود فايل

جلسه دهم:دانلود فايل


موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)
برچسب‌ها: قرآن , حاج آقا ارزیده , معرفت , قرآن و معرفت , سخنرانی

تاريخ : جمعه پنجم دی 1393 | 16:22 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

شهادت امام رضا علیه السلام تسلیت باد

شهادت امام رضا علیه السلام تسلیت باد

 

 

 



تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 18:41 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

شهادت حضرت رسول اکرم صل الله علیه و آله و سلم تسلیت باد

شهادت حضرت رسول اکرم صل الله علیه و آله و سلم تسلیت باد

 



تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 18:37 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

درس ولایت فقیه استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)

درس ولایت فقیه استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)

چرا مرحوم ايت الله العظمي خميني رضوان الله تعالي عليه انقلاب كرد به خاطر اينكه ولي فقيه بود . ديد كه دين داره توسط شاه به يه جايي مي رسه كه اگر سكوت كنه ديگه چيزي از تشيع باقي نمي مونه . به عنوان اينكه ولي فقيه بود اقدام كرد و مسائل رو اعلام كرد و با توجه به بيعت مردم و پيروي مردم الحمدالله تمام نظرات ايشون به جنبه ي حكومتي هم به بار نشست .

 ولذا حفظ نظام اسلامي جمهوري در اين مملكت در اوجب واجبات است . واجب ترين واجبات يك شيعه اينه كه چهار چوب نظام رو حفظ كنه .

اگر كسي خللي ايجاد كنه ، اگر كسي نظام رو از بين ببره نسبت به تمام خون اين شهدا مديونه .

 توجه داشته باشيد كه حالا كه ولي فقيه ساليان دراز در پرده ي خاصي قرار داشتن و نمي تونستن از مسائل اجرائي حكومت كنند ، حالا كه اومدن ، هر كس كه يه كاري بكنه كه دوباره برگرده به اون مسئله تمام گناه هايي كه از اين به بعد مي شه به گردن او هم هست .

و لذا حفظ نظام براي ما در مكتب ما ، به قول مرحوم حضرت علامه از اوجب واجباته

 

 ان شاالله اين در سها رو داشته باشيم و نظراتمون رو در اين مسئله تطبيق بديم كه خدايي نكرده دچار اعوجاج ديني و سلوكي نشيم . ان شا الله .

 

 

 

                        والسلام عليكم ورحمة الله و بركاته

 


موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)

تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 17:55 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

متن و صوت درس ولایت فقیه استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)جلسه نهم

جلسه نهم:دانلود فايل

تفاوت ولی فقیه با مرجع تقلید - نصب خاص و عام

 

 

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

    بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

الصلوة  والسلام علي اشرف الانبياء و افضل السفراء المقربين ، العبد المؤيد و الرسول المسدد ، المصطفي الامجد ، المحمود الاحمد ابالقاسم محمد ، صلي الله عليه و علي عترة الطيبين الطاهرين والهداة المهديين و لعن الدائم علي اعدائهم و مخالفيهم و معانديهم و غاصبي حقوقهم و منكري فضائلهم من الان الي قيام يوم الدين .

 

براي تعجيل در فرج حضرت حجة بن الحسن روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفدا و براي اينكه خداوند عالم از سرچشمه ي فيوضات بي پايان اون حضرت همه ي ما رو مخصوصا در اين ماه مبارك رمضان با توفيقات بيش از پيش به طور كامل بهره مند بفرمايد همه با هم صلواتي ختم مي كنيم .

 

در مورد ولايت فقيه در مكتب عرفان بحث مي كرديم . امروز ده مورد تفاوتهاي مرجع تقليد با ولايت فقيه رو بحث مي كنيم . در خدمت شما هستيم .

 عرضم به حضور شما كه

 

- تفاوت ولي فقيه با مرجع تقليد

 

- ولي فقيه بناير اصل 5 و 107قانون اساسي از طرف مجلس خبرگان معرفي و اعلام مي شود . يعني ؛ در معرفي و تاييد ولي فقيه جمع كثيري دخالت دارند . مرجع تقليد با تاييد دو عادل كفايت مي كند .

 

 اولين فرقي كه داره ، شما وقتي مي خوايد از كسي تقليد كنيد طبق احكامي كه در دست ماست اگر دو فرد عادل و صالح \ اعلميت يك مرجع رو تاييد كنند به شرطي كه دو فرد عادل ديگه تكذيب نكنند اين فرد براي مرجعيت از طريق شرع مقدس اسلام شايستگي خودش رو پيدا مي كنه . ولي انتخاب ولي فقيه وابسته به دو نفر نيست . بايد به تعداد كثيري از اهل فن و خبره جمع شن و كسي رو براي اين منصب تاييد و اعلام كنند . ولذا شما ها مي ياييد يه سري افرادخبره اي رو كه بهشون اعتماد داريد و اطمينان داريد رو انتخاب مي كنيد اينا ميرن در يه جمعي تمام افراد واجد شرايط رو مورد بررسي قرار ميدن . برترينه اونها رو به ما معرفي مي كنن . ولذا در مرجعيت تاييد دو نفر كافي است . ولي در ولايت فقيه تاييد دو نفر كافي نيست . اين اوليش .

 

دوميش اينه كه ؛

 

2- ولي فقيه در راس نيروهاي اجرايي و قضايي قرار دارد و از اين بابت دستوراتش در مسائل حكومتي لازم الاجراست .

ولي فقيه كسي است كه در راس نيروهاي اجرايي و قضاي قرار داره. خوب رئيس قوه ي مجريه رو شيون ولايت مي گه كه از طريق خودش در مسائل قضا دخالت كنه . و نيروهاي اجرايي و دستوراتي هم كه مي ده دستوراتش در امور حكومتي است. اما مرجع تقليد در نيروهاي اجرايي حاكميت ندارد واز اين بابت نمي تواند اوامر حكومتي صادر كند .

اگر اين مسئله بشه الارشيسمي بوجود مي ايد يعني ؛ هرج ومرج به وجود مي اورد . الان يه فردي است كه بايد قصاص بشه ، قصاص شدن اين بايد تحت نظر ولي فقيه ، نيروهاي قضايي بررسي كنه و توسط ولي فقيه اين قصاص بشه . حالا هر مرجعي بياد برا خودش يه دادگاهي تشكيل بده ، مملكت چي مي شه؟‌هرج و مرج. يا نثلا دستور بده ، هر كه مثلا ، هر مرجعي براي خودش يه دستگاه عريض و طويل براي تعزيرات درست كنه بگه هر كه شراب خورد بگيرد صد تا تازيانه بزنيد اين مرجع مي خواد بزنه ، اون مرجع مي خواد بزنه ، يه حالت الارشيسم، يه حالت هرج و مرجي برا امت حاصل مي شه .

 

سومين تفاوت اينه كه

 

3- ولي فقيه را نمي توان به دلخواه تغيير داد چون پيماني است كه با ايجاب مردم و قبول او صورت مي گيرد . عقدي لازم الاجراست و تامادامي كه خلافي نباشد قابليت تغيير ندارد .

 

 ولي فقيه رو نمي تونيم تغيير بديم الان ولي فقيه توسط شوراي خبرگان معرفي شده و باهاش بيعت كرديم.حالا كه باهاش بيعت كرديم اين بيعت چون يه امر دو طرفه ست تا موارد بيعت به هم نخوره حق تغيير نداريم . يعني ولي فقيه به اين راحتي قابل تغيير نيست .

 

- ولي مرجع تقليد را در صورت تساوي با مراجع ديگر مي توان تغيير داد كه به ان عدول مي گويند .

 

اما مرجع تقليد رو مي شه تغيير داد الان از يه مرجعي تقليد ي تقليد مي كنيد ، مي بينيد كس ديگري از نظر علم از نظر بعضي صفات ديگر از اين مرجع كه داريد تقليد مي كنيد يا بالاتره يا يكسانه. مي تونيد از اين مرجع عدول كنيد به يه مرجع ديگه اي . تازه تو مكه يه چيزهاي ديگه است ،مثلا براي اينكه احرام ببنديد 5دقيقه مرجعتون رو عوض كنيد . البته ما كه اونو به اون صورت قبول نداريم .ولي به اين صورت قبول داريم كه هر كس اگر يه مرجع بالاتر يا تساوي وجود داره مي تونه تغيير بده .

تغيير در مرجعيت هست ولي تغيير در ولايت فقيه نيست . به اين صورت كه هست نيست .

 

4- ولي فقيه تعدد بردار نيست ، يعني دستورات حكومتي براي حفظ وحدت بايد از يك مركز صادر شود ،

 

ولي فقيه تعدد بردار نيست اونهايي هم كه شعار مي دن شوراي رهبري ؛ شوراي رهبري ، هر چه هست در مكتب ما جايگاه نداره . ما مي گيم ولي فقيه . اگر شوراي رهبري رو قبول داشته باشيم اون مي افته تو خط تسنن كه اون سقيفه مقيفه بود .

ما مي گيم ولي فقيه بايد يه نفر باشه تعدد در ولايت فقيه جايز نيست. يعني برا خاطر اينكه الارشيسمي نشه وحدت در جامعه پيدا بشه بايد حتما دستورات حكومتي از يك مصدر صادر بشه . اونم در امامت از امامه و در زمان غيبت از ولي فقيه.

 

- مرجعيت همواره تعدد پذير در زمان غيبت بوده و خواهد بود . اين امر براي استمرار باب مرجعيت مي باشد .

 

ولي مرجع تقليد هميشه تعداد افرادي كه مرجع چي بودن؟ زياد بودن . از زمان غيبت تا حالا همينطوري بوده . الان ما يه ولي فقيه داريم ، ده ها مرجع تقليد . اينم چرا مرجع تقليد تعدد پذير باشه به علت اينكه باب اجتهاد هميشه باز باشه . يعني تحقق در مسائل فقهي هيچ وقت نبايد انسداد پيدا كنه . اگر انسداد پيدا كنه ما به همون سرنوشت  شومي كه اهل تسنن مبتلا شدن ، مبتلا مي شيم . به جهتي در تشيع باب مرجعيت باز بوده . الان اهل تسنن مي خوان در مسائل جديد پيروي كنن ، مثل بيمه ، مثل تقليد .

 مسائل جديدي كه به وجود اومده چون در مرجعيت اهل تسنن در زمان هارون الرشيد بسته شده امكان داره اونا فتوي دادن تو اين مسائل از مراجع جعفري انتخاب كنند .

به خاطر اينكه اگه اين كار بشه باب مرجعيت بسته مي شه .

 

5- ولي فقيه بعد از فوت نمي تواند باز هم رهبر سياسي باشد  و اوامر حكومتي صادر كند .

 

ولي فقيه وقتي كه از دنيا رفت يا از ولايت ساقط شد دستورات حكومتي شم چي مي شه؟ ساقط مي شه. اما مرجع تقليد بنابر كاتبه ي مراجع بقا بر ميت را جايز مي دانند .

 در اوامر حكومتي بعد از وفات ولي فقيه ديگه اوامر ساقته ولي در مسائل تقليدي يه مقلد مي تونه از مرجع قديم پيروي كنه ؛ الان كساني هستند در حال حاضر كه مثلا از آيت الله بروجردي دارن تقليد مي كنند . آيت الله بروجردي قبل از انقلاب از دنيا رفته ولي بازهم الان عده اي هستند كه از ايشان تقليد مي كنن.

من همه ي سؤالات شما رو تو اين نوشتم نوشتم اگر نوشته نبودم توضيح مي دم .

 

6ـ پيروي از احكام حكومتي فقيه برتمام افراد امت حتي برمراجع هم واجب است.

 

وقتي يه ولي فقيه حكم حكومتي صادر مي كنه ، حكم حكومتي ولي فقيه بر همه ي افراد حتي مراجع تقليد هم واجبه ، مثل تحريم تنباكو ، در تحريم تنباكو مرحوم شيرازي وقتي كه حرام كرد مصرف تنباكو رو حتي مراجعي كه در ايران بودن و مرجع بودن و داراي كيا ، بيا ، بودن داراي رساله بودن ، هم لازم بود كه از اين حكم تنباكو استفاده كنن.

 

 مي نويسيم ؛

 

- مرجع حق تقليد از مرجع ديگر را ندارد . وپيروي احكام مراجع بر ولي فقيه واجب نيست .

 

چرا به من ميگن مرجع تقليد؟ براي خاطر اينكه ، من از خودم صاحب فتوي هستم ، حالا من  از نظر من اين شئ نجسه به اين مطلب صد در صد رسيدم ، حالا بگيم چون فلاني ميگه نجس نيست . پس اين علم خودم رو كنار بذارم و بگم اون شئ نجس نيست . مرجع از مرجع ديگه اي تبعيت نمي كنه .

 

7ـ در صورت پذيرش ولايت و بيعت مردم با ولي فقيه ولايت او محقق مي شود .

 

وقتي ميگه ولي فقيه ولايت  رو پذيرش كرد . خود ولي بايد چيكار كنه ؟ اميرالمؤمنين كه اومدن پيشش بيعت مردم رو پذيرفت اگر نمي پذيرفت ولايت او جاري نمي شد . وقتي بيعت مردم رو مي پذيره و قبول ميكنه ولايت او تحقق پيدا مي كنه . مي نويسيم ؛ زيرا ولايت محصول پيمان طرفين است در مرجع تقليد لازم نيست كه مرجع پيروي مقلد را بپذيرد يا نپذيرد . آگاه  باشد يا نباشد . ولي در مرجع تقليد لازم نيست ، من برم بگم حضرت آيت الله العظمي فلاني اجازه مي ديد من ازتون تقليد كنم ؟تو مرجعيت ديگه لازم نيست . چه اجازه بده چه اجازه نده ؟ من مي تونم ازش تقليد كنم . چه آگاه باشه من ازش تقليد مي كنم چه نباشه من ازش تقليد مي كنم اين تقليد چيه؟جاريه و نيازي به عقد دوطرف نيست.

 

8ـ ولي فقيه ميتواند در يك فرد جمع باشد يعني ولي فقيه ميتواند مرجع هم باشد هر مرجعي مي تواند ولي امروز مامدار نيست .

 

ولي فقيه ومرجعيت ميتونه درهم جمع باشه ميتونه مثل الان هم ولي فقيه باشه هم مرجع تقليد . البته مرجعيتش درراه خودش ولايتش هم درراه خودش ولي آياهمه ي مراجع هم ولي فقيه هستند؟ نه.اين هشت

 

9ـ ولي فقيه را  در صورت عدم شرايط و ناتواني در وظايف مي توان عزل كرد . اصل 5 و 109و 111 قانون اساسي در مورد عزل ولي فقيه صحبت كرده .

 

اگر يه ولي فقيه گناه كبيره كرد ، اگر يه ولي فقيه شرايطي رو كه قانون در نظر گرفته ازش سلب شد . اگر يه فقيه در انجام وظابفش اعلام ناتواني كرد  ميشه از ولي فقيهي عزلش كرد .

مرجع تقليد را نمي توان از مرجعيت عزل نمود . زيرا كسي او را به مرجعيت نصب نكرده است تا عزلش نمايد .

ممكنه كه مثلا در مورد حضرت ايت الله شريعت مداري ؛ در مورد ايت الله شريعتمداري او رو عزلش نكردند گفتند اين ديگه الان شرايط مرجعيت رو نداره . عده اي اعلام كردن كه شرايط مرجعيت رو نداره .ولي كسي عزلش نكرد . تا امروز هم كساني هستند كه بقا بر ميت از اقاي شريعت مداري دارن تقليد مي كنن .

 

10- در ولي فقيه علاوه بر اجتهاد در فقه لازم است علومي مانند اگاهي سياسي و مهارت در مديريت و در شرايط گفتيم ها، اطلاع از مسائل بين المللي و ...داشته باشد .

 

ولي فقيه علاوه بر اينكه بايد در فقه قوه ي اجتهاد داشته باشد مجتهد باشه . بايد در مسائل بين المللي هم اطلاع داشته باشه . از مسائل اقتصادي اگاهي داشته باشه ، مديرت داشته باشه ، يعني فقط جنبه ي اجتهاد نيست .

 

مي نويسيم ؛

 

- ولي مرجع وجود 8 شرط كفايت مي كند و نيازي به اطلاع از امور بين المللي ندارد .

 

خدا بيامرزه ، خدا رحمت كنه ، اقاي بهجت يه مرجع جامع الشرايط بود ولي به اقاي بهجت مي گفتي ؛ مثلا امريكاي جنوبي كجاست ؟ به اقاي بهجت مي گفتي الان رئيس جمهور امريكاي جنوبي مثلا با ما چه رابطه اي داره ؟ مي گفت ؛ من نمي شناسم . مي گفتي در انگلستان كدوم حزب الان حاكميت بر انگلستان داره ؟ اين اقاي ساركوزي كه مثلا رئيس جمهور فرانسه است رئيس كدوم حزبه ؟ مي دونست اقاي بهجت ؟‌من يقين دارم از اين چيزها اطلاع زيادي نداشت .

ندونستن اين امور بر مرجعيت اقاي بهجت هيچ منقصه اي رو حاصل نمي كرد . چون لازم نبود بدونه . مسائل بين المللي احتياج نداشت بدونه مثلا حالا ايران اقاي بهجت نه دنبال اين چيزها بود نه اطلاعي از اين امور داشت . نيازي هم نداشت . ولي ، ولي فقيه چي؟ بايد داشته باشه . اگر نداشته باشه مديريت جامعه رو به عهده نمي گرفت .

البته اگر مرجع تقليد هم از اين امور اگاهي داشه باشه براش ضرر نداره . ميگيم واجب نيست بدونه . اگر ندونست هم هيچ منقصه اي براي او نداره .

 

11- ولي فقيه بر مردم كشور خود ولايت دارد ، بر مسلمانان ساير كشورها ولايت ندارد . مرجع تقليد امري فرا مرزي است و مرز براي او حدي ايجاد نمي كند .

 

الان اقاي خامنه اي حفظ الله تعالي ولي فقيه كجاست ؟ ايرانه، بگه نه من بايد در عراق هم ولايت داشته باشم ، عراقيها ولايت او رو نمي پذيرند .

ولي نه ، ايت الله بهجت كه در ايران بود عراقيها هم ازش تقليد مي كردند . الان اقاي سيستاني تو عراقه ،ايرانيها هم ازش چي؟ تقليد مي كنند .

مرجعيت يك امر فرا مرزي است ، يعني مرز حدي براي او ايجاد نمي كنه. ولي ولايت امري مرزي است ، يعني مرزي براي ولايت او هست .

در زمان امير المؤمنين هم همين طور بود . براي فردي كه در شامي كه معاويه بر اونجا حاكم بود ولايت نداشت .

دوازدهمين فرق اينه كه بين ولايت و مرجع هست ؛

 

12- كار ولي فقيه در غيبت تداوم مسئوليت امامت است . يعني اجرا و پياده كردن قوانين اجتماعي اسلام است .

 

 كار ولي فقيه تداوم كار امامته . تداوم كار امامت يعني اون جنبه هاي وظايف اجتماعي كه بايد در زمان غيبت تعطيل نشه ، بايد اجرا بشه. چون در زمان غيبت در جلسه ي گذشته هم گفتم قوانين اجتماعي اسلام تعطيل بشه ، ولي فقيه عهده داره تداوم مسئوليتها ي امام است در هنگامي كه امام در جامعه حضور ندارد .

 

وظيفه ي مرجع تقليد در زمان غيبت تداوم نبوت است . يعني تبين و ابلاغ احكام شريعت مي باشد .

 

ولي كار مرجع تقليد مثل كار نبوته . پيغمبر مي ياد مي گه اينجا نماز نخونيد ، اينجا نماز بخونيد، اين نماز اين طوريه ، اون نماز رو اونطوري بخونيد ، روزه در اين شرايط بايد اين طوري گرفته بشه ، يعني امور فردي . كار مرجع دستور دادن در مسائل شرعي است . يعني كاري كه پيغمبر مي كنه تداوم مي ده . ولي، ولي فقيه كاري كه امام مي كنه تداوم مي ده.

سيزدهمين فرق بين ولي فقيه و مرجع كه داره ،

 

13- لازم نيست كه ولي فقيه اعلم باشد ، يعني از همه ي فقها ي زمان خود عالمتر باشد .

 

لازم نيست كه ولي فقيه اعلم باشه . يعني از همه ي فقهايي كه هستند علم فقهش بيشتر باشه . اين لزومي نداره .

 ولي مرجع بايد اعلم باشد يعني از علماي زمان خود عالمتر باشد.

ولي مرجع بايد حتما چي باشه؟ اعلم باشه .

البته يكي از مسائلي كه در قانون اساسي اوليه بود و بعد اصلاح شد ، همين بود . در قانون اوليه امده بود كه ولي فقيه بايد مرجع باشد و اعلم باشد . اگر اينطوري مي شد رهبري اقاي خامنه اي حفظ الله تعالي دچار مشكل مي شد . بعد عوض كردن گفتن ،ولي فقيه مجتهد باشه . يعني قوانين الهي اسلام رو به اون اندازه اي كه لازم است وارد باشد . ديگه اعلم باشه كار ماها ول مي شد .

حالا ممكنه الان يه ولي فقيه به علت در گيري در مسائل اجتماعي از تدريس عقب بيفته . يه مرجع ديگه بياد تحصيل كنه بره بالا حالا كه اين اعلم شد پس اين ولايت فقيه بايد ساقط بشه!!بره كنار. نه همچين چيزي الارشيسم ايجاد مي كنه ، بي نظمي ايجاد مي كنه .

و لذا بنابر اين دين و شريعت اينه كه ولي فقيه بايد مجتهد باشه .  اعلم بودنش ضرورتي نداره .

نه اينه اگر اعلم نبود فايده اي نداره، مي گيم اعلميت شرط نيست اگر هم باشه خيلي خوبه .

 

14- اگر بين حكم ولي فقيه و مراجع تقليد اختلاف باشد ، اگر بين حكم فقيه و مراجع تقليد اختلاف افتاد .

 

الان مثل اقاي خامنه اي مي گه مثلا فرضا اهل كتاب پاكند اقاي فلاني مي گه اهل كتاب نجسن شما بايد چكار كنيد ؟

مي نويسيم؛

 

- در اين صورت اگر فتواي شرعي باشد هر كدام از مقلدين بايد از مرجع خود پيروي كنند .

 

اگر اين حكمي كه در مورد اختلافه فتوي است ، يعني حكم شرعي ، مثل اين چيزي كه گفتم ، مقلدين هر كس بايد از كسي كه تقليد مي كنند بايد طرفداري كنند .

مثلا كساني كه مقلد اقاي خامنه اي هستند اهل كتاب رو پاك مي دونند . اوني كه پيرو كسي ديگه است پاك ندونه اين يه فتوي است .

 

- اگر حكم حكومتي باشد حتي بر مرجع هم اجراي ان لازم مي باشد .

 

يعني اگر يه امر حكومتي باشه ، ها، اگر مورد اخلاف باشه كه حكم است يا فتوي بنا بر منافع جامعه و حفظ وحدت امت نظر ولي فقيه لازم الاجراست .

حالا كه ندونستيم اين فتوي است يا حكم ، چي؟ اختلاف پيدا شد ، بعضي ها گفتند حكمه ، بعضي ها گفتند فتوي است به خاطر اينكه جامعه از اين مسئله حفظ بشه لازمه كه نظر كي رو اجرا كنن ؟ ولي فقيه.

البته اين مطالبي رو كه دارم مي گم در تاريخ اسلام بين ، مخصوصا در زمان ائمه هدي اتفاق افتاده و موارد اختلافي نظر ولي فقيه يعني كسي كه حاكمه جامعه است حاكمه . به خاطر حفظ وحدت . متوجه شديد .

مينويسيم

 

- تذكر اين كه ؛ ولايت فقيه مشروعيت خود را از امام مي گيرد كه رابطه ي طولي بين او و امام برقرار باشد .

 

يه رابطه ي طولي نگاه كنيد ، اين ولي فقيه بايد با امام چي باشه ؟ امام هم از خدا ، يعني بايد مشروعيتش رو از كي مي گيره ؟ از امام مي گيره . دقت كنيد . مشروعيتش رو از كي مي گيره ؟ از امام مي گيره .

 

ولايت مشروعيت خود را از امام مي گيرد كه ؛ با وجود شرايط خاص داراي اين مشروعيت مي شود .

 

امام گفته ، كسي بايد باشه كه اين شرايط رو داشته باشه . اگر كسي اين شرايط رو پيدا كرد يعني به اين مقام چيه ؟‌رسيده كه

 

- يعني نصب از سوي امام به دوگونه است ؛

 

- نصب خاص؛ يعني امام فرد معين و مشخصي را براي ولايت بر مي گزيند . مثل مالك اشتر ، مثل مسلم بن عقيل .

 

- نصب خاص ؛ يعني يه فرد معين و مشخصي رو با يه اسم مشخص و خصوصيات مشخص معين مي كند .

 

حضرت امير المؤمنين مالك اشتر رو بهش ولايت مي ده بره مصر از طرف من ولي فقيه اونجا باش . درست شد .

مثل حضرت مسلم بن عقيل ؛ حضرت مسلم بن عقيل از جانب حضرت امام حسين عليه السلام ماموريت يافت كه بياد كوفه تا زماني كه حضرت ابي عبدالله مي ياد كوفه در اونجا چي بشه؟ ولي فقيه بشه . درسته يا نه؟ اينو بهش مي گن نصب خاص .

 

- نصب عام ؛ نصب عام يعني اينكه امام افرادي با شرايط خاص براي اين امر معرفي مي فرمايد . ولي فقيه با احراز اين شرايط نصب عام از سوي امام دارد . درست شد .

 

ولي به خاطر اينكه مسائل امنيتي هست و مسائل بعدي هست ، مثلا امام ، حضرت حجة بن الحسن داره غيبت مي كنه نمي تونه افراد معيني رو با اسم انتخاب كنه . ميرن مي كشنشون . يكي از مسائل غيبت براي حفظ جانه ديگه . حالا چيكار كنه ؟ بعدم اسامي افراد رو كه معرفي كنه اين افراد ممكنه عصمت نداشته باشن برا اين كا مي ره چيكار مي كنه ؟ با شرايط .

حالا كسي كه شرايط اين امر رو پيدا كرد خود به خود از سوي امام چي مي شه ؟ نصب مي شه . نصب چي مي شه ؟ نصب عام پيدا مي كنه . فهميديد يا نه؟ متوجه شديد ؟

 

- مجلس خبرگان تطابق شرايط ولي فقيه را با ولي فقيه بررسي كرده و اعلام مي نمايد .

 

حالا مجلس خبرگان ولي فقيه انتخاب مي كنه؟ ها ؟ نه . مجلس خبرگان فقط تصديق مي كنه بر ما معين مي شه كه اين فرد نصب عام بر اين مسئله چي شده؟ ها؟

 كه مجلس خبرگان و مردم در نصب ولي فقيه دخالت مستقيم ندارند .  

ما نيستيم كه مشروعيت مي ديم . مجلس خبرگان نيست كه مشروعيت به ولي فقيه مي ده . چه چيزي به ولي فقيه مشروعيت مي ده؟ اين شرايط .

تا اون شرايط هست ولي فقيه در اين مسئله نصب عام شده و بر ما هم لازمه كه بريم به جهت اينكه احكام اجتماعي اسلام در اين دوران تعطيل نشه.

در زمان غيبت وظايف امامت در جامعه تعطيل نشه بريم تحت ولايت او قرار بگيريم . كه به اين مي گن ولايت مثبت كه مسائل ديني در جامعه پياده بشه .

ولي توجه داشته باشيد اين ما نيستيم ، فرق مي كنه با رئيس جمهور . رياست جمهوري شما راي مي ديد فلاني مي شه رئيس جمهور . رياست جمهوري ، رياست جمهور با راي شما قانوني مي شه . ولي در مسئله ي ولايت فقيه چه شما راي بديد چه شما راي نديد در نصب عام ولايت فقيه تاثيري نداره .

چه مردم با مالك اشتر بيعت كنند چه مردم با مالك اشتر بيعت نكنند ، مالك اشتر از طرف امام ولي فقيه است . منتهي فرق مالك اشتر با ولي فقيه اينه كه ولي فقيه رو با شرايط اعلام كردن. نصب عامه. نصب خاص رو با اسم معرفي كردن .

حالا توجه كنيد بله ما يه ولايت فقيه كرديم ! نخير . ولي فقيه رو كي كرده ،خدا ، امام، و اون شرايطي كه در اون هست . و لذا تا زماني كه اين شرايط هست ولي فقيه از جانب امام به صورت عام منصوب مي باشد .

من فكر مي كنم تمام چيزهايي كه لازم بود خدمتتون عرض كردم .

حضرت علي اون موقع كه بودن ، حضور جسميشون هم بود ، الان حجة بن الحسن نيست چطوري تعيين كنه؟ نمي توني ببيني كه ، اونم كه نمي تونه ببينه ، حالا بايد يه جوريم باشه كه هممون قبول كنيم

مثلا قبل از اينكه غيبت كنه شرايطش رو گفته . حالا كه شرايطشو گفته رفته . بايد افراد خبره بيان بشينن اين شرايط رو در يه فرد تطبيق بدن . فرداي قيامت همه مسئولند .

 خوب اين مجموعه ي چيزهايي بود كه در ولايت فقيه ما گفتيم . فقط يه مسئله ولايت فقيه دو تا بحثه ديگه مونده و اون عبارت است از اين كه ؛

ثابت كنيم ولايت فقيه رو كه علما اومدن براي اينكه ولايت فقيه رو ، نه اينكه شخص ولي فقيه رو چي رو؟ اصل ولايت فقيه رو لزومش رو در جامعه ثابت كنن به چند دليل متوسل شدند .

مثلا ؛ دلايل عقلي ، اومدن با دليل عقلي ، مثلا يكي از اينها « برهان لطفه» يعني اينكه حكومتي واجد شرايط در جامعه اگر از طرف خدا معرفي بشه ، خدا به اين افراد لطف كرده . لطف خدا بر جامعه واجبه . پس بر خدا واجبه كه يه افرادي رو كه واجد شرايط باشن در جامعه داشته باشيم .

بعدش يه سري احاديثه . مثل ، مقبوله ي عمر بن حنضله كه امام صادق به عمر بن حنضله مي گويد ؛ برو فلان جا من تو رو در اونجا حاكم قرار دادم و رضايت به حاكميت تو دادم.

احاديثي كه دال بر ولايت فقيه در زمان خود ائمه اطهاره ، مثلا مي گيم رابطه ي امام حسين و مسلم بن عقيل چه رابطه اي ؟ چه رابطه اي ؟‌ولايت فقيه . چون مسلم كه معصوم نيست . چون يه سري شرايط خاص داشته و اين شرايط رو ما امروز قبول مي كنيم ، ميگيم ؛ مثلا مسلم بن عقيل داراي چه شرايطي بوده كه از طرف امام حسين به عنوان ولايت كوفه براش انتخاب شده؟ همون شرايط رو مي ايم در اينجا در نظر مي گيريم و مجموع شرايطي كه اينجا عرض كردم ده تا شرطها رو علما در اوردن در طول تاريخ به همين مبنا حكم كردن . حالا يه زماني بوده كه ظاهرا در اون زمانها گذشته ولايت ديني تحت حاكميت ولي فقيه بوده .

مثل همين تحريم تنباكو ي اقاي شيرازي . شما به چه اجازه اي حكم تحريم تنباكو مي ديد ؟ ميگه به خاطر اينكه من ولي فقيهم . من كاري به ناصر الدين شاه ندارم .

قوانين اجتماعي رو ما بايد در زمان غيبت پاسداري كنيم .

وقتي در زمان شاه اسماعيل كه داشت چيز مي كرد ؛ شاه اسماعيل خودش رو موقعي شاه دونست كه صلاحيت او از طرف مراجع تقليد اون زمان صادر شده بود . و مي بينيم كه در طول تاريخ دست مراجع ما در چها چوبه ي نظام حكومتي نبودن ولي در همين جايگاه خودشون عهده دار وظايف اجتماعي بودن . و هر وقت كه لازم شده از حكم ولايت خودشون استفاده كردن .و در اين مسئله وارد شدن .

مثل زمان رضا شاه . چرا علما با بي حجابي در افتادن ؟‌به خاطر اينكه اون ولي فقيه كه لازمه مثل ف مرحوم ميرزا حسين قمي كه امد ايران بست نشست و كفن پوشيد به خاطر اينكه اينها عهده دارمسائل اجرايي بودند .

چرا مرحوم ايت الله العظمي خميني رضوان الله تعالي عليه انقلاب كرد به خاطر اينكه ولي فقيه بود . ديد كه دين داره توسط شاه به يه جايي مي رسه كه اگر سكوت كنه ديگه چيزي از تشيع باقي نمي مونه . به عنوان اينكه ولي فقيه بود اقدام كرد و مسائل رو اعلام كرد و با توجه به بيعت مردم و پيروي مردم الحمدالله تمام نظرات ايشون به جنبه ي حكومتي هم به بار نشست .

 ولذا حفظ نظام اسلامي جمهوري در اين مملكت در اوجب واجبات است . واجب ترين واجبات يك شيعه اينه كه چهار چوب نظام رو حفظ كنه .

اگر كسي خللي ايجاد كنه ، اگر كسي نظام رو از بين ببره نسبت به تمام خون اين شهدا مديونه .

 توجه داشته باشيد كه حالا كه ولي فقيه ساليان دراز در پرده ي خاصي قرار داشتن و نمي تونستن از مسائل اجرائي حكومت كنند ، حالا كه اومدن ، هر كس كه يه كاري بكنه كه دوباره برگرده به اون مسئله تمام گناه هايي كه از اين به بعد مي شه به گردن او هم هست .

و لذا حفظ نظام براي ما در مكتب ما ، به قول مرحوم حضرت علامه از اوجب واجباته

 

 ان شاالله اين در سها رو داشته باشيم و نظراتمون رو در اين مسئله تطبيق بديم كه خدايي نكرده دچار اعوجاج ديني و سلوكي نشيم . ان شا الله .

 

 

                        واسلام عليكم ورحمة الله و بركاته

     

 

 


موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)

تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 17:49 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

متن و صوت درس ولایت فقیه استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)جلسه هشتم

جلسه هشتم:دانلود فايل

 

 شرایط ولی فقیه - وجود شرایط ولی فقیه بطور کامل در وجود رهبر معظم انقلاب ( دام ظله )

 

تصویر اصلی 

      اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

    بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

الصلوة والسلام علي اشرف الانبياء و  المرسلين و افضل السفراء المقربين ،العبد المؤيد والرسول المسدد المحمود الاحمد ابا  لقاسم محمد صلي الله عليه و علي عترة الطيبين الطاهرين و الهداة المهديين و لعن الدائم علي اعدائهم و مخالفيهم و معانديهم و غاصبي حقوقهم و منكري فضائلهم من الان الي قيام يوم الدين .

 

براي تعجيل در فرج حضرت حجة بن الحسن روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء و براي اينكه خداوند عالم از سرچشمه ي فيوضات بي پايان اون حضرت ما رو به طور كامل بهره مند بفرمايد همه با هم صلواتي ختم مي كنيم .

 

داشتيم در مورد ولايت فقيه در مكتب عرفان بحث مي كرديم ،مي خواهيم ان شا الله ولي فقيه رو بحث كنيم . ولي فقيه بايد داراي چه شرايطي باشد ؟ در جلسه ي گذشته به محضر مبارك شما عرض كرديم كه تكليف در دوران غيبت ساقط نمي شه و بايد قوانين اجتماعي اسلام در دوران غيبت هم اجرا بشه . منتها مجريش بايد داراي شرايطي باشد . و اين فرد از طرف حضرت حق صلاحيتش مورد تاييد واقع باشد . منتها ولي رو با اسم انتخاب كرده اما ولي فقيه رو با صفت .

شرايط ولي فقيه يكي اين است كه

 

1- مجتهد جامع الشرايط ،مجتهد چي؟ جامع الشرايط .

 

مرجع با مجتهد فرق مي كنه. اصولا اصل فقاهت براي ولايت فقيه از اساس شرايط اين امر مي باشد . ما يه ولي فقيه داريم ، ولي ، فقيه، فقيه يعني چي؟ كسي كه مجتهد باشد داراي فقاهت باشد .

 

- اين شرايط عبارت است از؛

 

- مرد باشد .

 

ما معتقديم كه ولي فقيه نمي تونه زن باشه . چرا مرجع هم بايد مرد باشه ؟ چون مرد جزء اساس ولي فقيه است در مكتب عرفان.

 

- بالغ باشد .

- عاقل باشد

- حلال زاده باشد

- شيعه دوازده امامي باشد .

- عادل باشد

- زنده باشد .

 

  7تا شرط رو بايد داشته باشه . البته اعلميت ماله مرجعيته . اينو يادتون باشه . ولي اين 7تا رو بايد داشته باشه . يعني كسي مي تونه ولي فقيه باشه كه در اساس و اول امر اين 7 تا رو داشته باشه . البته فقاهت رو با اين شرايط ندارند ، البته 8 هم بايد مجتهد باشند ، يعني در مسئله ي فقه به درجه ي اجتهاد رسيده باشن اين شرايط جزو اموري است كه از نظر مكتب عرفان وجودش از اساس كاره.

دوم

 

2- صفات ويژه اي كه امام قرار داده است . چهار صفتي كه امام در اين امر شرط فرموده اند

1-حافظاً لدينه( حافظ دين)

2- صائنا لنفسه ( نگهدارنده ي نفس)

3- مخالفا علي هواه ( مخالف با هواي نفس)

4- مطيع لامر مولاه ( تسليم و اطاعت محض در برابر خداوند )

 

اينم شروطي است كه امام عليه السلام ،

حضرت امام حسن عسگري فرمودند « فمن كان من الفقها، حافظ لدينه ، صائنا لنفسه ، مخالفا علي الهواه ، مطيعا لامر مولاه ... »

 

سومين

 

3- ( شرط ولي فقيه)  ؛ قدرت رهبري و مديريت داشته باشه ،

 

مينويسيم ،

 

- اين شرط ، شرط عقلي است كه همه ي عقلاي عالم در انتخاب رهبر آن را قيد مي نمايند .

 

شرط عقلي است كه كسي قدرت رهبري و مديريت نداره ،قطعا نمي تونه در اجراي موازين الهي موفق باشه .

 اين شرط لازمه ي وجودي هر رهبري است كه اينكه مسلمان باشد يا غير مسلمان كه بتواند از عهده ي امور جامعه برايد .

يه شرط عقلي چه مسلمون باشه چه غير مسلمون ، قدرت رهبري و مديريت او بايد داشته باشه. شما مي بينيد كشور هاي غير مسلمون ، كشورهاي غير اروپايي هم اگر مي خوان يه رئيس جمهور انتخاب كنن اون رئيس جمهور بايد داراي قدرت رهبري و مديريت باشه .

 

4- مدبر بوده و داراي حسن تدبير باشد .

 

- بديهي است كه يك رهبر بايد عاقبت انديش و چاره جو باشد و در انجام تكاليف اجتماعي اسلام داراي برنامه و حسن تدبير باشه .

 

بديهي است كه يه رهبر بايد عاقبت انديش باشه . البته بازم هر كشوري كه رهبرش مدير و مدبر و برنامه ريز باشه اون امت و اون جامعه در برنامه ريزي او به كمال برسه و استفاده هاي لازم رو بكنه .

 

- ائمه ي هدي عليه السلام اين شرط رو از شرايط حتمي يك رهبر اسلامي دانسته اند .

 

- ائمه ي هدي هر جا سخن از رهبر و شرايط رهبري به ميان اورده اند ، مسئله ي حسن تدبير را به عنوان شرطي مهم قيد فرموده اند .

 

- ائمه ي هدي هر جا سخن از رهبري گفتن حسن تدبير رو از شرايط مهم قيد كردن.

 

من دو تا حديث براي شما نوشتم ؛ حضرت علي عليه السلام از جمله فضائل خود براي رهبري فرموده است كه ؛ اين در ( احتجاج شيخ طبرسي جلد 1 صفحه ي 95 ) امده است كه فرموده؛

« ان اولا به رسول الله» من نزديك تر از همه به پيغمبر بودم « و اعلمكم به عواقب الامور، و اعلمكم به عواقب الامور » و از همه ي مردم و از همه ي اينها كه ادعاي رهبري مي كردند به عاقبت او عالمتر بودم و اطلاع بهتر داشتم .

يه حديثم از امام باقر عليه السلام فرموده بد نيست كه من قيد كنم . امام باقر عليه السلام از رسول خدا صلي الله عليه و اله و سلم براي رهبر سه شرط ذكر فرموده اند ( كافي جلد 1 صفحه ي 236) حضرت امام محمد باقر عليه سلام فرموده از پيغمبر « لا يصلح لامامه» امامت و رهبري اصلاح نمي شود « الا لرجل فيها ثلاثه خصال» مگر براي فردي كه سه شرط باشد ، اصلاح نمي شود امامت مگر اينكه مردي باشد كه سه شرط رو داشته باشه « ورع يجزء عن المعاصي» ورعي داشته باشد كه با ان بر غضبش حاكم شود « و حسن الولايه، وحسن الولايه علي من يدي حتي يكون ... » حسن ولايتي كه نسبت به رعايت مانند پدري مهربان باشه .

اين چهارميش بود ، اينه كه مدير باشه و حسن تدبير داشته ياشه.

 

5- پنجمين شرط اينه كه ، امين باشه و امانت دار باشه . مي نويسيم در ( سوره ي يوسف ايه ي 55) 

 

حضرت يوسف خود را چون واجد شرايط مي دانست لايق رهبري مي ديد . « قال اجعلني خزائن العرض» به عزيز مصر گفت منو بذار براي اجراي امور اقتصادي چرا؟ « حفيظ امين» چون من امينم . يكي از شرايط رهبري براي خودش رو امين بودن مي دونست .

امام حسين عليه السلام در ( تفحة العقول) مي فرمايند كه ؛« مجار الامور بيده العلماء باالله الامناء علي حلاله و حرامه» جريان همه ي كارها ي اجتماعي بايد به دست فقيهاني باشد كه امين بر حلال و حرام الهي هستند .

البته خيلي از علما اين حديث رو براي اثبات ولايت فقيه هم اوردن . امانت داري فقط در جنبه ي مال نيست بلكه ولي فقيه بايد در تمام امور مسلمين امانت دار باشه ، احكام ، عقايد ، اموال ، نواميس،و....

بايد هم نسبت به احكام الهي امانتدار باشه هم نسبت به عقايد و اعتقادات مردم امانت دار باشه ، هم نسبت به اموال مردم ، هم نسبت به نواميس مردم، هم نسبت به حقوق مردم ، يعني امانت داري در يك ولي فقيه نباشه ، باشرايط ديگه باعث مي شه اونو با ساير افراد زياد توفيري نداره.

خيلي از كساني كه اومدن كه دانشمند بودن ، تيمور لنگ خودش فقيه بود . فقيهي بود كه ، ولي امين جامعه اش نبود .

 

ششمين شرطي كه براي ولي فقيه عنوان كردن

 

- زاهد و فروتن باشد .

 

قال علي عليه السلام ( نهج البلاغه خطبه ي 209) حضرت فرمودند « ان الله تعالي فرض علي ائمة الارض عدل ان يقدر انفسكم به ضعفة الناس »‌خداوند واجب فرموده است ؛ يعني كه ، كسي كه مي خواهد ولي فقيه باشد اين شرط براش واجبه. « ان الله تعالي فرض» واجب كرد بر فرمانروايان عادل كه قرار دهند « ان يقدر انفسكم» خود را در سطح پايين ترين مردم يعني نحوي زندگي و ارتباط با مردم براي ولي فقيه بايد در حد مردم باشد. نه اينكه فرعونيت داشته باشد . حالا من ولي فقيهم بيايد جلو من تعظيم كنيد !!

حضرت علي عليه السلام وقتي امد ايران در اون موقع ديد مردم ميرن طرف حكام تعظيم مي كنند ، گفت : اسلام امده تا اين رو از شماها بگيره .

 

- هفتم عارف به حلال و حرام الهي باشه.

 

امام صادق عليه السلام در شرايط رهبري قيد كرده اند كه اين در ( وسائل الشيعه جلد 18 صفحه ي 99) امده . حضرت امام صادق قيد فرموده اند كه « ينظر ان كان منكم ممن قدرنا حديثنا » توجه كنيد بر كساني كه از شما هستند « ممن قدرنا حديثنا» اناني كه روايت مي كنند حديث ما رو « ونظر في حلالنا و حرامنا» و دقت م يكنند در حرام و حلال ما « و عرف احكامنا » و اگاهي بر احكام ما دارند « فااليرض به الحكم» پس رضايت دهيد كه او ولي فقيه شما باشد «و اني قد جعلك عليكم حاكما» امام صادق فرمود ، من چنين فردي را براي شما رهبر قرار مي دهم . و اني يعني من قرارش مي دم . من به عنوان امام اين فردي كه حديث ما رو نقل مي كنه حلال ما رو براي شما و حرام ما رو دقت مي كنه و اگاهي به امور احكام ما داره من اينو براي شما به عنوان ولايت فقيه نصب مي كنم . اين هفتميش .

 

8-اگاهي به مسائل بين المللي و اجتماعي روز باشه ، اين شرط نيز عقلا در رهبري چه مسلمان و چه غير مسلمان ضرورت دارد .

 

به مسائل بين المللي اگاهي داشته باشه ، از مسائل جهاني اطلاع داشته باشه . من خودم دو سه تا از نوارهاي درسي يكي از علماي قم رو گوش مي كردم ، دارم بهتون مي گم من به عنوان يه فردي كه صادقم دارم حرف مي زنم ؛ داشتم گوش مي كردم ، مقلد داره مرجع تقليده ؛ ميگه يه نفر بايد بره به اين اقاي تاچر بگه ، يعني نمي دونه كه نخست وزير انگليس زنه !!يه مرد نيست!! ببينيد حالا اين اقا بياد بشه رهبر .

جامعه ي ما الان يه جامعه اي نيست كه دور ايران ديوار كشيده باشيم ، الان جامعه يه جامعه بازه ، ديوار نيست . اين ارتباط بين المللي در كار بايد باشه و لذا اگر يه رهبر از مسائل بين المللي اطلاع نداشته باشه جامعه به سقوط كشيده مي شه . ما اگر ندونيم تو دنيا چه خبره ، ندونيم دشمنان ما براي ما چه تهديدي كردند ، در مقابل مسائل دشمن امادگي نداشته باشيم . اين شرط جزء رهبري نيست ؟ اين شرط حتي براي يه يهودي كه مي خواد رهبر بشه لازمه . و به خاطر اينكه امتش نابود نشن از مسائل بين المللي و اجتماعي چيه؟ اگاهي داشته باشه .

 

9-حكومتش را ابزار دين كند نه دين را وسيله اي براي حكومت.

 

نهمين شرطش اينه كه مثل امير المومنين باشه ، حكومتش رو براي  دين بخواد نه اينكه مثل عمر باشه دين رو وسيله ي كنه براي حكومت خودش.

اين از شرايط بسيار مهم رهبران حق در مقابل رهبران باطل بوده كه عمر و معاويه و ...دين را ابزاري براي حكومت خود كرده اند . پيامبر و علي و امام عصر حكومت را ابزار براي دين مي نمايند .

در تاريخ ديديم كه رهبران باطل كساني بودند كه اومدن دين رو ابزار حكومت خودشون كردند .

دين رو گرفتند براي اينكه بر مردم حاكم بشن و لذا گزينشي رفتار مي كردند . دلشون مي خواست نماز جمعه رو چهار شنبه بخونن و از اين قبيل كارها كه در تاريخ كرده اند .

مي نويسيم ؛ ولي فقيه در ولايت خود بايد در اجراي قوانين اسلام از حكومت خويش استفاده كند . ولي فقيه حق ندارد براي حكومت خود از دين به عنوان ابزار بهره ببرد .

حكومت رو بايد ابزار كنه براي دينش . يعني ، اصل براش چي باشه؟ دين باشه . اصل ايمان باشه ، اصل اجراي قوانين باشه ، نه اصل حكومت باشه . اگر اصل حكومت بود علي حق نداشت كه بره بشينه تو خونش . چرا علي تو خونش نشست ؟ به خاطر اينكه اصل چي بود ؟ دين بود و دين بود . حكومت ابزار بود .

 

10- صفات جانبي  افضليت. يعني ؛ بعضي از صفاتي كه موجب برتري و فضيلت  مي شوند . بعضي از صفاتي كه بايد داشته باشد موجب فضيلته.

 

- اين صفات به طور كلي به عنوان صفات حسنه در دين ما ذكر شده است ؛ مانند شجاعت ، اگر يه ولي فقيه شجاع باشد خيلي بهترمي تونه كارها رو انجام بده .

 

- مثل صداقت ، قران مي گه« و لا تتبع المكذبين» (10سوره ي قلم) يعني اگر يه شخصي دروغ گفت ، از دروغگوها فرمان برداري نكنيد . ولذا صداقت يكي از شرطهايي است كه ولايت فقيه داشته باشد .

مثل تقوا ، « ان اكرمكم عندالله » يعني كسي كه فقيه مي شه مي خواد از مردم بالاتر باشه در مسئله ي تقوا هم بايد بالاتر باشه .

عدم اسراف « و لاتطيعو امرا للمسرفين» (ايه ي 151سوره ي شعرا» قران صريحا مي گه اطاعت نكنيد از كساني كه اهل اسرافند .

مانند نداشتن بخل ، حسد ، غضب، اين ده تا رو گفتند از شرايط ولي فقيه .

 

 حالا نگاه كنيد در زمان غيبت خدا توفيق بده يه فردي رو كه اين ده تا شرط رو باهم داشته باشه ، ديگه شكي در اين نيست كه اين فرد مي تواند احكام اجتماعي اسلام رو اونطور كه خدا مي خواد ، اونطور كه پيغمبر مي خواد ، اونطور كه حجة بن الحسن مي خواد در جامعه پياده كنه.

عقل ببينيد چي مي گه؟ ايا اگه كسي ده تارو داشت رهبريشو شما مي پسنديد يا يه نفري كه اينها رو نداشت . ؟

اونهايي كه با اين ولايت فقيه مشكل دارن عقل ندارن. درايت ندارن ، فهم ندارن. نمي دونن اين ادم عالم در رهبري  بهتر از يه ادم جاهله، يه ادم صادق بهتر از يه ادم غير صادقه، اينا اينها رو نمي دونن اين چيزها رو . ولذا بعضي از اينها كه با ولايت فقيه مخالفت مي كنند من لااقل در هيچ چيزشون شك نكنم . لااقل در عقلشون شك مي كنم.

 

مي نويسيم؛

 

 

- شرايط ولي فقيه به طور كامل در وجود حضرت ايت الله العظمي سيد علي خامنه اي مد ظله العالي وجود دارد.

 

ممكنه بگيد اقا شرايط ولي فقيه كلي ؛ مي گيم همه ي اين شرايط  به طور كل در رهبر معظم انقلاب الان موجوده.

 

- زيرا قطعا در رهبري ايشان عنايت الهي و توجهات ولي عصر عجل الله تعالي فرج الشريف وجود داشته.

 

وقتي علامه مي فرمايد وقتي ما شنيديم اقاي خامنه اي رهبر شده راحت سردر متكا گزاشتيم يه ارتباطي ر ايشون با عوالم غيب مي بينند كه ميگه.

 

2-بنيان گذار انقلاب او رو به صورتهاي مختلف براي اين امر تاييد نموده است . مثل اينكه او را بارها برادر خوانده است.

 

مرحوم سيد احمد خميني يه روز نشسته بود ادم صادقي بود ، يه روز من بهش گفتم در حالي كه اقاي خامنه اي تو هند داشت اونجا رو بازديد مي كرد ، مي گه من به پدرم گفتم بعد از شما رهبر كيه ؟ گفت ايشون . از ايشون بهتر كي رو مي خواي سراغ داشته باشم .

تاييداتي از ايشون كه در كتب هست من نمي خوام وارد بشم .

 

3- قانون اساسي ايشان را در اين صفات تاييد نموده است .

4- اولياء الهي از جمله مرحوم علامه روحي فداايشان را به طور دقيق در اين امر تاييد فرموده است . ( وظيفه ي فرد مسلمان صفحه ي 192)

 

يه صلوات ختم كنيد من اينو بخونم.

 

من وظيفه ي فرد مسلمون رو اوردم بخونم براي شما . شما هم يه صلوات بفرستيد . ايشون مي فرمايند همچنين بعد از رحلت اية الله خميني كه عنوان رهبري را به جناب اقاي رهبري را به جناب اقاي حاج سيد علي خامنه اي سپرده اند در اينجا هم بايد وظيفه ي خودمان را بدانيم چون بدون اشكال از اين به بعد عنوان مرجع تقليد از حكومت جدا شده . ايشون مي فرمايند كه از نقطه نظر از اينكه بيعت با ايشان هم بر اساس رهبري بعد از ايت الله خميني بوده است اطاعت ايشان در امور سياسي و اجتماعي كه لازمه رهبري است. ببينيد مولاي ما داره مي گه . ها. اطاعت از ايشان در امور سياسي و اجتماعي كه لازمه ي رهبري است واجب مي باشد . كلمه ي چي رو برده واجب .

يعني هر كس خطا كند حرام است . الحمدالله ايشان هم فردي است اگاه ، مدبر ، متدين ، و بنده اگر چه تا به حال ايشان را ملاقات نكرده ام ولي يك روز شهيد مطهري امده بود منزل ما . از ايشام سؤال كردم چه افرادي د ر شوراي انقلاب شركت دارند ؟ ايشان چند نفر اسم بردند كه من يكي از انها را كه اقاي خامنه اي بود كه در ان روزها چندان هم در بين مردم معروف نبودند ، بعد از ايشان پرسيدم چطور ادمي هستند ؟ گفت : ادم خوب ، ببينيد هم علامه هم اقاي مطهري ، ادم خوب و وزين و عاقل و مدبر و مجاهدي است و خلاصه اقاي مطهري از ايشان تعريف كرد و در اين هفت و هشت ساله هم كه زمام امور به دست ايشان بوده است انچه به گوش ما خورده است خدمات خوبي بوده است . چه از نظر خطبه هايي كه در نماز جمعه ايراد كرده است چه مسافرتهايي كه به خارج داشته اند. و چه ملاقاتهاو مصاحبه هايي كه كرده اند و چه خدماتي كه براي اعلي  اسلام و مسلمين انجام داده اند .

خلاصه من حيث المجموع يك ادم جا افتاده و عاقل و دلسوزي براي دين گفتم .

اين رو در اين كوران انقلاب امتحانات زيادي را داده اند كه نتايج خوبي داشته است . و شايد به همين اساس نمايندگان خبرگان ايشان را انتخاب كرده اند . همين جامعيت مسئله ي مهمي است براي جلب توجه و نظر اهل خبره .

خبرگان افرادي هستند متخصص و زحمت كشيده و بعضي از انها را من مي شناسم ؛ ايت الله اقا شيخ اذر قمي ، اقا شيخ احمد روحاني ، ايت الله شيخ ايزدي نجفي ، اينها خودشان همه مجتهدند و افراد پاكيزه اي هستند به تمام معنا . اينها مردمي هستند سابقه دار كه چندين دوره درسهاي ايت الله بروجردي را ديده اند و از شاگردان ممتاز حاج سيد محمد داماد بوده اند .

- خبرگان به عنوان نمايندگاني هستند از جماعت كثيري كه ايشان را انتخاب كرده اند يعني انتخاب هر خبره به عنوان بيعت جامعه ي كثيري است كه اين شخص خبره بلند گو و نماينده ي انهاست .

 پس انتخاب اينها و بيعت انها در واقع بيعت با ان جماعتي است كه اين خبره معرفي كرده اند . بنابر اين اكثريت اراء اهل علم و فقه هستند ، اگر بيعت همهي مردم نباشند لااقل بيعت حد اكثريت مردم با ايشان به عنوان حكومت خواهد بود . بقيه اش رو به خاطر اينكه وقت نيست نمي خونم.

ولي بدونيد كه مرحوم علامه چيه / تاييد ه و اطاعت از ايشون رو واجب

 

5- بيش از 70مجتهد جامع الشرايط مخلص « اعضاي مجلس خبرگان » او را تصديق و در داشتن اين شرايط به طور كامل تاييد نموده اند كه من خوندم .

 

70تا مجتهد جامع الشرايط كه چند تاشو گفتيم ، يعني در اون دوران زماني كه مرحوم ايت الله خميني رضوان الله تعالي عليه رحلت فرمودند خبرگان مجلس گذاشتند بيش از 70 مجتهد جامع الشرايط، جامع الشرايط كه نمي ياد دين شو به خاطر كسي بده كه ، بيش از 70مجتهد جامع الشرايط  رهبر معظم ابقلاب حفظ الله تعالي رو درداشتن اين 10شرط به طور كامل تاييد كردند . ديگه چه جاي شك و شبه اي ؟

 

به قول علامه

 

6- در طول زندگي درخشان خود به ويژه در ايام رهبري اين شرايط را مانند روز براي خود روشن و هويدا كرده است .

 

حضرت علامه هم گفت: نمي شناسيد عيبي نداره ؛ حالا كه رهبري ايشون رو ديديد و ديديد كه تمام اين 10شرط در دوران رهبري او در او موجوده .

 

7- مردم به  عنوان رهبر بارها درصورتهاي مختلف با او بيعت كرده اند .

 

مردم بارها و بارها به طور صادقانه اومدن با او به عنوان رهبر چيه؟ بيعت كرده اند . حالا همه پرسي نشد ه ولي بارها و بارها در حوادث بوجود امده نشون دادند كه اين فرد رو به عنوان رهبر قبول دارند و اين شرايط در او موجود است .

 

8-هر انسان با عقل و با انصاف و صالح و غير معاند به راحتي مي تواند وجود اين شرايط را در ايشان ملاحظه و تصديق نمايد .

 

البته الان هم دشمنان ، هر انسان عاقل و با انصاف و سالم به راحتي در اين مسئله حتي دشمنان ايران و اسلام نيز به عناوين مختلف تاييد كرده اند جالبه توجه اينه هر كس هم دشمني كرده ضمن دشمني وجود اين شرايط رو براشون تاييد كرده .

كساني هم كه علم مخالفت با ايشان را برافراشته بودند يا مي نمايند بر همگان مشخص است از روي نفس و نفسانيت مي باشد نه از سر دين داري و عشق به خدا .

دهميشم اينه ؛ كه اونايي هم كه علم مخالفت بر مي دارند شما مي بينيد كه اينها همه بر اساس چين؟ نفسن. نفس رو ادم مي بينه تو وجودشونه.

اين شرايط ولي فقيه بود . من فقط يه جلسه ي ديگه اگر اجازه بديد فرق ولي فقيه رو با مرجع تقليد در جلسه بعد بگم و تقريبا مسائل لازم براي دونستن ان شاالله خودتون در كتاب ولايت فقيه در چها جلدش در حكومت اسلامي مطالعه كنيد و از اين بابت انجام بديد . والسلام عليكم ورحمة الله و بركاته.

 

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)

تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 17:48 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

متن و صوت درس ولایت فقیه استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)جلسه هفتم

تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 17:45 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

متن و صوت درس ولایت فقیه استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)جلسه ششم

جلسه ششم:دانلود فايل

ولایت زعامت - ولایت مرجعیت - ولایت قضاوت - ولاء مثبت و منفی

 

 

اعوذبالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

 

الصلوة و لاسلام علي ا شرف الانبياء و افضل السفراء المقربين العبد المؤيد و الرسول المسدد المصطفي الامجد المحمود  الاحمد  ابالقاسم محمد،صلي الله عليه وعلي عترته الطيبين الطاهرين و الهداة المهديين و لعن الدائم علي اعدائهم و مخالفيهم و معانديهم و غاصبي حقوقهم و منكري فضائلهم من الان الي قيام يوم الدين.

 

براي تعجيل در فرج حضرت حجة بن الحسن روحي و ارواح العالمين لمقدمه الفدا و براي اينكه خداوند عالم ما رو از سر چشمه ي فيوضات بي پايان اون حضرت همه ي ما رو به طور كامل سيراب بفرمايد همه با هم صلواتي ختم مي كنيم.

 

داشتيم در مورد ولايت فقيه صحبت مي كرديم ،بحث ما رسيد ه بود به مراتب و انواع ولايت . در جلسه ي گذشته ولايت تكويني رو به طور مختصر به اندازه اي كه يه شناخت اجمالي براي ما به وجود بياد در سر كلاس بحث كرديم . البته گفتم بحث ولايت  تكويني يه بحث مشروع و بسيار مفصلي است كه ان شا الله در كلاس عرفان بعد از توحيد اون رو خواهيم گفت .

بعد گفتيم يه ولايت ديگه اي به نام ولايت تشريعي داريم . در جلسه ي گذشته دو تا تعريف از اين ولايت به محضر شما عرض كرديم و گفتيم يك ولايت اعتباري و قانوني است براي اين كه مسئوليتي صورت بگيره به فردي داده مي شود . دادني است با دليل. ولايت تكويني رسيدني است . اين چيه ؟ دادني .

بعد يه سري خصوصياتي گفتيم حالا بيايم سر شاخه ها ي ولايت تشريعي.

ولايت تشريعي سه تا سر شاخه داره. من اينها رو توضيح مي دم ان شا الله هم توجه داشته باشيد .

 

- ولايت زعامت و رهبري (رياست سياسي و مذهبي)

 

 اولين سر شاخه ي ولايت تشريعي ولايت زعامت و رهبريه كه يعني، پيامبر و امام از جانب خداوند رهبر سياسي و اجتماعي مسلمانان مي باشند . وقتي كه ما مثلا مي گيم ؛ مثلا فرضا تو قرانم مي گه« اطيعو الله و اطيعو الرسول و قل الامر منكم » يعني اطاعت اينها از جنبه ي رهبريت بر تمام مسلمانان چيه واجبه؟

 

- يعني اطاعت انان از جانب خداوند بر همه ي مسلمانان واجب و لازم اعلام شده و مخالفت با انها حرام است بنا بر (ايات 59سوره ي مباركه ي نساء)

 

در ايه ي 59 نساء امده كه « اطيعو الله و اطيعو الرسول و قل الامر منكم » كه اطاعت كنيد خدا و رسول و اولامر از خودتون رو . البته توضيح خواهم داد. اين ايه صريحا مي گه « يا ايها الذين امنو » اطاعت امر پيغمبر و امام و اولي لامر و بعدا ولايت فقيه يه امر الهي است كه در جنبه هاي سياسي هم اين جنبه مطرحه  .

 

- ( مثل ايه ي 6 سوره ي احزاب)؛ « النبي اولي بالمؤمنين من انفسكم» يعني حتي پيغمبر ولايت بر جانهاي شما هم داره . مي تونه دستور بده فلاني رو بكشيد يا فلاني رو ازاد كنيد .

 

- ( بنا بر ايه ي 55سوره ي مائده)

« انما وليكم الله و رسوله و الذين امنو يقيمون الصلاة و يوتون الزكات و هم راكعون » يعني پيامبر و امام بنا بر ولايت تشريعي عهده داره امور مالي و شئون اقتصادي نيز هست .

 

چون ولي فقيه ،چون ولايت انها از طرف خدا تاييد شده عهده دار مسائل مالي و شئون اقتصادي هستند . حساب و كتاب ماليات رو مي تونن بكنن. خمس دست ايناست. زكات دست ايناست . يه چيزي داريم به نام انفال ،انفال اون ثروتهاي عمومي است كه مربوط به فرد معيني نيست و لذا بايد تمام برنامه ها رو پيامبر و امام و به تبعيت از پيامبر و امام ولايت فقيه عهده دار انهاست.

 

- اين شاخه تشريعي در غيبت امام به عهده ي ولايت فقيه گذاشته شده است.

 

يعني تا پيامبر و امام زنده بودن ،البته اگر حق ازشون غصب نمي شد ،خودشون عهده داره همه ي مسائل سياسي و مسائل اجتماعي بودند . حاا كه در پشت پرده ي غيبت  حجة بن الحسن هستند ،زمام امور مسلمين رها نشده خدا رها نكرده ؛حالا اين وظيفه در زمان غيبت بر عهده ي كي گذاشته شده؟ ولي فقيه گذاشته شده . اين اولين شاخه اش.

 

- دومين شاخه ي ولايت فقيه.

 

- ولايت امامت و مرجعيت ،يعني پيشوايي بر احكام و معارف الهي.

 

- يعني پيامبر و امام معلم حقيقي كتاب خداوند و مبين احكام و سنن الهي هستند .

 

پيامبر و امام علاوه بر اينكه مسئوليت سياسي دارن و بايد عهده داره  انجام امور اجتماعي باشند .

 مرجع مذهبي هستند،يعني انها بايد كتاب خدا را براي مردم تشريح كنند . احكام و سنن الهي رو بايد به مردم بازگو كنند . يعني مسلمانان بايد براي اخذ دستورات الهي و احكام پروردگار به انها رجوع كنند و رجوع به غير انها حرام است .

براي اينكه مسلموني بفهمه حكم خدا چيه ،حكم چيه؟ حكم روزه چيه؟ مسائلي كه براشون در احكام الهي بوجود مي ايد ،بايد به كجا رجوع كنند ؟ به پيامبر و امام.

 

- و لذا خداوند ،پيامبر و امام رو به عنوان سر چشمه ي اخذ احكام الهي در جامعه تعين كرده . يعني بيان دستورات و احكام الهي در اصل بنا بر  امر الهي در اختيار پيامبر و امام است .

 

- يعني ولي تشريعي مرجع هدايت و ارشاد و تعليم احكام و معارف اسلام است .

 

تا اون موقعي كه پيغمبر زنده بودند ،تا اون موقعي كه امام زنده بودند ،مردم براي اينكه از احكام خدا خبر دار بشن به كي مراجعه مي كردند؟ به پيامبر مراجعه مي كردند. و به امام مراجعه مي كردند . . تا وقتي كه امام صادق زنده بود مرجعيت معني نداشت . ولي فقيه معني نداشت . مردم هر حكمي كه مي خواستند مي رفتند مستقيم از امام مي گرفتند و انجام مي دادند .

حالا امامها يه سري نماينده داشتند در شهرها . كه اينها با امام مكاتبه مي كردند ؛منتها امام مرجع بود . مثلا اونيم كه توس بود ، اونيم كه در حرم عبد العظيم بود ،اونها هم خودشون چيزي نمي گفتن ،نمايندگان از امام مي گرفتند و به اونها مي دادند ،چيزي به نام مرجعيت نبود . و اونها در زمان ظهور امام مطرح نبود .

 

- در غيبت امام عصر عجل الله تعالي شريف ،به جهت عدم دسترسي به ان حضرت باب مرجعيت گشوده شد كه مراجع عهده دار اين تكليف الهي مي باشند .

 

در غيبت حضرت حجة بن الحسن چون ديگه باب مراجعه بسته شده و كسي حضرت رو نمي تونست ببينه و مردم هم نياز داشتند به اينكه احكام و ذستورات خودشون رو اطلاع پيدا كنند و با معارف الهي اشنا بشن و براي اينكه اين مسئله براي مسلمين باز بشه ،باب مرجعيت گشوده شد . والان شما در اين قسمت دوم به ولايت فقيه مراجعه نمي كني دنبال چي هستي ؟ دنبال اون كسي كه ازش تقليد كني . البته ولي فقيه در اين وظيفه عهده داراموري است كه ساير مراجع نيز ان را دارند .

حالا اگر يه ولي فقيهي مرجع هم باشه اشكال نداره. ولي اين وظيفه فقط مال ولي فقيه نيست . مال كيه / مال مرجع تقليده . ولي ،ولي فقيه هم مي تونه مرجع باشه . ولي اون قسمت مرجعيت ربطي به ولايت فقيه نداره ،برمي گرده به مرجعيتش.

فرق ولايت فقيه و مرجعيت 14 تا است كه بعدا مي گم .

 

- ولايت قضاوت(رياست در قضا و حكم)

 

- يعني مقام قضاوت و صدور حكم از جانب خداوند در اختيار پيامبر و امام گذاشته شده است .  

 

مقام قضاوت و صدور حكم در اصل در دست خداست . خدا قاضي القضات و احكم الحاكميته . ولي پروردگار عالم براي اينكه امور مسلمين در اين زمينه مختل نشه مقام قضاوت رو وصدور حكم رو در اختيار پيغمبر و بعد از پيغمبر در اختيار امام گذاشته.

مي نويسيم ؛

 

- اين وظيفه شاخه اي از ولايت تشريعي به عنوان زعامت حقوقي در اختيار پيامبر و امام مي باشد .

 

اين وظيفه هم يكي از شاخه هاي ولايت تشريعي است . يك قسمت از زعامته . يك قسمت از حكومته.منتهي اين قسمت از حكومت و زعامت رو خداوند عالم به طور مختص در اختيار پيامبر و امام قرار داده . يعني مردم موظف هستند كه در مخاصمات و اختلافات و امور حقوقي به انها رجوع كرده و بي چون و چرا احكام ايشان را بپذيرند .

گفتند كه بايد مردم حتما در مخاصمات به اون كسي مراجعه كنند كه خدا تعيين كرده . اگر به غير مراجعه كنند اشكال داره . واقعا همينه ،دو تا از شاگرداي امام صادق اختلاف پيدا كردند و مراجعه كردند به كس ديگري ؛امام فرمود ،حرامه وقتي خدا ما را تعيين كرده شما حق رجوع به غير ما رو نداريد .

در زمان شاه ملعون ،مرحوم رهبر فقيد اسلامي هم فرموده بود اين احكام طلاقي كه از اين دادگاههاي خانواده صادر مي شد باطله. يعني اگر زني رفته باشد در دادگاههاي خانواده ي شاه حكم طلاق گرفته باشد و شوهر كرده باشد ،شوهر دوم براش حرامه و زنا كرده و فرزندان اون شوهر ولد زنا است . زيرا اين دادگاه مشروعيت الهي نداشته .

مي نويسيم؛

 

- اين شاخه از ولايت تشريعي به عهده ي ولي فقيه در غيبت امام مي باشد .

 

 ولايت و قضاوت و دادن حكم در زمان غيبت امام زمان (عجل الله تعالي شريف ) بر عهده ي كيه ؟ ولي فقيه. پس ولي فقيه كار پيغمبر  و امام رو مي كنه . در دو چيزاصله ؛يكي در زعامت و رهبري ،يكي در قضاوت و حكم مي تواند ولي فقيه در هنگام غيبت مرجع هم باشد . ولي مرجعيت اختصاص به ولي فقيه ندارد. ولي زعامت و رهبري در قضاوت و حكم مختص فقط به ولايت فقيه دارد . و مرجع حق دخالت در اين دو تا رو نداره .

اين شاخه هاي ولايت تشريعي است كه ان شاالله به طور مفصل در مورد مسائل ريزش بحث خواهيم كرد.

كساني كه مي گفتند ؛شوراي رهبري مي خواستند خودشون رو دخالت بدهند .كه الحمد الله داره ابروشون هم مي ره .

 

- مراتب و انواع ولايت از نظر اتصالي و اظطراري ؛

 

مراتب ولايت تموم نشده اين مراتب ولايت بعد وارد ولايت فقيه مي شيم . اين بحث رو درس بدم دورنمايي از ولايت تشريعي و ولايت تكويني براي شما مشخص مي شه . مشخص ميشه.

ولايت تشريعي ولايت تكويني نيست . و ولايت تشريعي هم محدوده اش چقدره؟ وظايفش به چه ميزانه ؟ كه در اينجا به طور اجمال براتون مشخص شده .

ولايت از نظر اتصالي يعني ؛ ولايتي كه انسان بايد و يا نبايد انرا پذيرفته و تحت ان قرار گيرد . يعني ؛ يه ولايتي است كه به ما گفته اند تحت اين ولايت بري ،تحت اين ولايت نري ، اين ولايت رو بپذيري ،اين ولايت رو نپذيري . به دو گونه است؛

 

- يكي ولاي مثبت است، كه ولايتي است كه مسلمان لازم است ان را پذيرفته و تحت سرپرستي ان قرار گيرد.ولاي مثبت اون ولايي است كه ما بپذيريم . بايده ها ،لازمه كه بپذيريم و تحت سرپرستي اون قرار بگيريم .

 

- ولاء مثبت بر دو قسم است ؛1- ولاء مثبت خاص 2-ولاء مثبت عام

 

ولاء مثبت خاص ؛ ولايت پيامبر و امام است كه از سوي خداوند فرمان صريح داده شده است . مثل ايه ي 56سوره ي نساء‌ (يا ايها الذين امنو و اطيعو الله و .....) اين ولايت خاصه . به ما دستور دادن كه تحت ولايت پيامبر و امام قرار بگيريم .

 

- ولايت خاص؛امري ضروري است و دين و قبولي اعمال ،وابسته به ان است.

 

يعني هر كس روزه بگيره ،خمس بده . حج بره ، جهاد بره ،در حديث داريم هر كس عمر نوح داشته باشه و تمام عمرش رو نماز شب بخونه ،تمام عمرش روزه بگيره ،هر سال حج تمتع رفته باشه و در بين ركن و مقام بميره ولي تحت سر پرستي امام و پيغمبر نباشه اعمالش چيه؟ باطله.

 

- يعني ؛ولايي است كه ضروري است و دين انسان و قبولي اعمال انسان وابسته به اينه كه شما تحت سرپرستي و ولايت امام و پيامبر باشيد .

 

- ولايت خاص ،وظيفه ي هر مسلمان است ،بنا بر ضرورت اسلامي براي وصول به مراحل كمال الهي ،به جهت مبناي وحدت اسلامي.

 

وظيفه ي هر مسلمونه، اين ديگه جزء وظايفه ، اين ولايت مثبت خاص مخصوص كيه؟‌پيامبر و امام

 

- ولايت مثبت خاص در زمان غيبت امام اختصاص به ولي فقيه واجد شرايط دارد .

 

ولايت مثبت خاص ؛تا پيغمبر زنده هستند انسان بايد تحت سرپرستي اونا قرار بگيره و زندگيشو بر مبناي احكام اونها تنظيم كند و بر مبناي دستور اونها منظم كنه .

حالا حجة بن الحسن نيست . مي گيم ولايت مثبت خاص اختصاص به چي داره حالا هر كس مي گه من از حجة بن الحسن تبعيت مي كنم بايد تحت چي باشه؟‌ولايت فقيه باشه.

 

- ولايت مثبت عام ،ولايتي است كه هر مسلماني بر مسلمان ديگر دارد.

 

ولايت عام هر مسلموني بر مسلمان ديگر دارد. ولايت عام هر مسلموني بر مسلمون ديگه چيه ؟ داره. (ايه ي 71سوره ي توبه بيان مي كنه « المؤمنون و المومنات بعضهم ...» ولايت عام اين است كه ؛همه ي افراد جامعه ي اسلامي نسبت به هم مسئوليت دارند . همه افراد نسبت به هم چي دارند ؟ مسئوليت دارن.

 

- هر فرد در سرنوشت جامعه خود شريك است .(كشتي و گناه)

 

بعدا توضيح مي دهم، اين است كه مسلمانان بايد در مسائل اجتماعي با هم تعاون و نسبت به هم مسئوليت داشته باشند .

يه فردي اومد گفتش كه ،به امام صادق يا پيغمبر گفته الان تو ذهنم نيست ؛ گفت: من چه نقشي در جامعه دارم ،حضرت گفت تو كشتي نشستي؟‌گفت بله ، گفت تو كشتي ممكنه تعداد زيادي نشسته باشند . بشين تو كشتي يه مته بگير كشتي رو سوراخ كن ،ايا سوراخ كردن كشتي به ديگران هم ضرر مي زنه ؟ هر فردي در سرنوشت جامعه ي خودش مؤثره. و لذا براي اينكه كشتي سوراخ نشه ،اون كسي كه داره  كشتي رو سوراخ مي كنه، اون كسي كه مي بينه به خاطر اينكه اهل كشتي در امان باشند لازمه اون رو از اين كار باز داره . به اين كار مي گن ولاي عام كه به هر فرد مسلمان در جنبه ي امر به معروف و نهي از منكر و اقامه نماز و دادن زكات لازمه و تعاون هم بايد توش باشه. مثلا مي بينيد يه نفر داره مي ياد به كمك شما نياز داره شما هم بدون توجه رد بشيد اگر او خسارت ببينه شما در خسارت او شريك هستيد . براي همينه كه ما نسبت به هم مسئوليم .

مسلمان نسبت به مسلمان ديگه مسئوليت داره بهش مي گن ولايت مثبت عام.

يه ولاي منفي هم داريم

 

- ولاي منفي ؛ يعني ولايتي است كه بنا به امر الهي مسلمان حق پذيرش ان را نداشته و نبايد تحت سرپرستي ان قرار گيرد .

 

يه ولايتي كه خداوند دستور داده اين ولايت رو نپذيريد و تحت سرپرستي او قرار نگيريد

 

- ولايتي است كه به جهت محشور شدن انسان با ولي خود عاقبت عذاب الهي دارد .

 

 هر كس اين ولايتها رو بپذيره با اين ولي خودش محشور مي شه و چون اينها اهل جهنمند انسان عاقبت اهل چي ميشه ؟ جهنمي مي شه .

 

- ولاي منفي بنا بر اوامر الهي در قران عبارتند از

 

- ولايت شيطان ؛

 

اوليش اينه كه انسان تحت ولايت شيطان و اوامر شيطان قرار بگيره . ايات عرضم به حضور شما( 127اعراف و76نساء و از اين قبيل) «انا جعلناالشيطان اولياء للذين لا يومنون » ما قرار داديم شيطان رو براي كساني كه ايمان

  « و قاتلو اولياء الشيطان» كساني كه تحت سرپرستي شيطان هستند بكشيد و به قتل برسانيد ،ماله مقاتلهو جهاد است . حجة بن الحسن بياد تمام اولاد شيطان رو از ميان برمي داره.

 

2-دومين چيزي كه دستور دادن تحت سرپرستي اونها قرار نگيريم و ولايت اونها رو نپذيريم ،طاغوته طاغوت يعني ،غير خدا ،طغيانگر ،فرعون صفتان . دوتا ايه (ايه ي 257بقره،ايه الكرسي) « والذين كفرو اوليائهم الطاغوت » اونهايي كه كافر شدند تحت ولايت طاغوت قرار گرفتند . (ايه ي 3نحل )

 

در زمان شاه ملعون اونهايي كه شاه رو به عنوان ولي خودشون و قلبا او رو به عنوان سرپرست خودشون قبول كردند با او محشور مي شن و عاقبت شاه جهنمه و عاقبت اونهاهم چيه؟ جهنمه.

در (ايه ي 36هم ميگه) خدا رو عبوديت كنيد و از طاغوت دوري كنيد ،دستوره، يادتون باشه هر چيزي كه خدايي نباشه مي شه طاغوت . يعني قرار گرفتن تحت ولايت غير خدا مي شه طاغوت .

 

3- كافران ،مثل (ايه ي 281سوره ي ال عمران و 51سوره ي مائده) ،

 

يا ايها الذين امنو »اي كساني كه ايمان اورديده ايد « لاتتخذ و الكافرين اوليائهم » مواظب باشيد اهل كفر رو براي خودتون ولي انتخاب نكنيد . تحت ولايت و پذيرش ولايت كافرين رو نكنيد  با اونهامحشور مي شيد كارتون خراب مي شه.

« ياايها الذين امنو لا تتخذو يهود و نصاري اولياء » اي كساني كه ايمان اورديد يهود و نصاري رو براي خودتون ولي نگيريد تحت سرپرستي اونها قرار نگيريد . ايه ي قران با صراحت بيان مي كنه .

دشمنان الهي و دشمنان خود ، اين در (ايه ي 3سوره ي ممتحنه )است . ايه ي مباركه ي 3سوره ي مباركه ي ممتحنه امده ؛ مي فرمايد،« يا ايها الذين امنو لا تتخذ و عدوي و عدوكم اولياء » اي كساني كه ايمان اورده ايد دشمنان خدا و دشمنان خودتان را ولي نگيريد تحت سرپرستي اينها قرار نگيريد كه عاقبت خوشي براي شما نداره.

 اينم ولا از نظر اتصال و اضطرار. من چند تا تذكرات بنويسم بعد بريم سر ولايت فقيه.

 

بنويسيد

 

- بنابر اين ؛

 

- ولايت فقيه بيانگر وظايف خاصه ي امام در دوران غيبت مي باشد ،

 

- ولايت فقيه بيانگر وظايف امام در دوران غيبت يعني ، ولايت فقيه نحوه ي حكومت وارده جامعه ي مسلمانان را در دوران غيبت معين مي كنه. ولايت فقيه نحوه ي كي رو معين مي كنه؟ حكومت . يعني تا حالا كه امام زنده است و مسئوليهاي اجتماعي امام رو امام عهده داره ؛ بعد از اينكه از دنيا رفت و يا غيبت كرد مسئوليت اجتماعي امام از بين نمي ره ؛بر عهده ولايت فقيه است . يعني ولايت تكويني مربوط به سير و سلوك بوده و ارتباطي با ولايت تشريعي ندارد كه مربوط به وظايف اين ولي در جامعه است نداره . . اون ربطي به سير و سلوك داره ،اين ربطي به اداره مسائل اجتماعي در اسلام داره . اينو متوجه شديد ؟ شديد يا نشديد؟

دومين چيزي كه لازمه

ولايت فقيه عهده داره حد اقل دو شاخه از شاخه هاي ولايت تشريعي امام است . ولايت فقيه عهده دار حداقل چندتا؟‌دو شاخه از شاخه هاي ولايت تشريعي امام است .

 يعني در غيبت امام ولي فقيه وظيفه دارد در شاخه ي زعامت و رهبري و قضاوت و حكم  وظايف امام را ايفا كند .

 در غيبت امام ؛ولي فقيه وظيفه دارد دو تا از اين شاخه ها ،يعني زعامت و رهبري و قضاوت و حكم رو در غيبت امام به عهده بگيره و اون رو اجرا كنه.

 

- اصل ولايت مخصوص ذات اقدس الهي است و مشروعيت ولايت امام ،پيامبر و امام در اثر اتصال با ولايت الهي است .

 

اصل ولايت مخصوص ذات اقدس كيه ؟ اگر ما مي گيم پيغمبر و امام وليه به جهت چي ميگيم وليه ؟ ها؟ مشروعيت ولايت تشريعي امام به جهت اتصال طولي با ولايت الهي است و مشروعيت ولايت فقيه در جهت اتصال طولي با ولايت امام مي باشد .

ما براي شما گفتيم اگر خواستيد بنويسيد . بنويسيد خدا ،امام، چي؟ ولي فقيه. اين طوري مشروعيت مي يابه . يعني امام بر اثر اتصال طولي با خدا ولايت فقيه در اثر اتصال طولي با ولايت امام مشروعيت پيدا مي كنه.

   حالا مردم اين وسط چه كاره اند ؟ اين شا الله به طور مفصل بيان مي كنيم . مردم مشروعيت ايجاد نمي كنن ها . يادتون باشه مردم نيامدند با علي بيعت كنن ، رفتند با ابوبكر بيعت كردند ،ابوبكر مشروعيت ولايت نداره . بايد اول از طرف خدا باشه . يعني اتصال با خدا باشه.

 

- ولايت فقيه از نوع ولاء مثبت خاص است در دوران غيبت .

 

گفتيم يا نگفتيم ؟ ها؟ مي نويسيم با وجود ولي فقيه واجد شرايط عدم پذيرش موجب كفر و طغيان است . حالا كه ولاء مثبت خاص اصليه كه ولايت فقيه واجد شرايط عهده دار وظيفه ي مسلمين شده ،حالا كسي اونو نپذيره ، اون چه كار كرده ؟ طغيان كرده. مثل اين كه امام باشه و اون امام را نپذيره طغيان كرده.

پذيرش و تحت سر پرستي ولايت تشريعي امام و به طبع ان ولي فقيه در اصل پذيرش و تحت سرپرستي قرار گرفتن ولايت خداوند است . يعني ولايت امام مساوي است با ولايت فقيه مساوي است با ولايت خداوند . ولايت امام همون ولايت فقيه ، ولايت فقيه همون ولايت امامه. بايد اينها رو توجه داشته باشيم ،اين شا الله هم توجه خواهيم داشت . يه صلوات بفرستيد .

  در مسائل ولايت فقيه ان شا الله در جلسه ي بعد صورت خواهد گرفت ،تا اينجا بسه . تا جلسه ي اينده . فعلا تازه شروع كرديم درباره ي اينكه ثابت كنيم ولايت فقيه حقيقت اصله و از شرايط ولايت فقيه و مسائل جانبي اش صحبت خواهيم كرد.

 

 


موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)

تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 17:43 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

متن و صوت درس ولایت فقیه استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)جلسه پنجم

جلسه پنجم:دانلود فايل

 

اقسام ولایت - ولایت تکوینی

 

 

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

الصلواة و السلام علي اشرف الانبياء و المرسلين و افضل السفراء المقربين العبدالمؤيد و الرسول المسدد المصطفي الامجد المحمود الاحمد ابالقاسم محمد ،صلي الله عليه وعلي عترته الطيبين الطاهرين و الهداة المهديين و العن الدائم علي اعدائهم و مخالفيهم و معانديهم و غاصبي حقوقهم و منكري فضائلهم من الان الي قيام يوم الدين .

 

ايام پر سرور و پر بركت و پر نور ميلاد مسعود مبارك حضرت سيد الشهدا،حسين بن علي (عليه الاف تحية و الثنا) ست همه با هم به قدوم مبارك اون حضرت از صميم قلب صلواتي رو نثار مي كنيم.

 

براي عرض تبريك و اعلام تحنيت به محضر مبارك حضرت حجة بن الحسن هم همه با هم صلواتي مي فرستيم .

 

داشتيم در مورد ولايت فقيه صحبت مي كرديم ،اولين عنواني كه بحث شد اهميت ولايت در مكتب عرفان بود كه خوشبختانه مصادق رو تا اونقدر كه لازم باشه و اهميت ولايت رو در نظر شما مجسم كنه بيان كرديم . مسئله ي بعدي ان شا الله كه مي خوايم بگيم معناي ولايت است ،معناي ولايت ؛ولايت در لغت هم بحث كرديم . ميايم سر مراتب ولايت .

 

- مراتب و انواع ولايت ،

 

اولين ولايتي كه هست ؛

 

- ولايت تكويني است ،

 

ولايت تكويني يعني سلطه و تصرف و نفوذ اراده ي يك انسان در عالم تكوين در نظام هستي. ولايت تكويني اينه كه ؛ يك انسان بتونه سلطه ،تصرف كنه در تمام مواردي كه در عالم هست .

مي نويسيم ؛

 

- اين قسم از ولايت (حالا من توضيحاتشو خدمت شما دادم ) در اثر قرب الهي حاصل مي شود و انسان مقرب وقتي به ولايت نائل امد ويژگيهاي الهي از او صدور مي يابد .

 

مثل اهن و اتش كه مثالشو براي شما زدم يادتون مي يادكه ؟ وقتي اتش رو به اهن نزديك مي كنيم بر اثر قرب اتش با اهن صفات اتش چي مي شه؟ از اهن صادر مي شه . يه انسان هم وقتي به ولايت مي رسه از او چي مي شه ؟ صفات الهي ظاهر مي شه .

 

- اين قسم از ولايت در اصل از ان خداست و انسانهاي مقرب به تبع ان داراي اين ولايت مي شوند

 

. اصل اين سلطه و تسلط بر عالم مال كيه ؟ خداست . يعني خدا ست كه بر هستي سلطه داره. و انساني كه مقرب درگاه پروردگار مي شه در اثر قرب اين ولايت به طور طولي بر او چيه ؟ حاصل مي شه .

 

- اين قسم از ولايت به طور طولي براي انسان هاي مقرب حاصل مي شود

 

،طولي يعني چي؟ يعني مال خداست و خدا به انسان عنايت مي كنه.اين اهن ،اين اتش در اصل داغي ماله كيه؟ مال اتش ،اهن به تبع تقرب داغ مي شه . نرمي مال چيه ؟ اتش اهن به تبع اتش ها ؟ نرم مي شه .

اينو يادتون باشه انسان وقتي به ولايت مي رسه بايد بگه «هو الحق» اگه بگه « انا الحق» اشتباهه .

 

- اين قسم از ولايت از مراحل كمالي باطني انسان حكايت مي كن كه به واسطه ي اين كمال بر هستي سلطه مي گردد.

 

- اين قسم از ولايت بر اثر كمال حاصل مي شه . اين قسم از ولايت به اصطلاح قابل غصب نيست. اين قسم از ولايت قابل غصبه / كسي مي تونه ولايت تكويني اقاي قاضي رو غصب كنه؟ نه .

 

- ولايت تكويني مثل ،بزاريد چندتا مثال بزنم ،حاضر كردن تخت بالقيس نزد سليمان توسط عاصف بن بلخيا.(سوره ي نمل ايات 38تا40)

 

اولا ريشه در قران داره اين گونه ولايت . فكر نكنيد ما دراورديم . اين ولايت ريشه در قران داره .

جناب سليمان علي نبي واله والسلام ،بالقيس رو دعوت كرد به فلسطين ،بالقيس د رسنئا در يمنه، بين يمن و فلسطين 20000 كيلومتر فاصله است ،دقيق نمي دونم ولي 4تا5تا كشوره، ولي سليمان شنيده بود بالقيس تخت عظيمي داره ،قبل از اينكه بالقيس وارد كاخ بشه سليمان طبق ايه ي قران گفت؛ من مي خوام الن تخت بالقيس اينجا حاضر باشه . سليمان دو تا وزير داشت يكي از جنيا،يكي ديگه عاصف بن بلخيا از انسانها ،جنيه مي گه تا تو بنشيني من حاضر مي كنم ،عاصف گفت :تا تو چشمت رو ببندي من حاضر مي كنم ،تا قبل از اينكه چشمش رو به هم بزنه تخت حاضر شد .

اين سلطه ،سلطه ي چيه ؟ تكويني . اين ديگه تشريعي نيست  . اين اراده كرد ،جناب عاصف كه اراده كرد تخت اينجا حاضر بشه تخت تحت دستور عاصف اينجا حاضر شد . اينو مي گن چي؟ ولايت تكويني .

 

- مثل تصرف حضرت يوسف بر چشم نابينا ي پدر،

 

اينم آيه ي قرآنه ، وقتي حضرت يعقوب چشمش بر اثر گريه ي زياد خون شده بود ، قطره توش نريختن كه ، جراحي نكردن ، عينك زدن به جشم يعغوب ؟ نه. گفت اين پيراهن منو ببر ، بزار رو چشو يعغوب چشمش خوب ميشه تو آيه ي قرآنه وقتي اين پيراهن رو گذاشتن رو روي چشم يعغوب انداخت « ورتد بصيرا» چشم بينايي خودش گرفت . به اين ميگن ولايت تكويني .

 

- مثل زنده كردن مردگان توسط حضرت عيسي.

 

اينايي كه دارم مي گم فعلا ايه ي قرانه. قران مي گه عيسي مرده زنده ميكرد . عيسي دست به مرده مي زد ،يا مي دميد مرده پا مي شد مي شست . اينا رو مي گن چي؟ ولايت تكويني . همچنان كه خدا مرده زنده مي كنه عيسي هم مي تونه مرده زنده كنه .

 

- مثل حركت و نيمه شدن و سبز گديدن درخت به اراده ي پيغمبر .

 

پيغمبر گفت : درخت بيا جلو ،درخت امد جلو ،درخت برو عقب ،درخت رفت عقب، درخت نصف شو ، درخت نصف شد . اين نصفه ي جلو سبز شو ،نصفه ي عقبق خشك شو ،نيمه ي جلو سبز شد نيمه ي عقب خشك شد . به اراده ي تكويني . ميگن چي؟ اثر ولايت تكوينيه.

 

- مثل انشقاق ماه با اراده ي پيامبر اسلام صلي الله عليه و اله و سلم ،اينم ايه ي قرانه «وانشق القمر» .

 

اومدن گفتن اگر محمد تو پيغمبري بگو ماه نصف بشه ! پيامبر اشاره كرد ماه چي شد ؟ دو نصف شد . بر اثر ولايت تكويني . امير المومنين هم داره ،حضرت امام حسنم داره ، امام حسينم داره.

 

- مثل ميراندن مار توسط مرحوم قاضي رضوان الله تعالي عليه كه درس داديم .

 

گفت :موت به اذن الله ، موت به اذن الله يعني چي؟ در اثر ولايت تكويني تموم شد .

اگر متوجه شديد يه صلوات بفرستيد.

 

اين نوع ولايت تكويني از نظر مراتب از نظر اينكه چه مراتبي است داراي مرتبه است .

چون ولايت يك امر تشكيكي بوده و بنابر اين مرتبه ي دارنده ي ان درجه بندي مي شود

 

امر تشكيكي يعني چي ؟ يعني مرتبه دارد .

 

ولايت شدت و ضعف داره مراتبش عبارت است از ؛چون شدت و ضعف داره براش مراتب تعيين مي كنيم .

 

- ولايت كليه

- ولايت جزئيه

  ولايت كليه بر دو قسم و مرتبه است ؛مطلقه و مقيده .

 

مينويسيم

 

- از نظر مراتب عده اي انرا دو مرتبه دانسته اند

1-ولايت شمسيه

2- ولايت قمريه

 

ولايت كليه گوش كنيد ؛يعني ولايتي كه بر تمام عالم حاصله . ولايت كليه يعني چي؟ بنويسيد بد نيست ،يعني تصرف و سلطه ي بر همه ي هستي . بر همه ي هستي تسلط داره. ولايت مطلقه يعني كسي كه ولي مطلقه است هم بر عالم ناسوت هم بر عالم ملكوت هم بر عالم جبروت .

همين ايام تولد حضرت امام حسين،يكي از صحابي پيغمبر با امام حسين صحبت مي كرد در مسجد قبا ،يك دفعه امام گفت بياييد ببينيد باباي من با پيامبر در مسجد قبا نشستند . پرده رو كنار زد ديدن پيغمبر و علي در مسجد قبا نشستند . يعني بر عوالم بالا ي هستي هم تسلط داره .

يعني حجة بن الحسن الان ولايتش مطلقه است. يعني از عوالم بالا بگير تا پايين هيچ موجودي نيست كه از ولايتحجة بن الحسن خارج بشه . به اين مي گن ولايت كليه.

ولايت مطلقه يعني هيچ شرطي براي ان نيست . هيچ شرطي نداره . هر وقت اراده كنه مي تونه حاصل كنه .

ولايت مقيده ولايتي است كه بر اثر تقيد حاصل مي شه . يعني به شرط اين كه ،مثل ولايتمقيده كه بعضي از اولياء خدا دارن . مثل ابالفضل عليه السلام . زينب كبري .

زينب كبري اشاره كرد حتي زنگ شترها هم ...ولايت مقيده است .

ولايت جزئيه هم يعني ،ولايتي كه در حد مرتبه ي مثلا كسي مي تونه ذهنها رو تصرف كنه . فقط اذهان رو اين طرفو اون طرف كنه. مثلا نتونه اين ميز رو ببره اون طرف . ولي ذهن شما رو تغيير بده . ولايت جزئيه.

ولايت شمسيه ؛يعني منشا ذهمه ي اولياء خدا

ولايت قمريه ؛يعني چي ؟ سرچشمه گرفته از ولايتهاي كليه

بعضي ها گفتن ،همچنان كه خورشيد مي تابه به ماه ،نور خورشيد مي تابه به ماه، روشني ميده به هستي ها !بعضي ها اين طورين . ولايت عاصف بلخيا قمريه است . يعني ولايت اصلي مال سليمانه . ولايت سليمان تابيده به عاصف و عاصف در اون شب ظلماني داره ولايت رو بروز مي ده . اين ولايت رو مي گن چي ؟ از نظر مرتبه . حضرت سليمان شمسيه بود .

وقتي ولايت خدا اينه و ولايت امام هم اينه ،ولايت امام نسبت به خدا قمريه است .

اين ولايت ولي خدا اينم ولايت امام ،نسبت ولايت ولي خدا مي شه قمري،ولايت امام شمسي

مقيده يعني تقيد داره يعني هميشه نمي تونه اينكار رو بكنه مگر به اذن امام باشه .

در اون صحبتي كه امام سجاد ولي مطلقه، ولي مطلق ديگه اما زينب با شرط اجازه ي ولايت امام سجاد مي تونه ولايت خودش رو چكار كنه ؟  اون ولايتي كه ابراز مي كنه چيه ؟ مقيده . اين ولايت از نظر چي گفتيم ؟ ولايت تكويني .

 

- از جهت وصول به اين ولايت

 

- موهبتي ؛اين قسم از ولايت مخصوص انبياء و امامان شيعه است كه بنابر مسئوليت خاص و كمال ويژه خداوند به انها عنايت كرده است .

 

اين قسم از ولايت ،ولايتي است كه خدا مي ده . يعني ديگه انسان لازم نيست مرتبه اي رو كسب كنه . كي مي تونه مثال بزنه ؟ مثل ولايت حضرت عيسي در گهواره . حضرت عيسي چه مرتبه اي رو طي كرده بود تا گهواره؟ حضرت عيسي علي نبينا واله وسلم ،تو گهواره است بچه ي يك روزه است . اون ولايتش موهبتي است. تكويني بر خودش ولايت داره .صحبت كرد « اني عبدالله و اتاني الكتاب » اين نوع ولايت رو مي گن ولايت موهبتي . يعني بنا بر مسئوليت و كمال ويژه خداوند به انها چي ميده ؟ ولايت موهبتي.

 

   - موهبتي براي ائمه عليه السلام است .

 

- براي قدرت تصرف در هستي براي امامت و هدايت خلقت.

 

اين ولايت رو چرا خدا به امامها مي ده ؟ ها؟ به خاطر اينكه عالم در دست ايناست.براي اينكه بتونه خورشيد رو بياره ،بتونه منظومه ي شمسي رو ،تمام عالم رو خداوند داده دست امام. امام براي اينكه عالم رو اداره بكنه نياز به چي داره؟ ولايت . برا اين داده.

 

- به جريان داشتن مجاري تكويني در هستي ، تمام مجاري هستي در دست انها باشه .

 

شما در زيارت جامعه خونده باشيد «بكم ينزل الضيف » يعني بارون به اراده ي اينها مي ياد . خشكسالي به اراده ي اينها مي ياد . زلزله به اراده ي اينهاست . تمام مجاري هستي رو اينها در جريان بيندازند

هدايت تكويني انسانهاي ويژه ،بعدشم اين كه انسانهاي ويژه رو با هدايت تكويني هدايت كنند . مثل بشر حافي با يك اشاره ي حضرت موسي بن جعفر مي شه بهترين عارف عالم.

مثل ،الان اينجا نشستيد به اراده ي كي اومديد ؟ ها؟ به اراده ي حضرت حجة بن الحسن اينجا حاضر شديد . و ان شا الله هميشه حاضر باشيد و تحت عنايت واقع بشيد .

 

2-اكتسابي؛ اين قسم از ولايت در اثر سير و سلوك الي الله براي اولياء خدا حاصل مي شود .

 

اين قسم از ولايت بر اثر چي ؟ سيرو سلوك .

مي نويسيم ؛

 

- اين ولايت نشانه ي كمال و سير حقيقي انسانها ي برجسته مي باشد .

 

نشانه ي كماله . يعني كسي به مقام ولايت رسيد به كمال رسيد . مثل ؛ عاصف بن بلخيا ،مرحوم قاضي، حضرت زينب، و از اين قبيل . اينها انسانهايي هستند كه به اين ولايت رسيده اند . مثل حضرت علامه . اگر بخواهيم همه رو مثال بزنيم ملا حسين قلي همداني ،سيد احمد كربليي، اگر بخواهيم نام ببريم بايد يك ميايون و پانصد هزار نفر رو نام ببريم .

در اثر سير اول از اسفار اربعه انسان به اين مرتبه ميرسه كه زياد هم مي گن ،زياد همچين پيچ و خمي هم نداره . اين شد ولايت تكويني از نظر رسيدن.

 

- اين قسم از ولايت ربطي به ولايت فقيه ندارد.

- اين قسم از ولايت در عقايد شيعه مطرح مي شود .

- اين قسم از ولايت در سير و سلوك الي الله جريان دارد .

 

از اين به بعد وقتي در مورد ولايت صحبت مي كنيم  ديگه صحبت از ولايت تكويني نمي كنيم. چرا؟ چون ربطي به ولايت فقيه نداره . هيچ ربطي به ولايت فقيه نداره. و ربط به سير و سلوك داره.

اين رو كمي خلاصه كردم . البته ما ان شا الله اگر خدا بخواد ،اگر عنايت پروردگار و توفيق باشه بعد از توحيد بحث ولايت تكويني داريم . اونايي كه بودن مي دونن ما يكي دو سالي در مورد ولايت تكويني مي خوايم صحبت كنيم .

اين يه خلاصه اي بود فقط در ذهن شما بيايد ،فرق ولايت تشريعي رو با ولايت تكويني بدونيد كه ما راجع به ولايت تكويني صحبت مي كنيم .

صحبت از سير و سلوك نيست . صحبت از مسائل تسلط بر هستي نيست ،صحبت از يك نوع روش حكومتي است كه در تشيع ما بنا بر اعتقاد خودمون از جانب پروردگار اين شيوه رو داريم.

در مورد ولايت فقيه بحث مفصله و اينقدر بحث ولايت مفصله ،اينقدر كه انسان مي ترسه وارد بشه . به گونه اي است كه خيلي گسترده است و ما يه دو سه دوره اي كه درس داديم نتونستيم تموم كنيم . و نصفه كاره رها شد . به همين خاطر فكر نكنيد ولايت با همين نيم ساعت وقت سر و تهش به هم مي ياد.

كسي كه ولايت فقيه مي شه از شرايطش داشتن ولايت تكويني نيست . يادتون باشه .

 

- ولايت تشريعي .

 

در ولايت تشريعي عرضم به حضور شما مسائل رو روشن مي كنم كه بيشترين بحث ما در ولايت فقيه ولايت تشريعي است.

ذتشريعي يا ولايت اعتباري ،ولايت اعتباري شنيديد كه چيه ؟ يعني ،حقيقتي در جهان خارج نداره .

  ولايت تكويني حقيقيه ،ولايت تشريعي اعتباريه.

مثلا در ادم بر اين تعلق مي گيره ، كتاب در تحت تسلط منه ،اراده مي كنم كتاب نيست بشه ،اراده مي كنم اين كتاب در دست شاگرد اخرين فرد باشه . اينو مي گن ولايت حقيقي.

يه وقت نه ، من پولي دارم ، اين ولايت در دست منه . اين كتاب رو برمي دارم مي زارم اينجا ،اين ولايت اعتباريه . ولايت حقيقي با اعتباري فرق داره.

عبارت است از مسئوليتي قانوني ،تشريعي ،(قانوني يعني چي؟ چه بگيم تشريعي چه بگيم قانوني) به مقامي است كه قانوني است ،كه از طرف خداوند به فردي به عنوانه يك مقام رسمي ديني عطا مي شود تا به امور خاصي رسيدگي كند . در امور خاص رسيدگي كند .

در امور خاصي چي كنه ؟ رسيدگي . از طرف پروردگار داده مي شه ، تا از طرف پروردگار داده نشه اين ولايت مشروعيت ندارد. يعني قانوني نيست . اگر خواستيد بنويسيد .

مثل ولايت مالك اشتر از سوي حضرت علي براي مصر. حضرت امير المومنين گفت به مالك اشتر برو مصر حكومت كن ،مالك اشتر ربطي به اين نداره ،به ولايت تكويني نداره .

بدونيد عمرو عاص وزير معاويه قبلا يكي از به اصطلاح استانداري امير المومنين بود . امير المومنين گفت بو د برو در اذربايجان ولايت داشته باش . وقتي امير المومنين نوشت بسم الله الرحمن الرحيم ؛عمرو عاص شما رو به اين وسيله استاندار اذربايجان مي نمايم ،اين چيه؟ ولايت تكويني . حالا ايا عمرو عاص ولايت تكويني داره . نه . ولي چون از طرفه امام يك مقامي گرفته رفته اونجا ،در اونجا ولايت داره . يعني يه سري كار ها رو اونجا رسيدگي كنه .

جناب عمرو عاص اونجا داشت حكومت مي كرد و از طرف علي يه مسابقه ي اسب دواني راه انداخت . يه بچه دهاتي از پسر عمرو عاص جلو زد و پسر عمرو عاص ناراحت شد و يك سيلي  به صورت دهاتي زد . پسر دهاتي خودشو رسوند به علي شكايت كرد . علي فوري نوشت عمرو عاص بيا به كوفه تو رو كار دارم . عمرو عاص فهميد اوضاع خرابه ديگه نيومد كوفه رفت پيش معاويه .

ولايت تشريعي ربطي به ولايت تكويني نداره . قدرت مي خواد ،مديريت مي خواد .

ولايت تشريعي ،منصبي قراردادي و جعلي (قراردادي ) قرار ميدن تا اين جعل نشه قرارداد نشه اين ولايت استوار نمي شه . اينو داريم مي گيم در مسائل ولايت فقيه بايد بگيم كه بعضي ها فكر مي كنن ولايت فقيه نيست وكالت فقيه است .

ولايت تشريعي ،ولايتي قرار دادي و جعلي است كه به جهت اداره ي شئون است و سرپرستي ان به فردي از جانب خداوندداده مي شود مثل مسئوليت امامت .

     قشنگ دقت كنيد من توضيح بدم اينجا فمورد توجه شما هم واقع بشه .

حضرت علي داراي دو بعده . يك بعد ولايته ،يه بعد امامته .

بعد ولايت اون جنبه ي كماليشه ؛بعد امامت جنبه ي مسئوليتيشه . متوجه شديد . حضرت پيغمبر اومده در عيد غدير گفته « من كنت مولاه وهذا علي مولاه » هر كس من ولي او هستم علي هم چيشه ؟  وليشه . كدوم ولايت رو داره مي گه ؟ ولايت تكويني رو مي گه ،نه ولايت تشريعي . حضرت پيغمبر حضرت علي رو به عنوانه ولي مطلق عالم انتخاب  كنه يا نكنه هست . ولايت هم غصبي نيست . داره مسئوليت ميده ،داره جعل مي كنه ،داره علي رو بر مسند ولايت تشريعي جعل مي كنه . يعني قرارش مي ده.

من اينجا دارم توضيح مي دم كه هم اينجا از طرف خداوند ه و هم اونجا از طرف خداونده. ولايت اون موقع محققه كه از جانب چي باشه ؟  اون موقع محققه كه از جانب خدا باشه ، اگر از جانب خداوند باشه . اگر از جانب غير خدا باشه ولايت نداره . پس چرا حضرت علي مالك رو فرستاد ؟ مالك ولايت نداره؟  ولايت طولي داره . چون علي از جانب خدا حكم ولايت داره مي تونه انتخاب كنه . در مسئله ي ولايت فقيه هم بايد بهش توجه داشته باشيد شما نيستيد كه ولايت فقيه انتخاب مي كنيد . اگر از طرف خدا انتخاب بشه دستورش بر ما واجبه . اگر از طرف مردم انتخاب باشه بر ما واجب نيست .

حالا چه طوري داره انتخاب مي شه ؟ خواهيم گفت . يه صلوات ختم كنيد .

 

 

- اين قسم از ولايت در اصل از انه خدا وند است « لا حكم الا لله »

 

كي بر هستي مي تونه حكومت كنه؟ فقط خدا .هيچ كس ديگه نه.

 

- اين قسم از ولايت به صورت طولي از جانب خداوند جريان مي يابد و مشروعيت ان وابسته به اتصال الهي است.

 

از كجا مشروعيت پيدا مي كنه ؟ ها؟ خدا. طولي ها. ببينيد گفتيم ،خدا،امام، ولي فقيه ،طولي نگاه كنيد . حالا من از شما مي پرسم حضرت علي مالك اشتر رو فرستاد مصر ،معاويه هم يكي رو فرستاد شام . اون فردي كه از طرف معاويه ميره شام مشروعيت داره ؟ نه ،چرا؟ چون معاويه از طرف خدا نيست .

بايد سلسله ي طولي برقرار باشه . متوجه ايد . در ولايت فقيه هم بايد اين سلسله ي طولي برقرار باشه. حتما بايد رعايت بشه . اگر رعايت نشه سلطه ي الهي بر جامعه حساب نمي شه .

 

- اين قسم از ولايت قابليت غصب دارد كه توسط خلفاي قاتل از حضرت علي عليه السلام غصب شد .

 

اين نوع از ولايت چي داره ؟ قابليت غصب داره . مي تونن غصبش كنن كه ديديم و ديديد كه ولايت امير المومنين رو غصب كردند . ها؟ كدوم قسم از ولايت رو غصب كردند ؟ تشريعي.

ولايت تكويني رو مي تونن غصب كنن ؟‌نه. علي همچنان كه در خانه نشسته بود به همه ي هستي ولايت داره . اتفاقا خود اينها هم ديدن . دو سه مورد نشون داد كه علي ولايت تكوينيش قابل غصب نيست .

همون روزهاي اول غصب بود كه خدا براي اينكه نشان دهد ،در مدينه زلزله شد و قطع نمي شد گفتند چه كنيم ؟ همه ريختند در خانه ي ابوبكر گفتند چه كنيم؟ گفت بريد در خانه ي علي . گفتنديا علي زلزله ،همه رو اورد بيرون از مدينه گفت ؛زمين به اراده ي خدا بايست . تا علي دستشو اين جوري كرد زمين ايستاد . يعني چي ؟ يعني مردم هستي در دست منه.

اومد بيابون پيش حضرت پيغمبر گفت يا رسول الله من به شرطي مسلمان مي شوم كه تو مثل حضرت صالح از اين كوه ده تا  شتر بيرون بياري ! پيغمبر گفت : باشه . پيغمبر چي داشت ؟ ولايت تكويني . اشاره كرد به كوه گفت : اي كوه شتر خودت رو بيرون بده ،يه شتر كه اومد بيرون گفت رئيس قبيله بود گفت پيغمبر وايسا ،نه تاي ديگه شو بزار برم قبيله ام رو از يمن بيارم همه با هم مسلمون شيم . من مسلمون شدم .اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله . اين بابا رفت يمن ،تا اين رفت يمن پيامبر از دنيا رفت . اومد با قبيلش پيش خليفه ي رسول الله ،عجب خليفه هايي بودن . اومدن گفتن يا ابابكر قضيه اينه من 9تا شتر رو نگه داشتم تا برم قبيله ام رو بيارم نشون بدم . ابابكر گفت : ما هر كار خلافي مي تونيم بكنيم ولي شتر بيرون اوردن ماله علي.

علي اومددر مقابل كوه ايستاد ،هنوز هاههاي اوله  ها، علي اومد مثل پيغمبر ايستاد جلوي كوه دو ركعت نماز خوند اشاره كرد گفت : اي كوه شتر هات رو بيرون بيار!9تا شتر ديگه پشت سر هم اومدن بيرون ،اين جمعيت يمن همه با هم مسلمون شدند. فرماندشون گفت چطور شد تو رو خليفه نكردن ؟ اينو خليفه كردن !!

پس ولايت تكويني قابل غصب نيست . بود ؟ نه . ولي ولايت تشريعي قابل غصبه .

سؤال ؛كسي كه ولايت تكويني داره قدرت خودش رو چطور در جهت اين به كار نمي بره كه جلوي اينا رو بگيره ؟ جلوي تصرف ابوبكر رو بگيره ؟ چون اولا ارادش تحت اراده ي خداست . ثانيا پيغمبر بهش دستور داده ،گفته اگر اين كار رو كردن ،اين كار رو نكن . درست شد ؟ ها!

 حتي تو كربلا حضرت سيد الشهدا شب نيزه رو مي كنه زمين ازش اب مي ياد . يعني اين ولايت تكويني . چطور ولايت تكويني اش تحقق پيدا نمي كنه جلوي بريدن خنجر شمر رو بگيره . چون اراده اش تحت اراده ي خداست . ما در اين مورد مفصلا براي شما صحبتهايي كرديم .

 

 

- اين قسم از ولايت بيانگر شيوه ي حكومت در اسلام مي باشد كه در حقيقت نوعي حكومت خداوند در هستي است .

 

اين نوع ولايت را ان شا الله بعدا براتون بحث خواهيم كرد كه يك نوع ولايت چيه ؟ يك نوع ولايت تشريعي ،يك نوع ولايت خداست .

خدا كه خودش نمي ياد پايين حكومت كنه . خدا يه نفر رو وسيله قرار مي ده با اراده ي پروردگار در هستي چه كا كنه ؟ اجرا كنه . مثل پيغمبر ،مثل امير المومنين و ديگران هم اگر ئلايت فقيه رو گذاشتن ،ولايت فقيه اجراي اراده ي خودش رو نداره . بلكه خودش وسيله باشد براي اجراي منهيات  اراده ي حضرت حق.

ان شا الله مفصل در جاي خودش توضيح ميدم . تا اينجا بس باشه تا جلسه ي اينده . به نظر من بحث بدي نيست . هست ؟ نه .

ان شا الله خدا توفيق بده تا اخر اين بحث رو ادامه بديم . والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)

تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 17:41 | نویسنده : گروه نور الزهرا |

متن و صوت درس ولایت فقیه استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله)جلسه چهارم

جلسه چهارم:دانلود فايل

 معنا و ماهیت ولایت

 

اعوذبالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

الصلوة و السلام علي اشرف الانبياء و المرسلين و افضل السفراء المقربين ،العبد المويد و الرسول المسدد المصطفي الامجد المحمود الاحمد ،ابالقاسم محمد ،صلي الله عليه و علي عترته الطيبين الطاهرين و الهداة المهديين و لعن الدائم علي اعدائهم و مخالفيهم و معانديهم و غاصبي حقوقهم و منكري فضائلهم من الان الي قيام يوم الدين.

 

براي تعجيل در فرج حضرت حجةبن الحسن روحي و ارواح العلمين لتراب مقدمه الفدا و براي اين كه خداوند عالم از سرچشمه ي فيوضات نامحدود اون حضرت همه ي ما رو به طور كامل سيراب نمايد ،همه با هم صلواتي ختم مي كنيم.

 

در مورد ولايت فقيه در مكتب عرفان صحبت مي كرديم . ارزش و اهميت اون رو در اين مكتب براي شما با 14عنوان مطرح كرديم. مسئله اي كه بايد مطرح كنيم اينه كه معنا و ماهيت ولايت .

دوميش اينه كه اولا در لغت ماهيت ولايت رو بحث كنيم.

 

- در لغت مصدر و يا اسم مصدر مي باشد ،ولايت يا مصدره ،يا اسم مصدر ه كه لغت شناسان براي ان بيش از 27معنا ذكر كرده اند .

 

لغت شناسان اومدن براي ولايت بيش از 27معنا ذكر كرده اند . در لغت معناي اصليش بنا بر نظر راغب در المفردات ،يه فردي به نام راغب اصفهاني يك كتاب داره به نام مفردات . اين مفردات اومده كلمات قران رو معني كرده ،يه خورده بازتر معني كرده.

 

- راغب در المفردات گفته؛ «الوالا و توالي ان يحصل في عانه فصاعدا اصولا بينهما ما ليس منهم» فرموده؛ولايت و توالي عبارت است از انكه دو چيز يا بيشتر يه ونه اي باشند كه چيزي غير انها در ميان انها فاصله ايجاد نكند .

 

ببينيد وقتي مي گيم اين 1 اينم 2 اگر بين اين 1و2هيچ فاصله نباشه اين دو تا به هم مي گن ولي. توالي و ولي از نظر لغت اين طوريه.

 

پس مي گيم ؛

 

- اگر بين دو چيز هيچ فاصله ،حجاب ،مانع، جدايي،غيريت،و ....نباشد ان دو چيز با هم ولايت دارند .

 

اون تعريفي كه جناب مفردات كرد گفت ؛بينشون نباشه،پس با اين حساب اگر بين دو چيز حجاب ،مانع ،جدايي، و غيريت و ....نباشد اين دو چيز با هم چي دارند؟ ولايت دارند.

 

- پس در مقام وحدانيت و يگانگي كه بين خدا و بنده پيدا مي شود حجاب و پرده هاي ان كنار مي رود كه به اين مرتبه ولايت مي گويند .

 

انساني هم كه سير و سلوك مي كنه و در اثر سير و سلوك بين خودش و خدا فاصله ها رو كنار مي زنه و به قرب مي رسه . قرب يعني چي؟ بدون فاصله . ،حجابهارو كنار مي زنه ،موانع رو از خودش كنار ميزنه و جدايي بين خود و خدايش را كنار ميزنه و غيريتي بين او و خدا پيدا نمي شه . اين فرد در اين مرتبه به مقام چي رسيده؟ ولايت رسيده.

مي نويسيم راغب در المفردات ادامه داده است كه ولايت (با كسره واو) مساوي با نصرت ، و ياري و .....(ولايت با فتحه واو) مساوي است با تصدي و صاحب اختيار . صاحب چيزي بودن ،سلطه بر چيزي داشتن .

 راغب بعد از اينكه حرفهاشو مي زنه در اخر به اين نتيجه مي رسه كه ولايت با كسره به معني نصرت و ياري دادنه و ولايت با فتحه به معني صاحب اختيار بودن و صاحب چيزي بودن ،سلطه بر جچيزي داشتن.

شما الان به دستتون نگاه كنيد چي داريد؟ خودكار . شما الان بر ان ولايت داريد و چي؟ صاحب اختيار ان هستيد ،تحت امر شماست.

 

- ساير دانشمندان اهل لغت براي هر كدام از معاني ولايت مسائل مشابهي رو كه راغب اورده ذكر كرده اند .

 

بريم سر لغت شناسان ؛

 

- اورده اند كه تعدد معنا بيشتر در جنبه ي مصداقي ان است .

 

تعدد معنا بيشتر در جنبه هاي چيه ؟ مصداقي . اگر كتاب هاي لغت مثل لسان العرب و تاج العروس كه عربها نوشتند در لغت بررسي كنيم همين حرفي كه راغب زده ،منتهي به يك بيان ديگه همين حرف رو زدن . يعني چيزي بر سخنان راغب بر معناي ولايت اضافه نكردند . فقط بيانها متفاوت است . توجه فرموديد.

اين 27معنا كه ذكر كردند برمي گرده به همون معنا و فقط در مصداق فرق دارد . با توجه به اينكه مصاديقي كه معين مي كنند تعدد معنا پيدا مي كنه ولي حقيقت معنايش همينه كه راغب در لمفرداتخودش ذكر كرده.

كتاب المفردات ترجمه شده . يه زماني هم اوردن رفقا در اين راه خريدن برا خودشون كه بتونن معناي لغات ي رو كه در قران رفته درارن.

مينويسيم ،

 

- معنا و ماهيت ولايت از نظر مرحوم علامه طباطبايي ،رحمة الله عليه

 

مرحوم علامه طباطبايي هم همين حرف مفردات رو زده منتهي به گونه ي بهتري با يك شكل زيباتري من براي شما معني رو مي گم . داشته باشيد تا بعدا ولايت فقيه رو درس مدم بايد مشخص كنيم ولايت فقيه كدوم يك از مفاهيم ولايت فقيهمصداق داره.

نظر مرحوم علامه طباطبايي رحمةالله عليه در تفسير الميزان جلد 10صفحه ي 89متن عربي مرحوم علامه طباطبايي در تفسير الميزان جلد 10صفحه ي 89متن عربي مي فرمايند كه ؛

 

- اگر چه براي ولايت معاني بسيار ي ذكر كرده اند و ليكن در اصل به معناي برداشته شدن واسطه و حائل بين دو چيز است.

 

عربي شو اينه كه (ولكن اصل في معنا ها )اصل معناش اينه كه (ارتفاع الواسطه حائله) مرتفع شدن حائلي كه (بين شيء) و بين دو چيز باشد (و حيص لالكون بينهما ما ليس بينهما )به گونه اي كه ديگر در بين ان دو چيز چيزي نباشد . حرف كي رو زده؟ مفردات.

در رسالةالولايه ؛به نقل از صفحه ي 23جلد 5امام شناسي ،رسالةالئلايه رو من كار ندارم من نقل از علامه كردم اونم هر كس خواست امام شناسي ،هر كس خواست الميزان رو پيدا نكرد حضرت علامه روحي فدادر امام شناسي جلد 5اورده.

در رسالة الولايه يكي از كتب ارزشمند و پر محتواست كه مرحوم علامه خيلي در جلد 5 اين كتاب رو تعريف مي كنه و مقامات و مراتب اين كتاب رو براي ما روشن ميكنه .

مي فرمايد ؛ ولايت عبارت است ازآخرين مرتبه و درجه ي كمال حقيقي براي انسان ؛

« الولاية هي الكمال خير الحقيقي .» ولايت آخرين مرتبه اي كمال حقيقي براي انسان ؛

« وانها الفرض .......... الهيه » عبارت است ازآخرين مرتبه و كمال حقيقي براي انسان كه غايت و  منظور نهايي از تشريع شريعت حقه ي الهيه مي باشد .

يعني؛ مرحوم علامه اينجا يه ذره مصداقشو تعيين كرده ؛ يعني بازم مصداقه ؛ مفهوم سر جاي خودش هست . يعني ميگه ولايت عبارت است ؛ بين دو چيز هيچ فاصله اي بين آن دو نباشه ،  در رسالةالولاية ميگه كه ؛ ولايت عبارت است از اخرين مرتبه ي كمال ؛ اخرين مرتبه ي كمال يعني چي؟ يعني هيچ چيز بين خدا و انسان نباشه. اونم همون معناست ولي اينجا براش چي تعين مي كنه؟ مصداق. اينجا معنيشو از مصداق مي گيره تا ماهيتش براي ما معين بشه. اخرين مرتبه ي كمال است . اخرين مرتبه ي كمال است كه نماز ،روزه، زكات، خمس،جهاد، امر به معروف و نهي از منكر،صله رحم ؛همش به خاطر چيه؟ به خاطر اينكه انسان به اين مرحله برسه. تمام اين حرفها اينه كه ما و شما ها هممون به مرحله ي قرب نائل بشيم كه بين ما و خدا ديگه فاصله اي نباشه . اينو مرحوم علامه در رساله الولايه گفته؛ما از اينجا يك نتيجه مي گيريم ؛

 

- لذا؛از نظر ان بزرگوار معاني و ماهيت ولايت كه در قران امده است ،همه به اين اصل باز مي گردد كه بين انسان و خدا فاصله و حجاب و ....نباشد.

 

مرحوم حضرت علامه از نظر لغت و ماهيت ولايت رو به دوگونه براي ما توضيح مي ده كه برمي گرده به حرف مفردات كه بين خدا و انسان هيچ فاصله اي نباشد. جناب مرحوم علامه طباطبايي هم رضوان الله تعالي عليه هم مي گه ؛ انسان در اثر اجراي صحيح و درست دستورات شرع به جايي ،به مرتبه اي ميرسه كه در اون مرتبه در اثر قرب بين انسان و خدا ديگه هيچ فاصله اي نيست . البته توجه كنيد ما دو نوع ولايت داريم ،يك ولايت نزولي ،يك ولايت صعودي داريم. در ولايت نزولي بين ما و خدا هيچ فاصله اي نيست «و ان اقرب اليه من حبل الوريد » از نظر ان بزرگوار بين خدا و هيچ مخلوقي هيچ فاصله اي نيست ،بين خدا و هيچ مخلوقي فاصله اي نيست ،يعني بين خدا و اين اب ،اين كتاب فاصله هست ،يا نيست؟ نيست . مثل اب و ماهي دريا . اب دريا با كدوم موجود دريا فاصله داره ؟ ها!«ان اقرب اليه من حبل الوريد » من از رگ گردن به شما نزديكترم . بين خدا و انسان و هيچ موجودي فاصله نيست اين ولايت نزولي است .

 

- از نظر ان بزرگوار بين انسان و خداوند فاصله هاي اعتباري موجود است كه بايد انسان بر اساس دستورات شرع انها را كنار بزند و به مرتبه ي قرب برسد .(ولايت صعودي)

 

اين دوتا رو قاطي نكنيد . يه ولايت نزولي داريم ،يه ولايت صعودي داريم .

خداوند عالم از ما به ما نزديكتره . خدا به شما نزديكه ،ولي شما به خدا چي؟ خيلي دوريم ،اعتباريات و دلبستگيها و وابستگيها ،گناهان اين چيزايي كه بهش توجه نمي كنيم بين شما و خدا فاصله انداخته . و لذا بيايد در اثر سير و سلوك دين فاصله ها رو برداريد . وقتي فاصله ها رو برداشتيد نزول به صعود خودش متصل مي شه ،به اين مرتبه ميگن مرتبه ي چي؟ ولايت

ديگه قاطي نكنيد ،اقا مگه خدا از ما دوره؟ خدا به ما نزديكه ولي ما به خدا دوريم .متوجه شديد . اين رو ؟

من يه مطلبي دارم حيفم مي ياد كه درس ندم ردش كنم.

به اصطلاح يه ولايتي هم در عرفان هست كه همين رو عرفا به گونه اي توضيح دادند .حالا به خاطر اينكه جزوات شما هم كامل بشه من اين رو توضيح مي دم . ان شاالله كه از هر نظر در مكتب عرفان ولايت فقيه توضيح داده بشه.

مي نويسيم

 

- معنا و ماهيت ولايت در عرفان

 

البته همين حرفهاست ،عرفان هم چيزي خارج از اينها نميزنه . ولي به خاطر اينكه عرضم به حضور شما كه اين مسئله روشن بشه دونه دونه توضيحاتي مي ديم كه معانيش روشن بشه . اگرم لازم نيست فاكتور بگيريم؟

 

- در عرفان بنابر بيان محي الدين عربي ،محي الدين در فصوص الحكم مي گه ،كه (فهي الحقيقت كليه و صفته الهيه)مي فرمايد ولايت حقيقت كليه و صفت الهيه است.(وشان من شئون ذاتيه )و شاني از شئون ذات اقدس حق مي باشد .(التي تفتفي اظهور و الله علي الحميد ) مقتضي ظهور بوده و لذا خداوند ولي حميد است.

 

خيلي حرف قشنگيه ،براي همينه كه مي خوايم بگيم. بعدا اگر ولايت فقيه رو داريم ميگيم ،اين داره ميگه ولايت حقيقت كليه و صفت الهيه است و شاني از شئون ذات اقدس الهي است.

ولي مطلق كيه؟ خداوند . اين مي گه خدا ولي مطلقه . يعني تسلط بر عالم و نزديكي بر عالم فقط اختصاص به ذات چي؟ خداوند داره . يكي از اسماء خداوند چيه؟ (الله ولي الذين امنو )پس اين مي شه ولايت خداوند . بعد مي گه ولايت پيامبر.

پيغمبر گفت (من كنت مولاه وهذا علي مولاه) هر كس من مولاي اوهستم علي هم مي شه مولاي او. پس اول مي شه ولايت خدا بعد ولايت پيغمبر ،بعد ولايت به كي مي رسه ؟ امير المؤمنين . تا مي رسه به حضرت حجةبن الحسن . بعد از حجةبن الحسن مي رسه به فقيه.

اين سلسله طولي است ،سلسله ي عرضي نيست . بغل هم نيست . ولايت فقيه در اثر ولايت كيه؟ حجةبن الحسن ،ولايت حجةبن الحسن هم مياد تا ولايت امير المومنين .در اثر ولايت كيه ؟ ولايت پيغمبره. ولايت پيغمبر سر چشمه از ولايت كيه ؟ ولايت خداوند .

ولايت فقيه جداي از ولايت اهل بيت نيست در همون خطه.

محي الدين مي گه ؛ولايت حقيقت كليه است ،صفت خداست ما داريم بحث مي كنيم .

حالا چرا به فلاني ميگن ولي؟ چون جلوه ي خدا در اين شخص او رو به عنوان ولي نشون مي ده . يه روز جلوه ي ولايت در پيغمبره،پيغمبر مي شه ولي . امير المومنين مي شه ايينه ي خدا ،علي ميشه ولي خدا . يه موقعه ام فقيه مي شه جلوه ي پروردگار ،اونوقت توضيح خواهيم داد كه چگونه بايد باشه.

شان خالق نسبت به مخلوق دوريه يا نزديكي؟ نزديكي . يعني مي شه خداوند عالم باشه و چيزي بين خدا و بنده حجاب بندازه ؟ مي شه خداوند . چيزي خلق كنه و اون شيء از نظر خدا دور بشه ؟ حجاب باشه براش ؟ پس ولي از شئون ذاتيه ي پروردگاره . خداوند شانش ايجاب ميكنه نسبت به هيچ مخلوقي حجاب نداشته باشه و شانش ايجاب مي كنه كه در هيچ مخلوقي بدون سلطه نباشه . ( كن فيكون)

الان تو اونجا نشستي تحت ولايت خدا هستي يا نيستي؟ خداوند شانش ايجاب مي كنه كه بر تو تسلط داشته باشه يا نه ؟ بله حتما. ولي تو چي ؟ شانش ايجاب مي كنه با خدا قرب داشته باشي . اگر برسي . تو كار تو اگر هست ،ولي تو كار خدا اگر نيست. ميشه شان شئون ذاتيه.

 

- قيصري كه شارح اثار محي الدين است مي گويد ؛

 

قيصري شما حالا نشناختيد. خيلي ها كتاب محي الدين رو شرح و توضيح دادند .يكي از كساني كه خيلي خوب توضيح داده ،كتابهاي محي الين رو فردي است كه به نام قيصري است. كه شرح فصوص رو خوب شرح داده . فصوص الحكم رو من در درسهاي عرفان دادم فصوص الحكم شرح داره .شرح قيصري كه الان جزء متن درسهاي عرفاني در حوزه هاي علميه ،فصوص رو درس نمي دن ،چي رو درس مي دن ؟ شرح فصوص قيصري رو درس مي دن .

چون مطالبي كه در فصوص هست توسط قيصري باز شده و جناب قيصري در شرح فصوص مي فرمايد ؛دوتا حرف داره . دوتا حرفشم در اين ميگم .

 

- اولي مي فرمايد (الولايه في الصطلاح قرب به من الحق سبحانه) مي فرمايد ولايت عبارت است از قرب به حق مي باشد به گونه اي كه بين انسان و خدا فاصله اي نباشد .

 

ميبينيم حرف كي رو زده ؟ دوباره حرف مفردات. در يه جاي ديگه ميگه كه (اعلم ان ولايه محفوظه من ولايته و هي القرب )مي فرمايد بدان كه ولايت از ولي گرفته شده است . (هو اقرب بذلك يصلح حبيب ولي لكونهي وليا) و عبارت است از قرب براي اينكه حبيب ،ولي شناخته مي شود .

گوش كنيد اينجا كلمه ي جالبي گفته ،ما اين كلمه رو مخصوصا اورديم. ببينيد جناب قيصري مي فرمايد كه ولايت از ولي ،ولي هم يعني قرب. ولي نگاه كنيد شما ها كي رو دوست داريد ؟ اون كسي كه در دوست داشتن شما از همه جلوتره. اوني كه در چي شما؟ دوستي شما. نگاه كنيد مثلا الان دوتال بچه داريد ،همسر داريد ؛امام زمان داريد ،نگاه كنيد ببينيد در دوستي به شما نزديكتر است. ؟ اون ولي شماست.

من يه شكل بكشم ،اين بنده ميبينيد حبيب داره ،مثلا بچه اش جلوتره،اون كسي كه نزديكتره وليتره ،حبيب ميشه ولي.

شما نگاه كنيد بعضي ها مي گن حجة بن الحسن ،يا بن الحسن ،يا بن الحسن ،اما حجة بن الحسن رو براي بچه مي خوان و بچه رو براي خودشون مي خوان. پس اينا به حجةبن الحسن ولايت ندارند . به چي ئلايت دارن ؟ به بچه ولايت دارن . بچه چون نزديكترين فرد به اونهاست به اون ولايت دارن . در صورتي بازبونشون مي گن ،حجة بن الحسن . زبان مهم نيست ،قلب مهمه. قلب به كي نزديكتره به هر كسي كه نزديكتره . به اون ولايت داري . هر كه دورتره اون ديگه ولايته مرتبه داره . ديگه عقب تره. براي همينه كه وقتي خدا قرار مي گيره بين شما ميبينيد بين شما و اون چقدر فاصله است . مي گيد خدا ،خدا منتهي خدا رو براي چي مي خواهيد؟ براي اين وسطها مي خوايد . مثلا شما خدا رو براي سلامتي مي خوايد ،سلامتي مي شه چي ؟ ولي . خدا رو براي ها؟! براي مقام مي خوايد . مقام مي شه چي ؟  ولي . متوجه شديد چي گفتم .

ولذا وقتي كه انسان توانست بر اثر سير سلوك تمام اينها رو بذاره كنار بين او و خدا فاصله نيست و اين انسان ميشه ولي خدا . خدا مي شه چي ولي او متوجه شدي چي شد . بچه رو از ديد خدا ببينه همه چيز رو از جلوه ي خدا ببينه . و خدا اينقدر جلو بياد كه همه اينها رو از ديد چي ببينه ؟ خدا ببينه. چون بچه جلوه ي خداست . بايد محبت كنه ولي چون از اون ور بچه رو مي بينه بعد خدا رو مي بينه ،بچه مي شه چي ؟  ولي تو . و هر كس هم با ولي خودش محشور مي شه . ( الله ولي الذين امنو يخرجهم من الظلمات الي نور ) 

خدا كلا حاكم بر همه ي اينهاست . بين تو و خدا كيا رو بيشتر دوست داري ؟ زبان مي گه خدا ،ولي زبان درست نيست . قلب درسته . بايد بياي بين تو و خدا فاصله اي نباشه .

اينه كه به حضرت ابراهيم به خدا مي گه ؛مي فرمايد (و اذا تبلا ابراهيم ربه به كلمات و ... ) ابراهيم ديد حجاب بينشون هست . چي؟ اسماعيل .

اسماعيل رو ببر كجا ببر اونور بين ا نباشه . اسماعيل بايد بره اونور . همين كه كارد و كشيد اسماعيل رفت اونور و حالا كه رسيد اونور خدا مي گه ابراهيم تو به مقام ولايت رسيدي چون بين من و شما ديگه فاصله اي نيست . نمي دونم گرفتيد يانه؟ حرف قيصري يك كلمه است اما در عرفان خيلي معني داره.

اشتباه هر چقدر بكني از خدا دوري. خدا شوخي نداره اين مسئله ،مسئله ي تشريعي كه نيست ،يه وقت ميري اب مي خوري سم وارد بدنت ميشه مي گي خدا يا منو ببخش، ببخش خدا ،اثر سم رو در تو بي اثر نمي كنه. اشتباه مي كني خدا گناهشو مي بخشه اما اثر سم در بدن چيه؟ باقي . وقتي اب رو خوردي سم به تو ولايت پيدا كرد . ولايت سم به تو اثر خودش رو مي زاره ،ممكنه بگي خدايا منو ببخش خدا عقابشو برمي داره ولي اثر ش تكوينيه،اثرش تكويني ،بخششي نيست. در مسئله ي ولايت بخشش هر چيزي رو حل نمي كنه ،او عقاب رو بر مي داره همه چيز رو حل نمي كنه.

حرف جناب قيصري خيلي قشنگه . ببينيد خدا در كجاي قرب  شما قرار داره ، حجة بن الحسن كجا قرار داره ؟ واقعا اگر امر قائل بشه بين بچه تون و حجة بن الحسن كدومشو ن رو انتخاب مي كنيد ؟ زبوني نه ها.

 

خدا فكر نكن به حضرت ابراهيم گفت كدوم رو دوست داري؟ حضرت ابراهيم قطعا مي گفت خدا . در مرحله ي عمل ولايت انسان چي مي شه؟ ثابت مي شه.

يه روايت داريم كه مي گه اگر كسي هم متوجه نباشه در هنگام مرگ متوجه مي شه . اون زماني كه عزائيل داره مي ياد جانش رو بگيره اونجا قرب هر كس معلوم مي شه . جدايي از چيات ناراحتت مي كنه . ؟ وقتي عزرائيل جونتو مي گيره تو ناراحتي يا خوشحال؟ اونجا معلوم مي شه چرا ناراحتي،يه عمري با بچه ام ولي بودم حالا داري اين ولايت رو چيه ؟ حالا داري گريه مي كني . يه عمري يا مالم ولي بودم !!با خواهرم ولي بودم ،با برادرم. درحالي كه خدا در كنارت وايساده مي گه بنده ي خدا من الان وليتم . تو الان بايد دلت به من خوش باشه يا چيزي كه ازش جدا مي شي؟ دقت كرديد چي شد ؟ در اون وقت قشنگ براي انسان معنا و مفهومش مشخص مي شه.

 

محبت رو نمي گه بردار ،سير و سلوك مي كني كه چيكار كني ؟ براي اينه كه توان برداشتن اين محبت و گذاشتن پشت حجة بن الحسن رو داشته باشي . مي گه بچه رو بردار بذار پشت حجة بن الحسن از طريق حجة بن الحسن محبتت رو بهش برسون . حجةبن الحسن بر تو ولي باشه و اين ولايت او براين بچه هم تحقق پيدا كنه. حضرت ابراهيم اسماعيلشو برداشت گذاشت پشت خدا. حالا كه گذاشت پشت خدا كارد به اسماعيل كاري نكرد . به ما مي گه يه كارد معنوي بردار دستت بگير ،نمي خواد ببري سر بچه ات رو ،منتهي بين خود و بچه ات اين فاصله رو ببر بزار اونور . حالا كه گذاشتي اونور حالا خيلي قشنگ گفته ،حالا نگاه كن به ميزان محبتي كه داري ؟ چه كسي حبيب شماست؟ نزديكترين فرد . حبيب شما كيه ؟ اون شخصي كه با شما ولي است . قشنگ گفته قيصري نه؟!البته از چي صحبت كرده ؟ از همون مفردات گرفته و البته باز كرده.

حالا كه پيغمبر مي گه (من كنت مولاه و هذا علي مولاه ) مي گه هر كس كه به من نزديكترين حبيب او هستم حالا علي هم حبيب اوست . بين من ،اي سلمان ،اي اباذر، همچنان كه تا به حال ،من تا به امروز حبيب شما بودم علي هم پشت سر من حبيب شما باشه و كسي رو چلوتر از علي دوباره بين خودتون انتخاب نكنيد . من مخصوصا انتخاب كردم بگم.

در عرفان به طور كلي از نظر همهي عرفاي حقيقي ،ولايت يك مرحله از مراحل سلوك و كمال است كه انسان در اثر قرب به اين مرتبه مي رسد و عنوان ولي مي يابد .

همه ي عرفا بلا استثناء  گفتند ولايت يك مرحله از مراحل سلوك است . انسان اگر سير و سلوك خودش رو درست بكنه به يه جايي مي رسه بين او و خدايش فاصله اي نيست ،اين مرحله رو مي گن ولايت . اين شخص رو مي گن ولي خدا.

حالا ولي خدا يعني چي؟ يعني كسي كه بين او و خدا فاصله اي نيست.

ولايت مقام وحدانيت و يگانگي است كه بين انسان و خدا به وجود مي ايد . در اين مقام حجاب و پرده اي بين هيچ يك از مراتب انسان نيست . كه اين مرتبه رو ولايت مي گويند.

مثلا مي گيم كه ، ما يه طبع داريم يه قلب داريم ،يه سر داريم ،الي اخر.. ولايت عبارت است از ان كه شما بين اون مرتبه اي كه توش هستيد با خدا هيچ فاصله و حجابي نباشه  پس با اين حساب ولايت داراي چي مي شه؟ با اين حساب ولايت يك امر تشكيكي است كه داراي مراتب است . الان شما فرضا اقاي حداد رو مي گيد ولي خدا ،به حجةبن الحسن هم مي گيد ولي خدا ،ايا ولايتشون يكيه؟ نه ! ولايتشون مرتبه اي و هر كس در مرتبه اي كه داره . حجة بن الحسن ديگه فاصله اي بين او نيست ميشه ولايت مطلقه . قلبشو با خدا يكي كرده . محبت با خدا چيه ؟ يكي كرده.

دارم مي نويسم به خاطر اينكه همه ي حرفاي عرفا رو تو اين مسئله زده باشيم خسته كه نمي شيد. ؟

مقام يگانگي بين حبيب و محبوب و عاشق و معشوق به وجود مي ايد كه از نظر محبت هيچ فاصله اي در كار نيست كه اين امر نيزاز  مصاديق ولايت است .

همين حرفي كه الان زدم . جناب قيصري گفت ،به عنوان اينكه داشته باشيد .

يه حرفي هم مخصوصا در عرفان امده :

 

- ولايت حق به كساني كه در يكي از مراتب شرك (جلي و چه خفي ) باشد نميرسد .

- ولايت حق به كساني كه در حجابهاي نفساني خود قرار دارند نمي رسند .

 

ولايت حق به كساني كه داراي عبوديت مطلقه باشند مي رسد . (عبدي اطعنی حتي اجعلك مثل) .

 

پس حجاب ،كسي كه شرك است چه جلي و چه خفي باشد ،عجب دكتر خوبي جون منو نجات داد چيه؟ شرك خفي !كي نجات داد؟ خدا نجات داد .

و حجابهاي نفساني داشته باشيد من تو كار باشه ،مثلا كسي بياد بگه بالا چشمت ابرو وجودت دگرگون بشه و حجابهاي نفساني داشته باشيد خيالت راحت باشه تا اينو داري به خدا نمي رسي . بايد عبوديت مطلقه باشي . (عبدي) بنده ي من (حتي) تا اينكه (اجعلك) قرار بدم تو رو مثل خودم . يعني به اين مرتبه اي كه من هستم تو هم چي ؟ برسي.

يه تيكه ي ديگه بگم معنا و مفهوم ولايت رو اينجا تموم كنيم و در جلسه ي بعد بريم سر اقسام ولايت

به طور كلي از نظر هكه ي علما ي حقيقي ولايت از نبوت برتر مي باشد .

همه ي عرفا بلا استثناء گفته اند در مقايسه ي ولايت و نبوت ،ولايت برتره ،چرا؟

 

زيرا_ ولايت صفت حق است و نبوت صفت خلق است . (الله ولي الذين امنو) خدا مي گه نبي ؟ نبي صفت خلق است ، ولي صفت حق است.

 

زيرا _ ولايت جلوه ي حقي است در صورتي كه نبوت جلوه ي خلقي است .

 

يعني وقتي كه اين پيامبر اون طرفي كه به خدا ربط داره مي گيم ولايت اون طرفي كه به مردم ربطداره مي گيم چي؟ نبوت. ولايت جهت حقيشه ،ابراهيم پيغمبر بود گفت بيا سر اسماعيل رو ببر اسماعيل رو سرشو بريد ،جنبه ي خلقي است ولي وقتي به اون مقام رسيد شد ولايت . ولايت برتر از نبوت است .

 

زيرا_ ولايت باطن و سر ولي است در حالي كه نبوت ظاهر و اشكار از نبي است

 

. همه پيغمبر رو با چي مي شناسن ؟ با نبوت مي شناسن . ولي ولايت پيغمبر اشكار نيست روز غدير اشكار كرد براي اولين بار گفت من كنت مولاه . همش مي گفت من نبي ام اينجا پرده رو كنار زد گفت ، من ولي هستم .

 

زيرا_ ولايت ابدي بوده و نهايت ندارد در صورتي كه نبوت خاتمه پذير و محدود است.

 

نبوت چيه ؟ خاتمه پذير است ،خاتم النبيين ،يعني نبوت تموم شد ولي ولايت تموم شدني نيست .

 

زيرا_ ولايت  مقام عرفاني و كمالي انسان است ،نبوت مسئوليت و وظيفه مي باشد .

 

ها! ولايت چيه؟ كماله ولي نبوت چيه ؟ وظيفه.

 

زيرا _ در هر حال هدف از خلقت بشر و ارسال رسول رسيدن به ولايت مي باشد .

 

هر كه مي خواد باشه باشه ،هر حرفي كه مي خواي بزني بزن ،بلاخره هدف از خلقت بشر پيغمبر شدن نيست ،تازه پيغمبرا رو فرستاده خدا تا انسان ولي بشه . هدف از خلقت  نبوت شدن نيست ،بلكه ولي شدن هست.

همه ي انبياء ولايت داشتند .

 

خدا به شما توفيق بده ان شا الله همهي شما رو تحت ولايت حجة بن الحسن قرار بده ،قلبتون رو نسبت به امر ئبليت فقيه مستقيم بداره . خداوند توفيقاتتون رو در جنبه ي عبادي در حدي كه بتونيد به مقام ولايت برسيد قرار بده. 


موضوعات مرتبط: سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله)

تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 17:39 | نویسنده : گروه نور الزهرا |
گروه نورالزهرا
سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله) با موضوع:زن مکمل آفرينش و شريک سعادت انسان
سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله) با موضوع:تفسیر سوره مبارکه حمد
قسمتی از سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله) با موضوع:حضرت محمد (صل الله علیه و آله و سلم)
سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله) با موضوع:تفسیر سوره مبارکه کوثر (3)
سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله) با موضوع:تفسیر سوره مبارکه کوثر (2)
سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله) با موضوع:تفسیر سوره مبارکه کوثر (1)
قسمتی از سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله) با موضوع:فرزندان حضرت زینب علیهم السلام
سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله) با موضوع:اسماء و صفات الهی (2)
سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله) با موضوع:اسماء و صفات الهی (1)
مرحوم علامه طهرانی (روحی فداه)در راهپیمایی اوایل انقلاب
سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله) با موضوع:عوامل و عوارض سستی در عبادت به همراه شرح تسبی
سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده(حفظه الله) با موضوع:شرح حديث لوح حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیه
سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله) با موضوع:استدراج از دیدگاه قرآن و احادیث
یا مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف
السلام علیک یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها
شهادت حضرت محسن بن علی بن ابیطالب علیه السلام تسلیت باد
سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله) موضوع:حقیقت قرآن
ماه ربیع الاول مبارک باد
سخنرانی استاد حاج محمد علی ارزیده (حفظه الله) با موضوع:شناخت و معرفت قرآن کریم (1)
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.